د. وفیق إبراهیم در البناء چاپ بیروت نوشت: روسیه و ایران به دقت از سوی امریکا هدف گرفته شده اند؛ به نحوی که از دو دهه و نیم پیش، آمریکایی ها در عقب راندن روسیه به داخل مرزهای خود، موفق بوده اند و تنها یک پایگاه دریایی کوچک در سوریه برای روسها باقی مانده است. علاوه بر این، ایران نیز از سوی آمریکا تحت فشار اقتصادی شدیدی قرار دارد. این فشار مشترکی که دو کشور از سوی ایالات متحده متحمل می شوند، آن ها را به سمت ائتلاف استراتژیک در برابر یک قدرت بزرگ سوق می دهد.

در ادامه این مطلب آمده است: اما گذشته از این علت استراتژیک، دلایل دیگری نیز برای ائتلاف بین روسیه و ایران وجود دارد، از جمله آنکه دریای خزر، که بین دو کشور، با دولتهای دیگری از اسیای میانه، مشترک است، گذرگاه جایگزینی برای روسیه است که می تواند با استفاده از آن، به سرعت به سمت ایران، خلیج فارس، عراق و سوریه منتقل شده و تقریبا از خط دریای سیاه و تنگه های مرمره و اژه، که به سمت مدیترانه می رود، بی نیاز شود؛ یا اینکه حداقل دو مسیر در اختیار داشته باشد که تاثیر سیاست ترکیه بر ازادی حرکت روسیه را تضعیف کند.

از این جهت بود که سوریه برای دو شریک ایران و روسیه، از اهمیت زیادی برخوردار شد؛ چرا که یک کشور محوری مؤثر در منطقه عربی محسوب می شود. چه بسا همین نکته علت اصلی تمرکز خشن ترین حملات آمریکا به سوریه باشد؛ که البته در پوشش مبارزه با داعش، صورت گرفت.

با توجه به اینکه سرنگونی سوریه به معنای از دست رفتن تمام مشرق عربی و تضعیف شانس های ایران برای مقاومت است، این کشور به سرعت به سمت حمایت از سوریه شتافت. در ادامه، روسها که می دانستند شکست بشار اسد در مقابل آمریکایی ها، به معنای از دست دادن خاورمیانه است نیز به ایران پیوستند.

در این میان، برخی اختلافات بین روسیه و ایران بوجود آمد، که البته نگران کننده نبود و ائتلاف آنها همچنان پابرجا باقی ماند. در مقابل آمریکا، عربستان و قطر، محور سوریه، روسیه و ایران، به نظر قوی تر است؛ به این دلیل که این محور، با کشوری رابطه دارد که صاحب بزرگترین ذخایر نفت جهان است، یعنی ونزوئلا.

علاوه بر اینکه روسیه رتبه اول در زمینه ذخایر گازی را در اختیار دارد و پس از آن، ایران قرار گرفته است. این در حالی است که سوریه نیز از امکانات طبیعی گسترده ای بهره مند است؛ مجموع این امتیازها، معادله مذکور را در رأس توجهات جهانی و بویژه اروپایی قرار داده و دولتهای اروپایی را مجبور به برقراری ارتباط نزدیک با این معادله می کند.

این نکات می تواند میزان نیاز دو کشور ایران و روسیه به یکدیگر را تفسیر کند؛ بویژه در مرحله فعلی از درگیری آنها با آمریکا، که این کشور از استفاده از هیچ ابزاری برای فشار بر ایران و روسیه و حفظ حالت تک قطبی برای خود کوتاهی نمی کند.

بنابراین، حساب باز کردن دشمنان روی از میان رفتن نزدیکی ایران و روسیه، انتظاری بیهوده است؛ چرا که منافع دو کشور سخت در یکدیگر تنیده شده است.

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند