عبدالرضا مصری نایب رئیس مجلس شورای اسلامی مهمان برنامه این هفته دست خط بود. او در این برنامه درباره ماجرای آپارتمان گرفتن نمایندگان از وزرا، تصمیم‌گیری درباره افزایش قیمت بنزین و حضورش در دولت احمدی‌نژاد گفت.

بخش‌هایی از گفتگوی مصری را در ادامه می‌خوانید:

*آقای عباسی سخنگوی هیات رئیسه مصاحبه‌ای کرده و گفته بر اساس بررسی‌های صورت‌گرفته دو نماینده از وزارت‌خانه‌ای درخواست آپارتمان داشته‌اند. 

هفته گذشته در هیات رئیسه یک برادر عزیزی مصاحبه کرده بود که برخی استیضاح یا سوال از وزرا کرده‌اند و برای انصراف از این استیضاح به آنها آپارتمان داده‌اند. حقیقتاً خیلی از این مسئله برآشفته و ناراحت شدیم. اولاً یک سوال از وزیر یا استیضاح از وزیر این مقدار نمی‌ارزد که آپارتمان به کسی بدهند. از آقای دکتر عباسی به عنوان سخنگوی هیات رئیسه خواهش کردیم این جور موضوعات که پیش می‌آید، سخنگو باید ورود پیدا کند و مستندات نماینده را دریافت کند و بررسی کند و بعد ببیند اگر درست است، اطلاع‌رسانی کامل برای مردم انجام دهد و اگر غلط است، اعلام کند. 

ایشان مامور شد که این کار را انجام بدهد. گزارشی که ایشان آورد بعد از صحبت با آن برادر عزیز نماینده، گفت دو مورد تقاضا بوده و ربطی هم به سوال یا استیضاح نداشته است. من آنقدر از این اخبار متاثر می‌شوم که چرا به صراحت نمی‌گوییم فلانی بوده است؟ خب به صراحت بگوییم فلانی بوده است. به خاطر اینکه یک نفر محفوظ از کار بدی باشد که انجام داده است، ۲۹۰ نماینده را در اذهان مردم مورد اتهام قرار می‌دهید. حالا من می‌گویم خدایی حق آن یک نفر است یا ناحق این است که ۲۹۰ نفر به آن چوب رانده شوند؟

*آقای مصری بنزین در شش ماه دوم احتمال دارد گران شود؟

هیچ تصمیمی درباره ...

*در جلسه سران سه قوه باید تصمیم گرفته شود؟ جلسه‌ای که همین شنبه‌ها اقتصادی برگزار می‌شود.

بنزین که به تنهایی تصمیم‌گیری نمی‌شود.

*این قطعی است؟

اگر تصمیم گیری شود حامل های انرژی تصمیم‌گیری می‌شود ولی تا هفته قبل که بنده خبر دارم، چون این رد شدن امر محرمانه‌ای نیست، در جلسه سران مورد تائید قرار نگرفته است.

*در این برهه نیاز به این افزایش قیمت داریم؟ از منظر آدمی که اقتصاد را درک می‌کند بفرمائید.

ببینید، ما یکسری پول‌هایی داریم که در اختیار یک عده‌ای است. در بازتوزیع اگر به هدف بنشیند، موثر است. در زندگی یک نفر اصلاً اثری نگذاشته، اما مستقیماً در زندگی و سفره یک نفر تاثیرگذار است. یعنی ۴۰۰ گرم پنیر می‌خرید و حالا باید ۳۰۰ گرم پنیر بخرد و اگر ۳۰۰ گرم پنیر می‌خرید آن تعداد افرادی که سر سفره او می‌نشستند، سیر نمی‌شوند. اگر این بازتوزیع یعنی درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی، سفره آن را تامین کرد، این مطلوب است؛ یعنی هدف‌گذاری درست انجام شده است. من با دولت خاصی کار ندارم، من همیشه می‌گویم بحث‌های من حاکمیتی است نه دولتی! ولی اگر این پول در بودجه دولت رفت و دوباره خرج دولت شد، بر سفره مردم اثرگذار نبود به نظر من افزایش قیمت انجام نشود بهتر است که مثلا مبلمان عوض کنیم، ماشین‌های ادارات را عوض کنیم، دکوراسیون اتاق‌هایمان را عوض کنیم.

*شما از دولت احمدی نژاد جدا شدید و سفیر شدید. این ارتباطی با مخالفت شما با معاونت اولی آن بنده خدا داشت؟

نه، ارتباطی نداشت. آقای احمدی‌نژاد دعوت کرد. ۵ یا ۶ جا را محبت کرد معرفی کرد. بیمه مرکزی، سازمان تامین اجتماعی و برخی جاها بود. انصافاً هم با حسن نیت بود؛ چون هنوز دولت نهم بود. من اعتقاد به استخاره دارم. چیزهایی که عقلم نمی‌رسد را استخاره می‌گیرم. همه اینها به طریقی بد آمد. ایشان پیشنهاد ونزوئلا را که دادند خودم خیلی آن روز خنده‌ام گرفت که حالا من بروم و سفیر بشوم. با خودم می‌گفتم در کشور خودم کار کنم. وقتی استخاره کردیم عجیب خوب آمد. چیزی نبود که به نظر من کم باشد، چون اعتقاد هم دارم استخاره می‌گیریم و حتماً پای آن می‌ایستم، پذیرفتم و انصافاً هم یک دنیا تجربه بود.

* آن جلسه که با معاون اولی کسی که تعیین شده بود مخالفت کردید، چه گذشت؟

ببینید، من خودم را عرض می‌کنم، چون خیلی‌ها دوست دارند الان بگویند ما مخالف آقای مشایی بودیم و فلان. یک چیزی اولی بر مسئله معاون اولی و معاون دومی بود. اینها برای ما مهم نبود. ما اعتقاد داشتیم آن چه رهبری می‌فرمایند هم برای ما حجت حاکمیتی است ولی برای من و دوستان فراتر از این بود. ما آن را حجت شرعی می‌دانستیم. برای دولت دهم آنهایی که همراه‌تر بودند دعوت کرد. همیشه از ایشان ممنون هستم. ایشان یک فرصتی داد.

*گلایه‌ای به شما نکرد؟

نه. یک بار هم نگفت چرا نامه نوشتید و چرا امضا کردید. چون نامه نوشتیم و امضا کردیم. یک بار به من نگفت چرا شما نامه نوشتید. چرا امضا کردید و چه کاری انجام دادید.

*با چاوز هم ارتباط نزدیک داشتید؟

خیلی زیاد؛ یک انسان ...

*خاطره‌ای دارید؟

زیاد.

*برای ما بگوئید.

اولاً ایشان نسبت به ایران خیلی علاقه‌مند بود. بسیاری از دستوراتی که ایشان می‌داد خلاف چهارچوب‌های موجود بود، یعنی ایشان مثلاً پروژه‌هایی را که به ایران می‌داد، خارج از مناقصه و چهارچوب‌های دولتی بود و به خاطر موضع مشترکی که داشتیم، می‌داد. خیلی از کشورها حاضر بودند حتی زیر قیمت‌های ما برخی از کارها را انجام دهند. انصافاً هم برخی از شرکت‌های ایرانی آنجا باعث آبروی جمهوری اسلامی بودند. طوری شد که آنها با ۹ کشور برای خانه‌سازی قرارداد داشتند، تنها کشوری که تمدید کردند همین یک شرکت بود که دوباره ۱۰ هزار خانه دادند که بسازد.

یک موبایل به من داده بود که فقط در اختیار خود ایشان و وزرای ایشان بود و این سیستم کاملاً داخلی بود. هیچ زنگی نمی‌خورد و به هیچ جا هم نمی‌توانست زنگ بزند. فقط دو تا از سفیر داشتند. یک سفیر ایران و یک سفیر کوبا داشتند. بقیه وزرا بودند و خود آقای چاوز. یعنی زنگ می‌زد خودش مستقیم گوشی را می‌گرفت و زنگ می‌زد.

*انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ می‌توانید بگویید به چه کسی رای دادید؟

من به آقای قالیباف رای دادم.

این مطلب برایم مفید است