در یادداشتی به قلم رامین مظاهری خبرنگار پرس تی وی در پاریس آمده است:  شبکه فارسی‌زبان ایران اینترنشنال که از سوی محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان حمایت مالی می‌شود، با هدف تبلیغ علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند. این شبکه به عنوان رسانه ترویست‌ها نیز شناخته می‌شود چراکه چند ماه پیش، مصاحبه‌ای را با عاملان گروه تروریستی الاحوازیه ترتیب داد که در جریان حمله این گروه تروریستی در شهر اهواز ایران، ۲۵ نفر کشته و ۷۰ نفر نیز زخمی شدند.

ظاهرا محمد بن سلمان تصور می‌کند که تلویزیون، عاشق رضا پهلوی است. او احتمالا بر این عقیده است که تلویزیون، تمامی پادشاهان را دوست دارد و چه کسی بهتر از رضا پهلوی.

به نظر می‌رسد که محمد بن سلمان و ایران اینترنشنال در جذب مخاطب با چالشی بزرگ مواجه‌اند چرا که مردم ایران علاقه‌ای به اهداف برنامه‌های این شبکه ندارند. اهدافی همچون شستشوی جنایات خاندان پهلوی که برای مردم ایران قابل قبول نیست. رضا پهلوی، تغییر دیدگاه‌های مردم ایران نسبت به خانواده خود را بسیار دشوار می‌بیند. خانواده‌ای که در ایران به عنوان عروسک‌های خیمه‌شب بازی قدرت‌های خارجی شناخته می‌شوند که هرگز به دنبال خیر و خوبی برای مردم ایران نبودند.

رضا پهلوی برای اجرای این برنامه در شبکه ایران اینترنشال تنها با ۲ درصد از دستمزدی که خود پیشنهاد داده بود، به توافق رسید. شاید او به این دلیل نرخ خود را پایین آورد که می‌دانست یک شاه واقعی نیست، بلکه  مدت هاست در انتظار پادشاهی است.

متاسفانه باید گفت که این تخفیف رضا پهلوی به ایران اینترنشنال سبب می‌شود تا پول بیشتری در جیب ایران اینترنشنال بماند. قطعا تروریست‌های مخالف ایران این اقدام رضا پهلوی در کاهش دستمزد خود را مورد تحسین قرار می‌دهند.

چندی پیش نیز در گزارشی آمده بود که وی بعد از اعمال فشار از سوی سرویس‌های اطلاعاتی یکی از کشور‌های اروپایی، از درخواست خود برای دریافت دستمزد بالا برای اجرای این برنامه منصرف شد. این کشور با توجه به اجلاس ضد ایرانی ۲۰۱۸ ورشو پایتخت لهستان که با حمایت آمریکا برگزار شد، قطعا لهستان است. البته ممکن است به اعتقاد خیلی از ایرانی ها، انگلیس همان کشور اروپایی مدنظر باشد چرا که این کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره با دادن رشوه به نخبگان ایرانی از آن‌ها برای ضربه زدن به ایران استفاده کرده است.

کشور دیگر اروپایی با تمایلات نئوامپریالیستی که احتمال درگیر شدن آن با چنین ماجرایی می‌رود، فرانسه است. آن‌ها از مدت‌ها پیش، گروه تروریستی مجاهدین خلق را در کشور خود جای داده‌اند و می‌توان با دیده شک و تردید به آن‌ها نگریست.

در این بین، گروهک منافقین، اما نگاه مثبتی به رضا پهلوی نداشته و تمایل ندارد تا وی را به عنوان رهبر اپوزیسیون ببینند. این گروه به عربستان هشدار داد که در صورت استفاده از رضا پهلوی در این برنامه تلویزیونی، طی اقدامی تلافی‌جویانه دست به افشاگری خواهد زد.

این ماجرا به گونه‌ای است که از یک طرف شاهد درگیری میان مجاهدین خلق و رضا پهلوی هستیم و از طرفی دیگر، عربستان تلاش می‌کند تا هر دو را در کنار هم نگه دارد تا به هدف خود دست یابد. اما حقیقت این است که هیچ یک از این دو، جایی در میان ایرانی‌ها ندارند.

گاهی اوقات افرادی که در یک مسابقه از دیگران عقب افتاده اند خود را متقاعد می‌کنند که برنده می‌شوند، و در واقع در اینجا هم همین مورد مشاهده می‌شود. تماشای مجاهدین خلق در حال بحث با رضا پهلوی در حالی که سعودی‌ها سعی می‌کنند افسار هر دو را در دست داشته باشند، تمام ایران را به یاد می‌آورد فیلم «سه کله‌پوک» می‌اندازد. نمایشی واقع نما از تصادف دو خودرو که همان خاندان پهلوی و منافقین هستند. فیلمی بسیار دهشت انگیز که ایرانی‌ها با علاقه‌ای آمیخته به آرامش خیال به تماشایش می‌نشینند، چون کابوس‌های ملی ما از آنان به پایان رسیده است.

مهم نیست که آن‌ها از حمایت آمریکا، اسرائیل، انگلیس، کشور‌های عربی و یا فرانسه برخوردارند و تا چه اندازه توسط رسانه‌های جریان اصلی همانند نیویورک تایمز یا پلتیکیو تبلیغ می‌شوند، نکته حائز اهمیت این است که هیچ کدام از آن ها، از ذره‌ای حمایت سیاسی در ایران برخوردار نیستند.

رضا پهلوی در قالب این برنامه سعی دارد تا به کشور‌های جهان سفر و با سران جنبش‌های مخالف دیدار و گفتگو کند. در واقع، هر جنبشی که به دنبال احیای ساختار سلطنتی باشند، به صورت خودکار جزو گروه‌های استبدادی به حساب می‌آیند. هواداران لیبرال دموکراسی (چه از نوع جمهوری‌خواه و چه از نوع سلطنت مشروطه) که در برنامه رضا پهلوی حضور می‌یابند، افرادی فرصت‌طلب و با خوی اشرافی‌گری به شمار می‌آیند.

به نظر می‌رسد رضا پهلوی در این برنامه، تنها دو جنبه از جهان را برای مخاطبان خود ارائه خواهد داد. البته پیش‌تر به این دو جنبه یعنی سلطنت‌های مستبد در جهان اسلام و سلطنت‌های لیبرال دموکرات در اروپا توسط دیگر رسانه ها، بسیار پرداخته شده است.

طنز فوق العاده سرگرم کننده‌ای که هر وقت با یکی از ایرانیان ثروتمند طرفدار بازگشت حکومت شاهنشاهی بحث می‌کنیم این است: آن‌ها در ذهن و گفتمان خود تصور می‌کنند که داریوش بزرگ باز خواهد گشت، اما واقعیت این است که این فرد فقط رضا پهلوی است.

رضا پهلوی از نگاه ایرانی ها، به عنوان یک فرد باهوش شناخته نمی‌شود و تنها کارش، سخنرانی علیه ایران در ازای دریافت مبالغ قابل‌توجه است. هیچ‌کس، البته به استثنای آمریکا، تصور نمی‌کند یک «ستاره تلویزیونی» می‌تواند از عهده اداره یک کشور برآید.

چه کسی بیینده برنامه جدید رضا پهلوی است؟

به جرات می‌توان گفت که هیچ فرد زیر ۴۰ سالی، مخاطب این برنامه نیست. این برنامه اساسا بر مبنای خاطرات گذشته بنا نهاده شده و از آن جایی که جوانان ایرانی هیچ تجربه و خاطره‌ای از دوران پهلوی ندارند، قطعا تمایلی برای تماشای آن نشان نمی‌دهند. از سویی دیگر، آن‌ها همانند دیگر جوانان کشور‌های فرانسه، الجزیره و یا آمریکا با مفاهیم سیاسی مدرن درگیر بوده‌اند و کمتر به گذشته می‌نگرند.

در میان میانسالان، هیچ یک از حامیان گروه‌های اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا این برنامه را جدی نخواهند گرفت. آن دسته از میانسالانی هم که مخاطب این برنامه هستند، دیگر به دنبال احیای شاه نیستند و از آن‌جایی که سنی از آن‌ها گذشته است، تنها از سر کنجکاوی می‌خواهند بدانند که چگونه روز‌های جوانی آن‌ها سپری شده است.

رضا پهلوی کسی نیست که ایرانی‌ها ارزشی برای او قائل باشند چراکه حتی غیرایرانی‌ها هم می‌دانند که او یک شخص فرصت‌طلب بی‌شرم است و از ویژگی‌های شخصیتی وی همین بس که برای رسیدن به قدرت دست به دامن رژیم سعودی شده است.

از طرفی دیگر نباید فراموش کرد که رضا پهلوی با آمریکایی‌ها نیز همکاری می‌کند. کسانی که حتی به پدر او رحم نکردند و او را از بیمارستان بیرون و به پاناما منتقل کردند.

بدیهی است که امپریالیست‌های غربی و صهیونیست‌ها برای نادیده گرفتن ناپختگی سیاسی وی دلایل خودخواهانه خود را دارند که به نظر نمی‌رسد رضا پهلوی نیز این واقعیت را درک کند. متاسفانه وی برای مبرا نشان دادن خود این واقعیت را درک نمی‌کند.

تنها راه رضا پهلوی برای اینکه خود را تا حدودی وطن پرست، رهبر و بنا بر ادعایش یک شیعه نشان دهد این است که از الگو‌هایی مثل آخرین امپراطور چین، پوی یی پیروی کند. اما برای برخی افراد دو درصد کار فریبکارانه بهتر از ۱۰۰ درصد کار اجتماعی کارآمد است؛ برخی افراد با بدترین عناصر جامعه همکاری می‌کنند تا جلال، قدرت و آسایش را به زور به دست آورند.

مردم انقلابی چین، پو یی را که یک حاکمی خودکامه و مستند بود و سعی می‌کرد تا خود را فرد خوبی نشان دهد، برکنار کردند. او در سال ۱۹۴۹ به جای اعدام، به ۱۰ سال زندان محکوم و پس از آن به عنوان رفتگر و باغبان معمولی به کار گرفته شد. او مرتب از انتخاب دموکراتیک مردم چین حمایت می‌کرد و ظاهرا به این باور رسیده بود که دیگر دوران سلطنت و خودکامگی به پایان رسیده و مردم خواهان چنین وضعیتی نیستند. اما آنچه که پو یی از آن غفلت می‌کرد، همکاری با دشمنان مردم چین و فروختن خود با ۹۸ درصد تخفیف به این افراد بود.

تنها چیزی که می‌توان در مورد رضا پهلوی گفت این است که احتمالا محبوبیت او نزد ایرانی‌ها بیشتر از گروه مجاهدین خلق است. گروهی تروریستی که در زمان جنگ ایران و عراق در کنار صدام ایستادند و با مردم ایران جنگیدند. ایرانی‌ها هرگز این گروه و اقداماتشان را فراموش نمی‌کند و آن‌ها را نخواهند بخشید.

به جرات می‌توان گفت که رضا پهلوی و مجاهدین خلق در کنار هم، از ۲ درصد حمایت هم در ایران برخوردار نیستند. مسئله‌ای که نشریه پلتیکو نیز به آن اشاره کرد و نوشت «نمی توان حدس زد که این خانواده سلطنتی از چه میزان حمایت در ایران برخوردارند.» این نشریه به خوبی به این مساله واقف است که رضا پهلوی و یا مجاهدین خلق، از کمترین حمایت‌ها نیز برخوردار نیستند، اما نمی‌خواهد این حقیقت برای غیرایرانی‌ها خواننده این نشریه نیز روشن شود.

بد نیست بدانید شخصیت‌های کارتونی دیزنی لند در برخی از انتخابات آمریکا تقریبا ۲ درصد از آراء را به خود اختصاص می‌دهند و با یک محاسبه ساده می‌توان این چنین گفت که رضا پهلوی و مجاهدین خلق نیز در ایران به اندازه شخصیت‌های کارتونی دیزنی لند همانند میکی موس طرفدار دارند.

تنها کسانی که بیننده برنامه بن سلمان و ایران اینترنشنال با اجرای رضا پهلوی هستند، ثروتمندان ایرانی ساکن لس آنجلس یا واشینگتن دی‌سی هستند. برنامه رضا پهلوی با این هدف طراحی شده تا به این گروه اجازه دهد تا همچنان به زندگی در حباب خود ادامه دهند. افرادی که با ثروت‌هایی که مشخص نیست از چه طریقی به دست آمده، از کشور خود فرار کردند و نتوانستند به مردم خود در انقلابی که برای شکل‌گیری و حفظ آن، دهه‌ها تلاش کردند کمک کنند. امثال رضا پهلوی هرگز نمی‌توانند رهبری ایران مدرن را به دست بگیرند و از چنین صلاحیتی برخوردار نیستند چراکه شرورانه و خائنانه از هرگونه جنگ سخت و نرم، تحریم و کشتار هم‌وطنان خود حمایت کردند و حتی به خانواده خود نیز رحم نکردند.

با این‌حال، اگرچه ممکن است تیم ضد ایرانی عربستان، ایران اینترنشنال و رضا پهلوی بسیار ثروتمند باشند و بتوانند دست به هر اقدامی در تلویزیون بزنند، اما حقیقت آن است که این تیم بسیار کوچک و پا به سن گذاشته هستند و همانند دیگر پادشان سلطنت‌طلب، به زودی به تاریخ خواهند پیوست.

 

این مطلب برایم مفید است