غربی‌ها بویژه آمریکا، تبحر ویژه‌ای در تکرار خطاهای شناختی دارند، تلاش نافرجام آنها برای خسارت وارد کردن به مردم ایران نیز ناشی از این بیماری مزمن است.

عدم شناخت غرب از اسلام، شیعه، مرجعیت، رهبری و فرهنگ ایرانی، موجب گردیده که طی ۴۰ سال گذشته در آوردگاه‌های مختلف که خود، باور به پیروزی قطعی در آن داشتند، در نبرد اراده‌ها مجبور به پذیرش شکست در برابر مردم مسلمان ایران شوند.

آخرین عنوان در فهرست بلند ناکامی‌های غرب و بویژه آمریکا در برابر مردم ایران، استفاده از اهرم تهدید به جنگ و تحریم رهبری معظم انقلاب است.

تهدید به اقدام نظامی و تحریم رهبر معظم انقلاب نشان روشنی از فقدان درک درست از ماهیت و کارکرد «نفوذ معنوی» در تولید قدرت و گسترش و توسعه آن است.

اقدام نظامی و تحریم بر علیه کشوری که نفوذ معنوی انقلاب و رهبرش، سراسر منطقه و بخش زیادی از مردم کشورهای اسلامی را متاثر و مجذوب کرده، نه تنها امکان پذیر نیست بلکه می‌تواند به بسیج سراسری دلباختگان انقلاب اسلامی برای مقابله با قلدری و تجاوز صاحبان زر و زور و تزویر منجر شود.

جایگاه و نفوذ معنوی رهبر معظم انقلاب به عنوان «مرجعیت دینی» برای بسیاری از علاقه مندان و عاشقان انقلاب اسلامی در اقصی نقاط جهان، هنوز برای بسیاری از سران کشورهای غربی و منطقه‌ای مکشوف نشده است.

امروز بسیاری از مسلمانان جهان شناخت و انگیزه والای خود برای مقاومت در برابر «جنگ هویتی» که غرب بر علیه آنان سازمان داده است را ثمره انقلاب اسلامی و رهبری هوشمند آن می‌دانند و جمهوری اسلامی را تنها تکیه گاه واقعی خود قلمداد می‌کنند.

به طور قطع، تهدید ایران تنها مواجهه با یک کشور نبوده و به منزله تهاجم به آرمان‌ها و هویت میلیون‌ها مسلمان انقلابی و عاشق در سراسر جهان است.

این تصور که مقابله با جمهوری اسلامی می‌تواند تنها در محدوده جغرافیایی ایران شکل گرفته و ادامه یابد، ظرفیت تبدیل شدن به بزرگترین خطای راهبردی نظام سلطه در قرن حاضر را داشته و می‌تواند فروپاشی نظم به اصطلاح نوین شکل گرفته بر اساس معیارهای مادی را بدنبال داشته باشد.

تهدید منافع جمهوری اسلامی به هر شکل و به هر میزان به طور قطع اقدام مقابله‌ای ایران و مجموعه علاقه‌مندان انقلاب اسلامی در منطقه و جهان را به دنبال خواهد داشت. بی‌شک، اقدام مقابله‌ای، مشمول متجاوز و همه حامیان و همراهانش در منطقه و جهان خواهد بود و قطعاً دیوارهای شیشه‌ای شکل گرفته از دلارهای نفتی نمی‌تواند سدی در برابر مقابله باشد.

غرب باید یک بار برای همیشه، برای دست یافتن به درک درست و واقعی از «مفهوم قدرت» در دنیای امروز، نسبت به مبانی سنتی تاثیرگذار بر تصمیمات راهبردی خود تجدیدنظر کند.

شاید رجوع به کتاب «خون دلی که لعل شد» بتواند نقطه اغازی بر شناخت نظریه پردازان غرب برای آشنایی با سیر تکوین «قدرت سازی مبتنی بر نفوذ معنوی» باشد که تحریم ناپذیری در ذات آن، نهفته است.

نماینده ولی فقیه و دبیر شورای عالی امنیت ملی

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند