فیلم مرد عنکبوتی: دور از خانه فروش خود را به حدود یک میلیارد و ۱۱۰ میلیون دلار رساند. این فیلم با مشارکت سه شرکت «مارول استودیوز»، «کلمبیا پیکچرز» و «پاسکال استودیوز» تولید شده است. پخش جهانی آخرین قسمت مرد عنکبوتی که ۱۶۰ میلیون دلار خرج تولید آن شده، برعهده‌ی شرکت «سونی پیکچرز» بوده است.

فیلم «اونجرز: پایان بازی» که توسط شرکت دیزنی در جهان توزیع شده بود، در گیشه چنان فروش بالایی داشته که رکورد دو میلیارد و ۷۸۹ میلیون دلاری آواتار که از سال ۲۰۰۹ بالاترین رکورد فروش یک فیلم بوده را نیز شکسته و از فروش خیره‌کننده‌ی دو میلیارد و ۷۹۶ میلیون دلار گذشت.

شخصیت «کاپیتان مارول» هم پیش از آنکه در فیلم اونجرز: پایان بازی ظاهر شود، سال ۲۰۱۹ را با فیلمی دیگر از شرکت مارول به نام  همین شخصیت آغاز کرد و بعد از ۱۷ هفته اکران به فروش جهانی یک میلیارد و ۱۲۸ میلیون دلار رسید. پخش جهانی این فیلم هم به عهده‌ی شرکت دیزنی بود.

هر سه فیلم ابرقهرمانی بر پایه‌ی کامیک‌استریپ مشهور «ماروِل» تولید شده‌اند و امتیازشان به این شرکت تعلق دارد. این شرکت که سابقه‌ای طولانی در خلق ابرقهرمانان دنیای کامیک‌استریپ دارد، چند سال قبل از اینکه ۱۰۰ درصد سهامش را به دیزنی بفروشد، شروع به ساخت فیلم‌هایی بر اساس شخصیت‌های مخلوق خود کرد.

اما همه‌چیز به یک شرکت فیلمسازی و چند شخصیت محیرالعقول ختم نمی‌شود؛ ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم تنها علت درآمد خیره‌کننده‌ی مارول از این فیلم‌ها، جذابیت و عامه‌پسندی آن است. هرچند خود فیلم‌ها و پخصیت‌های اصلی آنها از نظری صمعی – بصری و سیاسی واجد ویژگی‌هایی‌اند که آنها را برای گسترده‌ترین طیف مخاطبان در سراسر دنیا جذاب می‌کند، اما فقط این نیست.

شرکت مارول در طول سالیان فعالیتش بیش از هشت هزار شخصیت داستانی خلق کرده و در قالب‌های مختلفی - از مجلات کامیک استریپ گرفته تا فیلم‌های سینمایی، سریال‌های تلویزیونی، بازی‌های رایانه‌ای، کارتهای بازی، اسباب‌بازی‌ها و لوازم جانبی و ... - آنها را عرضه کرده است. بدون شک هشت هزار شخصیت داستانی آنقدری هست که تنها بهره‌بردن از حق امتیازشان سود سرشاری برای مارول فراهم کند، اما غول‌های بی‌شاخ‌ودم عالم رسانه بویی از قناعت نبرده‌اند.

مارول که خودش یک ابر شرکت رسانه‌ای و سرگرمی‌سازی است، زیرمجموعه‌ی شرکت «دیزنی» است. دیزنی یکی از غول‌های رسانه‌ای جهان است که در زمینه‌های متعددی از جمله شبکه‌های رسانه‌ای، پارک‌های تفریحی، استودیوهای سرگرمی‌سازی، محصولات جانبی مختلف، پخش بین‌المللی و مستقیم به مصرف‌کننده فعال است.

همانطور که پیداست فعالیت‌های این شرکت عظیم، بسیار متنوع، گسترده و پیچیده است. شرکت‌هایی مثل دیزنی که به موفقیت‌های تجاری دست پیدا می‌کنند، اقدام به خرید شرکت‌های دیگری می‌کنند که ممکن است فعالیتی همسو با آنها داشته باشد یا حتی بالکل در زمینه‌ای دیگر فعالیت کند.

این اتفاق که تنها در یک نظام سرمایه‌داریِ جهانی‌شده‌ ممکن است، منجر به پدیده‌ای نه چندان تازه می‌شود که صاحب‌نظران از آن به عنوان «ادغام افقی» یاد می‌کنند. یعنی برخلاف «ادغام عمودی»، شرکت‌هایی که در هم ادغام می‌شوند، بدون اینکه ماهیت خود را تغییر دهند، هرکدام در زمینه‌ی تخصصی خود فعالیت می‌کنند اما سود حاصل از فعالیت‌های تمام شرکت‌ها در نهایت متمرکز می‌شود. به این ترتیب این شرکت‌ها نه تنها در زمینه‌های حرفه‌ای مختلف با یکدیگر همکاری می‌کنند، بلکه در صورت زیان یکی از آنها، هزینه‌های تحمیل شده از محل سود سایر شرکت‌ها جبران می‌شود.

مزیت دیگر این‌ نوع فعالیت اقتصادی نیز در این است که اگر پروژه‌ای – مانند یک فیلم سینمایی بلاک‌باستر - بقدری هزینه داشت که یک شرکت تولیدکننده از پس آن برنیامد، شرکت مادر مشکلی در تأمین بودجه‌ی مورد نیاز آن نخواهد داشت. علاوه بر این غول‌های رسانه‌ای بزرگی مانند دیزنی، از طریق شرکت‌های تابعه‌ی خود، علاوه بر تولید، در توزیع و عرضه‌ی محصولات نیز دست دارند.

علاوه بر این محصولات شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ طوری طراحی می‌شوند که بیشترین مخاطبان ممکن را پوشش دهند. تخصصی شدن نوعی از این طراحی است و در مقابل عام‌پسند بودن، نوع دیگری. در حالت تخصصی برنامه‌ها، فیلم‌ها و نمایشهای تولید شده گروه خاصی از مخاطبان را هدف قرار می‌دهند و کافی است تا انتظارات یک قضر محدود را برآورده کنند.

اما در تولید یک اثر عامه‌پسند، چنان که از اسمش پیداست، هدف جذب عام‌ترین و گسترده‌ترین قشر مخاطبان است. بنابراین دیدگاه‌های سیاسی – اجتماعی محافظه‌کارانه، تمرکز بر ماجراهای هیجان‌انگیز و احساسی، استفاده از جذابیت جنسی (تا حدی که قانون نمایش آن اثر برای کودکان را منع نکند)، اکشن و تعقیب‌وگریز، و مهمتر از همه تکیه بر داستانی آشنا برای مخاطبان (یکی از دلایل اصلی استفاده از شخصیت‌های کامیک‌بوک‌ها در فیلم‌ها آشنا بودن آنها برای مخاطب است) راهبردهایی است که است افزایش فروش یک فیلم را تضمین می‌کند.

در کنار اینها شرکتی‌ مانند دیزنی که ده‌ها شبکه‌ی تلویزیونیف کانال کابلی، شبکه‌ی ماهواره‌ای، سایت اینترنتی، بازی رایانه‌ای، اپلیکیشن، مجله، روزنامه و ...  را در سراسر دنیا در اختیاز دارد، برای تبلیغ فیلمی که تولید کرده کار دشواری در پیش نخواهد داشت.

بنابراین اگر شما مدیر شرکت مارول باشید و برای ساخت «اونجرز: پایان بازی» به ۳۵۶ میلیون دلار بودجه نیاز داشته باشید، نه‌تنها بابت تأمین بودجه نگران نیستید، بلکه می‌توانید مطمئن باشید که یکی دیگر از شرکت‌های زیرمجموعه‌ی دیزنی می‌تواند با پخش همزمان و گسترده‌ی فیلمتان در هزاران سالن سینما از آمریکا گرفته تا غنا و چین، آن هم در سالن‌هایی که تعداد زیادی از آنها متعلق به یکی از زیرمجموعه‌های شرکت دیزنی است، و با کمک تبلیغاتی که در ده‌ها رسانه‌ی متعلق به دیزنی انجام می‌شود، ۳۵۶ میلیون دلارتان در کوتاه‌مدت به دو میلیارد و ۷۸۹ میلیون دلار تبدیل می‌شود!

همچنین در درازمدت نیز با فروش امتیاز فیلمتان به شبکه‌های تلویزیونی، تبدیل آن به بازی رایانه‌ای، فروش موسیقی فیلم، ساخت عروسک، جاسوئیچی، لیوان، پوستر، کارت بازی، استفاده در پارک‌های تفریحی و ده‌ها مورد دیگر - که بیشتر آنها هم توسط زیرمجموعه‌های دیزنی انجام می‌شود – سود حاصل از فیلمی که تولید کرده‌اید به ده‌ها میلیارد دلار می‌رسد؛ و این چرخه با تولید دنباله‌ای دیگر برای فیلمی احمقانه‌ای که ساخته‌اید تمدید خواهد شد. چاه نفتی که خشک نخواهد شد.

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند