1. بارها از فعالیت هایی که ارگان های رسمی برای جلوگیری از رواج خرافات و اباطیل داشته اند، شنیده ایم. این که در فلان شهر، فلان جایی که عده ای با اهداف جاهلانه تبدیل به مرکز مقدسی کرده اند، یا کسی مدعی ارتباط با امام زمان یا خود خدا شده،  نهادهای رسمی مداخله کرده، اقدام به جمع آوری آنها و محدود کردنشان کرده اند. اینها از جمله اخبار خوبی بوده که می توانسته امیدی را برای اصلاح جامعه و نگرش علمی و دینی اصیل در پی داشته باشد. ای کاش این فعالیت ها، به صورت منظم گزارش می شد و حتی امکان دسترسی به این پرونده ها، برای نوشتن رساله ها و پایان نامه های دانشجویی بود.
۲. ضمن این که مع الاسف در این چهل سال، و با توجه به سرمایه ای که انقلاب از نگاه های واقع گرایانه و علمی و عقلانی داشت، امید می رفت این مراقبت بیشتر باشد که نشد و خیلی از امور باقی ماند و آسیب زد. بسیاری از امور، وقتی مشمول مرور زمان شود، مبارزه با آنها دشوارتر شده و به تدریج، به خاطر نوعی محافظه کاری که در وجود متدینین هست، از دایره نظارت خارج می شود.
3. نکته دیگر، روشنگری است نه این که لزوما نگاه امنیتی باشد. نگاه امنیتی موقت است، و هر زمانی ممکن است با تعویض افراد یا نگاه ها، مشکل پیدا شود. در حالی که اگر خط، خط روشنگری و علمی باشد، ریشه این قبیل رفتارها به طور اساسی خشکانده می شود. شخصا ترجیح می دهم این مسائل به نهادهای علمی سپرده شده یا حداقل با هم در ارتباط باشند. کما این که یک نمونه آن را اخیرا در قم شاهد بودیم.
۴. علاوه بر این که توجه به ریشه ها مهم است. آقایی که یکی از فعالان طب سنتی ست، یک نفر نیست، در حال حاضر یک تفکر است و می دانیم که برخی از سخنرانان حرفه ای مجالس مهم سیاسی و دانشجویی حامی او و تفکر وی بودند. صدای آنها را که مروج جهل بر منبر برخی از نهادها هستند، باید قطع کرد. اینها تفکر نیست که گفته شود هر کسی می تواند اظهار نظر کند، اینها ریشه تفکر را قطع می کند.
5. و نکته اخیر این که باید توجه داشت، جنبه مهم فعالیت هایی به نام طب سنتی، جنبه اقتصادی و مارکتینگ آن است. بسیاری در پشت سر این فعالیت ها، در انتظار منافع مادی هستند و نسخه پیچی های دویست، سیصد هزار تومانی از علوفه جات، صرف از نظر از جنبه های بهداشتی، فشار مالی هم در پی دارد.

این مطلب برایم مفید است