پدر گرانقدرش امام موسی کاظم (علیه السلام) و مادر گرامی اش نجمه بود که به ایشان ام ولد، تکتم، اروی، سکن، ام البنین و طاهره نیز می‌گفتند.

 فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) از تبار پاکان و بانویی بود که با سربلندی و افتخار پلکان ملکوت را طی کرد و به رتبه ای بس والا دست یافت. ایشان به القاب طاهره، تقیه، رضیه، مرضیه، نقیه، حمیده، رشیده، سیده، اخت الرضا و محدثه ملقب بود. دوران کودکی آن حضرت در کانون گرم خانواده و در محضر پدر بزرگوارش گذشت ولی پس از آن، یعنی از سال  ۱۷۹ تا ۱۸۳ هـ.ق به دلیل حضور امام کاظم (علیه السلام) در زندان هارون عباسی، حضرت معصومه(س) تحت سرپرستی برادر بزرگوار خود قرار گرفت.

طبق نقل تاریخ، امام رضا (علیه السلام) در ۲۵ ذی القعده سال ۲۰۱ هجری قمری به اجبار از مدینه به سمت مرو حرکت کرد و به اصرار مأمون مجبور به پذیرش ولایتعهدی شد. هنگامی که حضرت رضا (علیه السلام) از مدینه به مرو تبعید شد، با خانواده و نیز با شیعیان و دوستداران خود در مدینه وداع کرد. پس از رفتن امام هشتم(ع) از مدینه، زندگی برای بنی هاشم که بیشتر از خاندان موسوی بودند، بسیار سخت شد و این امر هم به دلیل جدایی از امام و مولایشان و هم به خاطر فشار روزافزون عوامل بنی عباس بود. امام رضا (علیه السلام) پس از سکونت در مرو، نامه ای خطاب به خواهر گرامی‌اش حضرت فاطمه معصومه (س) مرقوم فرمود .

حضرت پس از دریافت نامه برادر، به همراه همراهان‌شان که عمدتاً از خاندان موسوی بودند، سفر خود را از شهر مدینه آغاز و تا معدن نقره (که محل تلاقی راه بصره، کوفه و مدینه است و هشتمین منزل راه به حساب می‌آید)، مسیرشان با مسیر حرکت امام رضا (علیه السلام) مشترک بود. پس از معدن نقره، امام رضا (علیه السلام) راه نباج را در پیش گرفته بود، در حالی که حضرت معصومه (س) به قادسیه می‌رفت تا از مسیر کوفه راه را ادامه دهد. حضرت معصومه (س) پس از قادسیه از کوفه، نجف، بغداد و کاظمین عبور کرد. آن حضرت برای ادامه مسیر تا مرو، باید خود را از بغداد به شهر ری می‌رساند و از آنجا راه شمال را در پیش می‌گرفت و از راه آمل، ساری و... به مرو می‌رفت و یا از راه ری، ورامین، خوار و سمنان که راه کویری است، به دیدار برادر نایل می‌شد؛ اما بر اثر اتفاق ناگواری این سفر در ساوه ناتمام ماند.

رسیدن به ساوه

هنگامی که کاروان آن حضرت به ساوه رسید مأموران حکومتی که پیش از این از وضعیت کاروان و مقصد آن با خبر بودند به آنان حمله ور شدند. در این درگیری تعدادی از برادران آن حضرت به نام‌های هارون، فضل، جعفر، هادی، قاسم، زید و تعدادی از برادرزادگان و تنی چند از غلامان و کنیزان به شهادت رسیدند.

به محض اینکه خبر رسیدن کاروان به مردم قم رسید، شیعیان قم و در رأس آنان خاندان سعد که از شیعیان عرب اشعری و ساکن قم بودند، به سرپرستی موسی بن خزرج به ساوه و محضر دختر امام هفتم(ع) رسیدند و از آن حضرت دعوت نمودند تا به قم عزیمت کنند. آن حضرت به محض مشاهده کاروان شیعیان قم خوشحال شده و فرمودند: تا قم چقدر فاصله است؟ عرض کردند:۱۰ فرسخ. فرمودند مرا به قم ببرید زیرا از پدرم شنیدم که فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ماست. 

شیعیان قم با جلال و شکوه فراوان کاروان آن حضرت را بر محمل شتران سوار نموده و با محافظت ویژه، ایشان را از ساوه به سمت قم حرکت دادند. با ورود حضرت معصومه (س) به قم در روز یکشنبه ۲۳ربیع الاول سال ۲۰۱ هجری قمری، مردم میزبان مسافری شدند که پس از پیمودن ۵۴ منزل در مدت ۲ماه اکنون خسته از رنج و مشقت سفر، شهر آنها را برای استراحت برگزیده بود و آن جا را با قدوم مبارکش منور ساخت. موسی بن خزرج با پای پیاده مهار شتر آن حضرت را در دست گرفته و کجاوه ایشان را در میان استقبال گرم و پرشور مردم قم، به مکانی رساند که امروز به «بیت النور» مشهور است.

این مکان محل عبادت و مأوی و مسکن چند روزه آن حضرت شد و هم اکنون نیز، آن مکان شریف دارای بنایی مجلل و جالب است و همین طور دارای حجره هایی است که در آن طلاب علوم دینی مشغول علم آموزی هستند و در جنب آن مسجد باشکوهی ساخته اند. اینک آن جا به نام مدرسه ستیه در محله میدان میر قم معروف است.

چراییِ انتخاب قم

حضرت معصومه به مدت ۱۶ یا ۱۷روز در قم حضور داشت . درباره اینکه چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برای اقامت در واپسین روزهای عمر شریفش برگزید چند نظریه وجود دارد. بنا به قول مشهور پس از اینکه فاطمه معصومه (س) به شهر ساوه رسید بیمار شد و چون در خود توان رفتن به خراسان ندید و یقین پیدا کرد که دیگر هرگز امام رضا (علیه السلام) را نخواهد دید تصمیم گرفت به قم برود. به ویژه آنکه مردم ساوه شافعی مذهب و متعصب بوده و در مقابل، مردم قم از شیعیان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) بودند.

چنانکه خاندان اشعری که اهل یمن بودند، در اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم به قم آمدند، از جمله موسی بن عبدالله اشعری که از شاگردان امام صادق (علیه السلام) بود و نقش بسزایی در گسترش تشیع در قم داشت. همچنین شخصیت‌های برجسته شیعی که پرورده مکتب ائمه بودند، در قم ساکن شدند.

بنابراین می‌توان گفت یکی از دلایل سکونت حضرت معصومه(س) در قم تحقق سخن و سفارش جد اطهرش امام صادق (علیه السلام) بود. ایشان در روایتی فرمودند: «اِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّی فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة؛ برای ما حرمی است و آن سرزمین قم است و در آن بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن خواهد شد و هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب می‌شود.

از این رو آن حضرت خواستار آن شدند تا در بین شیعیان حضور یافته و در این مرکز به وصال خدا رسیده تا پایگاه عظیمی برای شیعیان ایجاد شود.

تأثیرات حضور حضرت معصومه(س) در ایران

ورود حضرت معصومه (س) به قم و مرقد مطهر او موجب تحولات تازه و مؤثر در استحکام و گسترش تشیع شد و در کنار آن نقش بسزایی در تحکیم و گسترش دانش شیعی و ارتباط علما و راویان و شاگردان برجسته ائمه (علیهم السلام) داشت. از لحظه ورود اخت الرضا به قم، پیوسته این شهر از جهات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، عمرانی و اقتصادی رو به رشد و پیشرفت نهاده است. برکات این بانوی مجلله در شهر قم آنگاه به اوج خود می‌رسد که بدانیم تأثیر وجود بابرکت آن حضرت در تحولات تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی نه تنها در محدوده یک شهر بلکه گاهی در کل کشور ایران بوده و یا حداقل وقایع و حوادث ایران به نوعی مرتبط با شهر قم است.

از هنگامی که شهر قم، مسکن حضرت معصومه(س) شد بعد فرهنگی و معنوی آن در کنار تحولات اجتماعی و سیاسی متحول و شکوفا شد و از چنان موقعیتی برخوردار شد که حسین بن روح نوبختی از نواب اربعه امام زمان (علیه السلام) تأیید محتوای یک کتاب علمی و فقهی را مشروط به نظر مساعد علمای قم نمود.

البته قبل از آن و در قرن دوم هجری نیز، قم در قبضه شیعیان بود و همه شیعیان این سرزمین تحت اشراف آل اشعر بودند. ورود حضرت رضا(ع) در سال۲۰۰ هجری به قم و استقبال گرم مردم از آن حضرت نیز بیانگر آن است که در اواخر قرن ۲ و آغاز قرن ۳ در قم، زمینه‌های عمیق و وسیعی برای بروز فرهنگ تشیع وجود داشته و همان زمینه ها پدیدار شدن حوزه علمیه و برخاستن افراد فرزانه و برجسته را از آن حوزه نوید می‌داد. با این تفاسیر با قاطعیت می‌توان اذعان کرد حضور حضرت معصومه (س) در قم به این روند شتاب بخشید و تشکیل حوزه غنی و بزرگ شیعه در این شهر و دفاع علمی از اسلام راستین به وسیله تالیف کتاب ها و اعزام مبلغان و در سالیان بعد، زادگاه انقلاب اسلامی و منشأ تحولات مهم، همه به برکت این دردانه موسوی است.

یکی از دیگر از تأثیرات حضور این بانوی فرزانه در ایران و به ویژه قم، کمک به شناخت حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) است. حضرت معصومه (س) شخصی ولایی و مدافع ولایت بود و به هنگام حضور در مدینه مباحث علمی را دنبال می‌کرد. ایشان از راویان احادیث اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه از برادر گرامیشان امام رضا (علیه السلام) و پدر بزرگوارش امام موسی کاظم (علیه السلام) بود. حدیث غدیر، حدیث معراج و حدیث دوستی آل محمد از جمله احادیث و روایاتی است که از آن بانوی گرامی نقل شده است .

ایشان علاوه بر فعالیت‌های علمی و روایی، به مقتضای نیاز زمان، در حرکتی سیاسی– اجتماعی همراه برادران خویش به عرصه مبارزه وارد شد و هجرت را به عنوان عامل اعتراض به وضعیت موجود و حکومت وقت برگزید. همین عمل به وظیفه و از جان گذشتگی حضرت معصومه (س) موجب شد تا خداوند به ایشان عنایت داشته باشد و پس از رحلت در قم، این شهر مرکز توجه شیعیان قرار گرفت و به مرور زمان حوزه علمیه از نجف به قم وارد شد و این شهر مرکز تشیع و اسلام شناسی قرار گرفت. همچنین بعد از ورود حضرت معصومه (س) به قم و دفن پیکر مطهر آن حضرت در این سرزمین، علویان و سادات بیشتری به این شهر روی آوردند و موقعیت مذهبی قم تثبیت و استحکام تاریخی یافت.

همین طور عده بسیاری از فرزندزادگان امام حسن و امام حسین و موسی بن‌جعفر و علی بن موسی الرضا (علیهم السلام) و از فرزندان محمد حنفیه و زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام) و اسماعیل فرزند امام صادق (علیه السلام) به قم روی آوردند و نفوذ شیعه آن چنان قوی شد که شاخص‌های مقدس آن (بقاع متبرکه) حتی از جانب حاکمان اهل سنت نیز محترم شمرده می‌شد. با توجه به علاقه شیعیان به دفن شدن در کنار این مزارها، روز به روز بر اهمیت و توسعه آنها افزوده گشت و به زودی این اماکن متبرکه به عنوان نماد تمایلات سیاسی و مذهبی شیعیان کاربرد یافت. هدایای فراوانی به شکل نذورات نقدی، املاک و موقوفات به متولیات این بقاع واگذار و افزایش جمعیت نیز منجر به افزایش تعداد زائران این امامزاده ها شد .

در مجموع می‌توان گفت برکات حضرت معصومه (س) در شهر قم و تأثیر این شهر بر کل ایران آنچنان مهم بوده و هست که سال‌ها دل و دیده میلیون‌ها زائر و مجاور را به خود مشغول داشته است و در عظمت و شکوه ظاهری این بارگاه مقدس، حقیقت و معنویت‌خاصی نهفته است که ناخود آگاه هر بیننده‌ای را به سوی آن متوجه ساخته و دل و دیده‌اش را منور و بارانی می‌سازد .  

 

این مطلب برایم مفید است