دیگر سخت اتفاق می‌افتد دوره ۴ ساله قرمزها با برانکو تکرار شود. در و تخته و چرخش فلک انگار با هم خوب چفت شده بودند. قرمزها یک نسل عالی داشتند که حالا هنوز بخشی از آن در تیم هستند اما انگیزه‌های شان برای تکرار چیزی ۳ سال بدستش آورده اند هنوز زنده است یا نه؟ آنها یک مربی خوب داشتند که کلی انگیزه داشت برای این روزهایش و برایش توانست تا جایی که می خواست پیش بتازد و وقتی رسید به نقطه بی انگیزگی، خیلی صریح گفت دیگر چیزی برای اضافه بدست آوردن ندارد و خیلی ساده ول کرد رفت. کلی رقیب در افت داشتند که خوب پول خرج می کردند اما یا درگیر اختلافات داخلی بودند چون استقلال یا دوره مربی‌های شان گذشته بود یا مثل پدیده جوان بودند و بدون شخصیت کافی برای قهرمانی و یا کلا درگیر حاشیه‌های پر ستارگی و اضلاع تصمیم ساز موازی و توهمات دلالیسم شده بودند مثل آن تیم پر طرفدار شهرستانی. در چنین شرایطی پرسپولیس به موفقیت‌هایی بی مانند رسید. ۷ جام برای ۴ سال، رسیدن به فینال آسیا و تماشاگرانی که روی ابرها سیر کردند. آنها که اردیبهشت‌ها و اوایل خردادها ،عادت‌شان شده بود ریختن به خیابان‌ها و بوق بوق کردن برای جشن‌های قهرمانی.

 

حالا برانکو رفته و پس از دوره شورش‌های خیابانی، هواداران این تیم باید خود را برای یک مربی جدید انتخاب کنند. به عکس گفته مورد علاقه برانکو، سرخ‌ها سراغ مربیان کروات نرفته اند. برانکو مدت‌ها بر این باور بود که در فوتبال ایران فقط کروات‌ها هستند که جام می برند و می‌توانند موفق باشند اما حالا پرسپولیسی‌ها سراغ یک آرژانتینی رفته اند. سراغ گابریل کالدرون که فوتبالیستی شناخته شده و مربی کارکشته‌ای است اقلا در حوزه خلیج فارس. آوردن یک مربی آرژانتینی در اوج تحریم‌ها علیه ایران، در شرایطی مه در همه دو سه دهه قبلی همیشه بحث انتخاب مربیانی چون کارلوس بیلاردو تا مارادونا برای تیم ملی ایران و باشگاه‌های بزرگ مان بوده اما هر بار مسائلی چون تحریم‌ها مانع‌شان می شده خود دارای اهمیت است. اگرچه شاید با جذب ولاسکو در حوالی یک دهه قبل برای والیبال‌مان آن یخ روابط ورزشی میان ایران و آرژانتین شکست اما کالدرون اولین سرمربی آرژانتینی است که در لیگ ایران روی نیمکت خواهد نشست.

 

برای پرسپولیس هم پس از مربیان بالکانی او پس از دنیزلی ترک، سوبل آلمانی و مشتقات دستیارهایش، آری هان هلندی و وینگادای پرتغالی، جدیدترین ملیتی است که نشستن روی نیمکت سرخ‌ها را تجربه می کند که قبل از انقلاب هم مربی انگلیسی حرفه ای داشته اند. کالدرون مثل وینگادا با تجربه مربی گری در عربستان به تهران می آید. تجربه وینگادا که در جمع سرخ‌ها چیزی فراتر از کابوس بود اما کالدرون ۵۹ ساله که گفته شده قراردادی ۶۰۰ هزار دلاری در پایه از قرمزها می گیرد وقتی تخفیفی بزرگ داده تا هدایت این تیم را از دست ندهد. آن هم در شرایطی که دشواری گرفتن پول‌هایش و بردن‌شان از ایران را حتما شنیده است، یک اتفاق مهم را رقم زده. اینکه یک نگاه و یک مکتب نو از فوتبال کشوری که هیچ گاه انتخاب مربیانش ایران نمی شده اند وارد بهترین تیم ۵ سال اخیرمان شده، یک فرصت است. کالدرون آیا قدر این فرصت را می داند یا زیر فشار جمعیتی که عادت دارند به بردن و جام آوردن، تاب نمی آورد؟ این پرسش‌هایی هستند که با شروع لیگ و با گذر چند ماه احتمالا پاسخ‌هایی پیدا می‌کنند.

 

این مطلب برایم مفید است