همه مردم و همه احزاب می‌توانند مدافع جغرافیای ایران باشند؛ اما این گفتمانی صرفا سیاسی نیست، بلکه بیشتر ماهیتِ ژئوپلیتیک دارد و در آن کسانی دست بالا را پیدا خواهند کرد که بتوانند در خط مقدم این دفاع حضور داشته باشند. حضور نظامی که تبعات آن سیاسی خواهد بود.

صیانت از مرزهای کشور در برابر بیگانگان است که احساسِ هویت ملی گمشده را برمی‌انگیزد و غرور ملی را جلا می‌دهد. این فرصت مغتنمی است برای چهره‌های نظامی که به چهره‌های سیاسی تبدیل شوند و سیاستی خلق کنند و مسئله اینجاست که چه کسانی از این سیاست برخواهند خاست. با مقایسه واکنش‌های مردم در فضای مجازی به دستگیری ۱۰ ملوان آمریکایی در سال ۱۳۹۴ و توقیفِ نفت‌کش انگلیس در تیرماه ۱۳۹۸ به تغییر سیاسی ایجادشده بیش از پیش پی خواهیم برد.

شرایط به سمت‌وسویی پیش می‌رود که کار را برای تأثیرگذاری جناح‌های سیاسی و چهره‌های آنها به‌مراتب دشوارتر خواهد کرد. اگر نیروهای سیاسی نتوانند دست به احیا و بازسازی خود بزنند و بر کلیشه‌های سیاسی‌شان پافشاری کنند، فرصت از دست می‌رود و آنان که روی کار می‌آیند بیش از آنکه جریان سومی در سیاست باشند، دولت سومی‌اند که با تکیه بر مفهوم هویت ملی به قدرت می‌رسند، مفهومی که پیش‌تر دو دولت خاتمی و احمدی‌نژاد هزینه آن را پرداخته‌اند.

 

این مطلب برایم مفید است