حضور یک ماهه ذوالنوری در ریاست کمیسیون امنیت ملی حکایت از آن دارد که مواضع این چهره اصولگرا چندان منطبق با جایگاه مهم و استراتژیک این کمیسیون نیست. در این راستا برخی از اعضای کمیسیون امنیت ملی هم می‌گویند در این یک‌ماهه اظهار نظرهایی از سوی رئیس کمیسیون امنیت مطرح شد که برخی از اعضا دوستانه با او در این رابطه صحبت کردند تا در اظهاراتش کمی رعایت مصالح و منافع را نیز داشته باشد.

آتش زننده برجام، رئیس کمیسیون امنیت شد

یک سال پیش بود که خبر آتش زدن پرچم آمریکا در صحن علنی مجلس غوغا به پا کرد البته در کنار کبریت گرفتن زیر پرچم یک کشور، کسی هم آمد و برجام را آتش زد؛ هرچند همه علم مخالفت با این رفتار را به دست گرفتند اما یک‌سال بعد از این ماجرا اعضای کمیسیون امنیت ملی که خودشان داعیه‌دار بودند که باید مجلس را از رفتارهای تند دور کرد کسی را بر کرسی ریاست این کمیسیون نشاندند که خودش برجام را آتش زده بود.

انتخاب ذوالنوری به ریاست این کمیسیون که در نتیجه ائتلاف های فراکسیونی پشت پرده صورت گرفت همه نگاه ها را طی یک ماه گذشته متوجه او کرده است تا مشخص شود ذوالنوری این روزها از جایگاه رئیس استراتژیک ترین کمیسیون مجلس سخن می گوید یا از جایگاه یک چهره سیاسی نزدیک به دلواپسان. حساسیتی که تاحدودی به مواضع پیشین او مرتبط می‌شود.

ذوالنوری همان کسی است که اعلام کرد دولت اوباما در جریان مذاکرات به مسوولان ایران ۲۵۰۰ تابعیت داده است و فرزندان مسوولان در این ماجرا سبقت گرفته‌اند مسئله‌ای که بهانه‌ای به دست ترامپ تا بر روی آن مانور بدهد. ترامپ در توئیترش نوشت: «به تازگی مشخص شده است که دولت اوباما در جریان مذاکرات وحشتناک بر سر توافق هسته‌ای با ایران به ۲۵۰۰ ایرانی شامل مقامات دولتی حق شهروندی اعطا کرده است. چقدر این مساله بد و بزرگ است.»

 اینها بخشی از اظهار نظرهای ذالنوری پیش از ریاستش بر کمیسیون امنیت ملی است. او بعد از تکیه زدن بر کرسی ریاست هم چندان تغییری در مواضع خود نداده است.

برای مثال ۷ تیر ذوالنوری در اظهارنظری گفته است: برخی افراد داخلی ‌دلشان با غرب است و ننگ بر آنها که چشم خود را بسته و مصیبت‌های جهان اسلامی را مشاهده نمی‌کنند و خود را به نفهمی زدند، برخی افراد انقلاب اسلامی را محصول مشکلات می‌دانند و این موضوع را که دشمنی‌های آمریکا سبب مشکلات جامعه است نمی‌پذیرند.

او یک هفته بعد درباره اینستکس اینچنین می‌گوید: یا ما نمی‌دانستیم که چرا آمریکا بیرون رفته است و یا می‌دانستیم که چرا بیرون رفته است. اگر نمی‌دانستیم، حق‌مان است که کلاه سرمان برود و اگر می‌دانستیم پس چرا با مردم صادقانه حرف نمی‌زنیم؟ دشمن بر روی حرف و موضع ما از مساله حساب باز می‌کند و بر همین اساس تصمیم می‌گیرد. وقتی که این‌گونه با موضوع برخورد می‌کنیم، طبیعی است که از آن موضوع ناقص‌الخلقه، چیزی به نام اینستکس که امروز مطرح است بربیاید. ما حتی به بالاتر از کاهش تعهدات خود یعنی خروج از برجام و خروج از NPT نیز فکر می‌کنیم.

اما جنجالی ترین اظهارنظر زمانی صورت گرفت که یکی از رسانه ها به نقل از او خبر داد که ذوالنوری از باز شدن باب مذاکره بین ایران و آمریکا استقبال کرده است. اظهارنظری که یک روز بعد از سوی رئیس کمیسیون امنیت تکذیب شد و آن را دروغ رسانه ای نامید.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند