واکنش‌ها اما در توئیتر متناقض بود؛ عده‌ای بر اساس تجربه‌ی کاری در شرکت‌های مشابه، خصوصا در فضای استارتاپی بر این باور بودند که فارغ از صحت یا عدم صحت ماجرا، این حرکت معمول است، شرکت‌های بزرگتر همیشه درصدد جذب نیروهای نخبه از شرکت‌های کوچک‌تر هستند. عده‌ای دیگر از کاربران توییتر با تکیه بر اصول اخلاق حرفه‌ای دعوت به همکاری از کارمندان یک شرکت را محکوم کردند البته با اقرار به این نکته که این روشی استخدامی است که در دنیای کسب‌ و کار و حتی ورزش و هنر هم مصادیق بسیاری دارد.

از طرف دیگر عده‌ای به این نکته‌ مهم اشاره کردند که دعوت به همکاری در دو شرکت رقیب در بسیاری موارد با منع قانونی مواجه می‌شود، چرا که همزمان با امضای قرارداد شروع به کار، قرارداد «عدم افشا» NDA را هم امضا می‌کنند که طی آن متعهد می‌شوند تا مثلا دو سال پس از اتمام خدمت در شرکت مذکور، اجازه‌ی همکاری با شرکت رقیب و افشای اسرار و اطلاعات محرمانه‌اش را ندارد. این افراد با استناد به همین موضوع ادعای مطرح شده را شک‌برانگیز خواندند. البته عده‌ای هم با پیش کشیدن بحث اخلاق یادآور شدند همین شرکتی که الان دسته گل فرستاده قبلا مدیرعامل شرکت رقیب خود را استخدام کرده و این فرد در حال حاضر در بین مدیران ارشدش مشغول به کار است و چیزی که عوض دارد گله ندارد.

 

امر روزمره، امر اخلاقی

هد هانتینگ، یا شکار نیروی‌ کار، اصطلاحی جا افتاده و اقدامی معمول در کسب و کارهای سراسر دنیاست. اساسا کمپانی‌های بزرگ در کنار رکروترها یا همان نیروهای استخدام‌کننده در بخش منابع انسانی با کسانی به نام هد هانتر به صورت مستقل همکاری می‌کنند. هد هانترها وظیفه‌شان پیدا کردن نیروهایی است که در مراکز دیگر مشغول به کارند و شرکت می‌تواند از تجربه و تخصص‌شان استفاده کنند.

به همان اندازه که پوچینگ یا هد هانتینگ امری جا افتاده است، بحث درباره‌ اخلاقی بودن یا نبودن آن در فضای کسب و کار مناقشه‌برانگیز است. اصل وفاداری به کارفرما بدون شک ویژگی قابل‌تحسینی است، اما در مقابل آن نمی‌توان حق افراد متخصص برای انتخاب شغل بهتر و پیشرفت حرفه‌ای را نادیده گرفت. نیروی کار این حق را دارد که مدت‌ها روی یک پله‌ی نردبان ترقی شغلی در انتظار خالی شدن پوزیشن بالاتر نماند و درخواست همکاری شرکت دیگری که این پوزیشن را به او پیشنهاد می‌کند بپذیرد. اساسا هد هانتینگ به نیروی کار حق انتخاب می‌دهد و لزوم بهبود شرایط کار را برای حفظ نیروی انسانی به سازمان‌ها یادآور می‌شود و نهایتا به رشد و ارتقا هر دو کمک می‌کند. از طرف دیگر مسئولان منابع انسانی که در حوزه استخدام فعالیت می‌کنند هم این حق را دارند که به سراغ نیروی کار متخصص بروند که رزومه‌ی شغلی آن‌ها به خواست خودشان در فضای مجازی در دسترس است، فارغ از آنکه مشغول به کار در شرکت‌های رقیب هستند یا نه. اگر از وضعیت شغلی خود رضایت داشته باشند، قاعدتا پیشنهاد را رد می‌کنند، نه خطایی رخ می‌دهد و نه خسارتی وارد می‌شود.اگر هم آماده‌ی ایجاد یک تغییر باشند، وضعیتی شکل می‌گیرد که در آن نفع هر دو طرف تامین می‌شود به این معنا که کارگر همیشه فرصت انتخاب یک پوزیشن بهتر را دارد و از طرف دیگر کارفرما وادار می‌شود رضایت شغلی کارگران خود را تامین کند تا نیروی انسانی خود را به سادگی از دست ندهد و این بهبود شرایط در آینده جذب نیروی انسانی متخصص را ساده‌تر می‌کند.

 

نمونه یک هد هانتینگ جنجالی در تاریخ کمپانی‌های بزرگ

فوریه ۲۰۱۹ روزنامه تایمز کره خبری منتشر کرد مبنی بر دعوت به کار کمپانی اپل از متخصصان الکترونیک شرکت سامسونگ. این یعنی بزرگ‌ترین کمپانی دنیا (از نظر بازار سرمایه) همچنان به دنبال هد هانت تکنیسین‌ها و مهندسان متخصص هستند. یکی از مدیران کمپانی کره‌ای گفته بود که اپل با رقم‌ دستمزد بسیار بالا و مزایای متعدد به پرسنل در حال فعالیت در سامسونگ پیشنهاد همکاری داد و در نهایت موفق شده آن‌ها را استخدام کند. واکنش مدیران سامسونگ به مهاجرت دسته‌جمعی نیروی کار خود این بود: «کارمندان سامسونگ در انتخاب‌های‌شان استقلال نظر کامل دارند. اپل ترجیح می‌دهد کارمندان ما را به کار  دعوت کند چرا که همه‌ی آن‌ها مستعد، کارآمد و آماده‌ی یادگیری هستند.»

اپل پیش از این هم برای جذب نیرو پیشنهاداتی برای کارکنان شرکت تسلا موتورز، مرسدس بنز و دیگر سازندگان ماشین‌های الکترونیک فرستاده بود.

روزنامه تایمز کره در ادامه به این نکته اشاره می‌کند که شرکت سامسونگ در امریکا و شرکت اپل در این زمینه با هم اختلافاتی دارند اما سعی دارند در کنار هم این شیوه‌ی مشارکت تجاری را عادی‌سازی کنند.

عادی‌سازی مبادله‌ی نیروی انسانی در بین شرکت‌های بزرگ در بلندمدت منافع بسیاری خواهد داشت، هم برای کارفرما و هم برای کارگر. کارفرما در چنین شرایطی می‌تواند جنگ رقابتی و شوی تبلیغاتی راه بیاندازد، فضای رقابتی را برآشوبد یا این حق طبیعی را برای رقبای خود قائل شود و حرفه‌ای رفتار کند؛ بدون شک واکنش هر شرکتی، نسبت به چنین تقابل‌هایی در محیط رقابتی، برآمده از استراتژی کلانی است که برای جهت‌دهی افکار عمومی نسبت به تصویر کلی برند، سهم گرفتن در زمین مسابقه و تعیین جایگاه خود نسبت به شرکت‌های مشابه تدوین شده است.

این مطلب برایم مفید است