«قاسم محبعلی» تحلیلگر ارشد مسائل منطقه در تشریح فضای نشست اقتصادی بحرین و محورهای مطرح‌شده در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا اظهار کرد: بر خلاف آنچه که در رسانه‌های غربی مطرح شده بود و سعی در بزرگنمایی این نشست داشتند باید بگویم که نشست اقتصادی منامه حداقل از منظر شکلی و محتوای ابتدایی به آنچه که می‌خواست دست پیدا نکرد. برای فهم این موضوع ابتدا باید به تحلیل مسائل اصلی و بنیادین میان فلسطین و رژیم صهیونیستی بپردازیم؛ چراکه اگر این محورها و مشکلات درون آنها حل و فصل شود، بدون تردید تا حد زیادی به صلح نزدیک خواهیم شد. من بر این عقیده هستم که قبل از هر چیز باید آینده مسائلی مانند کرانه باختری، قدس، سلاح و حاکمیت فلسطین، آوارگان و حتی اعرابی که در سرزمین‌های اشغالی زندگی می‌کنند، مشخص شود.

وی ادامه داد: تا زمانی که این مسائل به عنوان بخش‌های اصلی روند سیاسی در قالب یک سرفصل جداگانه مورد بررسی و تحلیل قرار نگیرد هیچ اتفاقی در سرزمین‌های اشغالی رخ نمی‌دهد و منازعه مذکور به قوت خود باقی خواهد ماند؛ چراکه اسرائیل در حالت فعلی بر سرزمین‌های اشغالی و فلسطینی‌ها برتری میدانی و سیاسی دارد و به هیچ دلیل نمی خواهد از موضع خود کوتاه بیاید. اما آنچه که متاسفانه از نظر کارشناسان و حتی مسئولان پنهان مانده یا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد این است که برای ایالات متحده، عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل بزرگ‌ترین هدف خواهد بود.

مدیرکل پیشین خاورمیانه وزارت خارجه با بیان اینکه بخش اعظم و مهمی از این طرح به عادی‌سازی روابط اسرائیل و اعراب متعلق است، گفت: داده‌های سیاسی خصوصاً در چند ماه اخیر به خوبی گویای این است که معامله قرن به راحتی اجراء نخواهد نشد و حتی معتقدم که این طرح را باید طرح شناسایی اسرائیل توسط اعراب و پیوند آنها با یکدیگر دانست. باید توجه داشته باشید که اعراب خلیج فارس به دنبال آن هستند تا بتوانند در فضای فعلی، ایران‌هراسی و تهدید تهران برای منطقه را در بالاترین سطح بزرگنمایی قرار دهند و این دقیقاً همان موضوعی است که اسرائیل و آمریکا به دنبال آن هستند؛ چراکه تل‌آویو و واشنگتن همسو با اعراب دائماً در حال ارائه اظهارات منفی و مخرب علیه فعالیت هسته‌ای ایران هستند و از جهتی دیگر به هم‌ریختگی در خاورمیانه و مسائل موشکی ایران را برجسته می‌کنند.

وی افزود: آنها (آمریکا، اسرائیل و اعراب) به دنبال آن هستند تا فضا را به نفع خود و متحدانشان مدیریت کنند و از جهت است که مثلث عبری، عربی و غربی در حال شکل دادن ائتلاف علیه ایران هستند. در این مسیر آنچه به عنوان مانع اصلی ارتباط اعراب و اسرائیل به حساب می‌آید، فلسطین و زیر مجموعه‌های آن است. این مساله به قدری برای آمریکا مهم است که حتی احتمال دارد مشکلات فلسطین به صورت مقطعی حل و فصل شود تا در نهایت برای هدف قرار دادن ایران پیوند میان اعراب و اسرائیل شکل بگیرد. به گونه‌ای که از کنفرانس ورشو گرفته تا معامله قرن تمام اهداف پیوند اعراب و اسرائیل با یکدیگر بوده است.

محبعلی عنوان کرد: به نظرم اگر پیوند میان اعراب و اسرائیل رخ دهد، فلسطین به موضوع دوم و به عنوانی دیگر به مساله خُردتر تبدیل می‌شود که اتفاقاً وزیر کشور عربستان سعودی هم در نشست منامه به این موضوع به صورت تلویحی اشاره کرده است. اگر این اتفاق بیافتد مسائلی مانند حاکمیت قدس، کرانه باختری، غزه، جولان و غیره به صورت آرام‌تر و یکی پس از دیگری مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مساله دیگر که بسیار بعید و حتی عملیاتی شدن آن ناممکن خواهد بود، الحاق صحرای سینای مصر به غزه است. اینکه کوشنر، اسرائیل و حتی آمریکا و عربستان می‌گویند به دنبال عملیاتی شدن این موضوع هستند، به نظرم کاملاً دروغ و بلندپروازی محض است. من بر این عقیده‌ام که از حرف تا عمل بسیار فاصله دارد و نمی‌توانند الحاق خاک مصر به غزه را عملیاتی کنند؛ لذا باید بگویم که نشست بحرین عیناً یک پوشش برای گفت‌وگو و ارتباط‌گیری میان اعراب و اسرائیل بود تا یک پروژه اقتصادی برای حل و فصل پرونده فلسطین.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اینکه مصر قبول کند بخشی از صحرای سینا به غزه الحاق شود یا مسائلی که در مورد لبنان مطرح شده، کاملاً غلط است. اگر یادتان باشد، نشست‌های متعددی در مورد عراق و افغانستان برگزار شد و هدف انها دقیقاً همین موضوعات فعلی بود اما آنها هم به نتیجه نرسید اما سوال اصلی این است که آیا مابه ازای مذاکره اعراب و اسرائیل، فلسطین خواهد بود یا خیر؟ فکر نمی‌کنم که کشورهای عربی یا سایر دولت‌ها برای رضای خدا این موضوع را پیگیری کنند بلکه آنچه مشخص است اعراب سعی دارند از این طریق بیش از حد به آمریکا و سپس اسرائیل نزدیک شوند. متوجه باشید که این نزدیکی برای برقراری مناسبات سیاسی یا اقتصادی نیست بلکه برای تحت فشار گذاشتن ایران خواهد بود.

 

این مطلب برایم مفید است