سال ۱۹۹۰، هنگامی که بوش پدر برای کنفرانس صلح مادرید برنامه ریزی می کرد شعار «صلح در برابر زمین» را برنامه این کنفرانس به اصطلاح صلح قرار داد. شعار «صلح در برابر صلح در برابر زمین» مفهومی دو پهلو و دارای ایهام بود. تصور کشورهای عربی این بود که در برابر دریافت زمین هایی که رژیم صهیونیستی آنها را اشغال کرده است، با این رژیم صلح کنند. زمین بگیرند و رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند.

همین شعار، در جریان مذاکرات مخفی اسلو- که همزمان با برگزاری کنفرانس مادرید، مخفیانه در اسلو نروژ در حال انجام بود- دنبال می شد. تفاوت مذاکرات اسلو با کنفرانس مادرید ۱۹۹۱ در این بود که، در مادرید یک کنفرانس بین المللی برای برقراری صلح بین کشورهای عربی و اسرائیل برگزار شد، اما ماجرای اسلو مختص فلسطین بود. مادرید مقدمه اسلو شد و تقریباً همه آنچه در مادرید چارچوب اصلی کنفرانس بود در اسلو نیز مد نظر قرار گرفت. با این تفاوت که مادرید به هیچ نتیجه ای نتیجه ای نرسید و سال ۱۹۹۲ رسماً شکست آن را اعلام کردند اما مذاکرات اسلو سپتامبر ۱۹۹۳ به امضای توافقنامه ای بین اسحاق رابین و عرفات منجر شد.

تأسیس کشور فلسطین شرط عادی سازی روابط در توافقنامه اسلو

توافقنامه اسلو، اولین نتیجه روند صلح خاورمیانه بود. صهیونیست ها که طی دو دهه قبل از این توافقنامه دو درگیری شدید، یکی در لبنان (۱۹۸۲-۱۹۹۷) و دوم انتفاضه اول در فلسطین را تجربه کرده بودند به دنبال ثبات وضعیت خود بودند. لذا برای آنکه دیگر کشورهای عربی نیز به مرور وارد درگیری با آنها نشوند به سمت فرآیندی حرکت کردند که این ثبات و به اصطلاح خود آنها صلح را برایشان فراهم کند و جنگ دیگری را برای آنها رقم نزند.

 براساس بندهای توافقنامه اسلو قرار بود مسئله فلسطین مقدمه برقراری صلح کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی شود. مفهوم این بند از اسلو این بود که حل مسئله فلسطین موجب خواهد شد کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی روابط دیپلماتیک برقرار کنند. در حقیقت این بند، شرط کشورهای عربی برای ایجاد روابط عادی با رژیم صهیونیستی بود مبنی بر اینکه اگر صهیونیست ها به وعده ها و تعهدات خود در قبال فلسطین عمل کنند و کشور فلسطین تأسیس شود آن گاه کشورهای عربی پس از تشکیل کشور فلسطین روابط دیپلماتیک عادی و رسمی همچون سایر کشورهای جهان با رژیم صهیونیستی خواهند داشت.

شرطی که هیچ گاه محقق نشد

یاسر عرفات از سال 1993 که توافقنامه اسلو را با رژیم صهیونیستی امضا کرد همواره نگاهش به روزی بود که تأسیس رسمی کشور فلسطین را ببیند. او حاضر شد این کشور فلسطین را- که عضو رسمی سازمان ملل و دارای حق رأی در این سازمان است- تنها در ۲۲ درصد از کل خاک فلسطین (یعنی کرانه باختری و نوار غزه) تأسیس کند اما این رؤیای عرفات نه تنها برای خود او هرگز محقق نشد، بلکه برای جانشین او هم به فرجام نرسید. ساف و حکومت خودگردان فلسطین در ادامه مذاکرات سازش شاهد کم شدن بندهای توافقنامه در هر دوره بودند تا جایی که سال ۲۰۱۴ اعلام کردند پرونده های قدس، آوارگان فلسطینی، امنیت و مرزها باید از جریان مذاکرات خارج شوند و معنای این خواسته صهیونیست ها، پایان رؤیاهای سازشکاران فلسطینی بود.

بیشتر بخوانید

ترامپ و پایان رسمی سازش

هنگامی که ترامپ به مسند قدرت در آمریکا رسید، در جریان کنفرانس صلح پاریس- که با مدیریت جان کری و اتحادیه اروپا و براساس مبانی «روند صلح خاورمیانه» (Middle East Peace Process) برگزار می شد- در توئیتی اعلام کرد به زودی همه چیز تغییر خواهد کرد. در سوی دیگر ماجرا صهیونیست ها با خوشحالی بی حد و حصری جشن گرفتند و گفتند دیگر فلسطینی ها باید کشور مستقل فلسطین را فراموش کنند. این مفاهیم برای همگان غریب می نمود تا زمانی که ترامپ طرح خود برای مسئله فلسطین را با عنوان «معامله قرن» توسط داماد یهودی اش، کوشنر، اعلامی کرد.

عادی سازی روابط کشورهای عربی مقدمه حل مسئله فلسطین

برخلاف «روند صلح خاورمیانه» که کشورهای عربی همراه آمریکا و اتحادیه اروپا نیز آن را دنبال می کردند و قرار بود در آن (آنگونه که در بالا به آن اشاره شد) حل مسئله فلسطین و تشکیل کشور مستقل فلسطین براساس مرزهای سال 1967 شرط و مقدمه عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی باشد، ترامپ در «معامله قرن» اعلام کرد عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی مقدمه حل مسئله فلسطین است.

یعنی در فرآیندی دقیقا مخالف و برعکس فرآیند توافقنامه اسلو عادی سازی روابط، موجب حل مسئله فلسطین خواهد شد. معنای این طرح ترامپ این بود که آنچه طی 3 دهه مذاکره توسط سازشکاران فلسطینی، اروپایی ها و کشورهای عربی هم پیمان آمریکا دنبال می شد آب در هاون کوبیدن بوده است و حالا این فرآیند باید معکوس شود.

در حالیکه قرار بود اعراب با گرفتن زمین های خود با رژیم صهیونیستی صلح کنند و حل مسئله فلسطین موجب ایجاد روابط عرب ها با صهیونیست ها شود حالا این کشورها باید ابتدا روابطی رسمی و عادی را با رژیم صهیونیستی برقرار کنند تا این روابط مقدمه ای شود برای آنکه مسئله فلسطین به مرور حل شود. البته با این تفاوت که دیگر زمینی هم در کار نیست.

جمع بندی

«معامله قرن» دولت ترامپ به معنای واقعی روند اسلو را معکوس کرده است. کشورهای عربی برخلاف روند اسلو که در آن شرط کرده بودند پس از دریافت زمین های اشغال شده خود و تأسیس کشور مستقل فلسطین در مرزهای سال 1967، با رژیم صهیونیستی روابط عادی برقرار کنند حالا مجبورند بدون آنکه زمینی دریافت کنند، بدون آنکه کشور فلسطینی وجود خارجی داشته باشد و بدون اینکه چیزی با عنوان مرزهای 1967 به رسمیت شناخته شود با رژیم صهیونیستی روابط دیپلماتیک رسمی برقرار کنند تا شاید به زعم آمریکایی های یهودی مذاق، مسئله فلسطین حل شود. به نظر می رسد قرار است با معکوس شدن فرآیند اسلو مسئله فلسطین شبیه نمک در آب به جای حل شدن، منحل شود و دیگر فلسطینی باقی نباشد.

 

این مطلب برایم مفید است