ماجرا از این قرار است که پس از اتفاق های افتاده وکیل علی دایی پیگیر ماجرا می شود و در شرایطی که دایی در آمریکا به سر می برد او به نمایندگی از دایی در جلسات شرکت می کند.

برای جلسه آخر سرمربی سابق سایپا خودش اصرار دارد در جلسه حاضر شود تا شاکی را از نزدیک بییند.در این جلسه شاکی مدعی می شود که هرگز قصد مشاجره و درگیری فیزیکی با دایی را نداشته و تنها هدفش بیرون بردن دایی از مهلکه بوده است،به همین دلیل از پشت دایی را می گیرد تا مانع از بروز تشنج های دیگر شود! این در حالی است که در ادعاها و شکایت مطرح شده آمده بود که دایی پس از این برخورد این مامور حراست را کتک زده است!

در این لحظه قاضی پرونده از شاکی می خواد تا بایستد.او که ظاهرا قد کوتاهی هم داشته در پاسخ به این سوال قاضی که:«با این قد و قامت چطور علی دایی را از پشت گرفته ای؟»فقط سکوت می کند.

علی دایی در این لحظه از  قاضی می خواهد تا یک قرآن بیاورد و این شخص قسم بخورد که هدفش فقط این کار بوده است! نکته اینجاست که فرد شاکی زمانی که باید سوگند بخورد همه چیز را تکذیب می کند و می گوید که به دروغ به علی دایی اتهام زده است.

با این اعتراف و در شرایطی که این فرد خاطی باید به زندان می رفته علی دایی از شکایت خودش صرف نظر می کند تا ماجرا ختم به خیر شود.

 

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند