نشریه خط حزب‌الله در شماره جدید خود خاطره‌ای از دوران زندانی بودن حضرت آیت الله خامنه‌ای در دوران مبارزات انقلابی را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید؛

مرا به سلولی بردند. این سلول، مربعی دو متر در دو متر بود. نیمی از آن کمی بلندتر بود که به عنوان سکویی برای نشستن و خوابیدن در نظر گرفته بودند... من برای نخستین بار در چنین اتاقک کوچکی بازداشت شده می‌شدم. به قرآن پناه بردم و با صدای بلند به قرآن خواندن پرداختم. در تلاوت من نشانه‌ای از لهجه فارسی نیست و این شبهه را القا می‌کند که یک عرب در حال تلاوت است. همانطور که مشغول تلاوت بودم، دیدم فردی پوشش سوراخ کوچک در را پس زده و به من می‌نگرد. رفت و یکی دیگر آمد، و باز همینطور یکی دیگر. من گمان می‌کردم این افراد که جلوی سوراخ در می‌آیند و می‌روند، از نگهبانان هستند؛ اما زمانی فهمیدم که نگهبان نیستند که یکی از آنان با لهجه عربی مخصوص خوزستانی‌ها با من حرف زد. متوجه نشدم چه می‌گوید، و پاسخش را هم ندادم. یکی دیگر آمد و با عربی پرسید: تو اهوازی هستی؟ گفتم: نه، من مشهدی هستم. آنها رفتند و دیگر برنگشتند. بعدا فهمیدم آنها از تشکیلاتی بودند که 《جبهه آزادی بخش غرب》نامیده می‌شد.

این مطلب برایم مفید است