در فوتبال دنیا و به خصوص رده ملی رسم بر این است که برنامه‌ریزی بلندمدت انجام شود و تیم‌ها مسیر ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ ساله را طی کنند و در نهایت به هدف از پیش ترسیم شده، برسند. نمونه‌اش ژاپن که برنامه‌ریزی جدی و حرفه‌ای‌اش در فوتبال با کارتون فوتبالیست‌ها آغاز شد و تا سال ۲۰۵۰ هم ادامه خواهد داشت. فکر می‌کنید هدفی که ژاپن ترسیم کرده چیست؟ قطعا قهرمانی جام جهانی، حدود ۳۱ سال دیگر.

برنامه ژاپن تغییر نمی‌کند، فقط مهره‌ها هستند که جای خود را به دیگری می‌دهند. این جابه‌جایی‌ها اما تأثیری روی هدف و نگرش تیم ملی ژاپن نمی‌گذارد. آنها راهی را می‌روند که برایش برنامه ریخته‌اند. در همه تیم‌های ملی فوتبال اما این قاعده رعایت نمی‌شود. گاهی مربیان بر حسب توانایی فنی خود و البته ابزاری که در اختیار دارند، سیستم، روش و سبک بازی‌شان را انتخاب می‌کنند. به‌عنوان نمونه اگر در ژاپن و یا کشورهای پیشرفته فوتبال جهان، تیم ملی بزرگسالان با یک روش و یک آرایش بازی می‌کند، تیم‌های پایه نیز باید چنین سیستمی را انتخاب کنند و بر پایه آن بازیکنانی ساخته شوند که چند سال بعد بتوانند بهترین عملکرد را در تیم اصلی به نمایش بگذارند.

در ایران اما از این خبرها نیست و برخی اوقات چنین اتفاقی خوشایند هم هست. کارلوس کی‌روش حدود ۸ سال سرمربی تیم ملی ایران بود. روش انتخابی او برای تیم ملی، سازماندهی منظم تیمی با محور دفاع مطلق و استفاده از ضد حمله‌ها بود. به‌عنوان نمونه تیم ملی مقابل کره‌جنوبی با همان روشی بازی می‌کرد که برابر آرژانتین حاضر بود. روشی که ایران را به دو جام جهانی ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ رساند اما هیچ‌گاه مقبولیت عمومی از منظر جذابیت، نداشت. مردم از تماشای بازی تیم ملی لذت نمی‌بردند و شاید این تنها نقطه ضعفی بود که سال‌ها فوتبال ایران را آزار می‌داد.

کارشناسان طی ۸ سال در پس تعریف و تمجیدها از ساختارمدار بودن و شخصیت فوتبالی تیم ملی، انتقادهایی از این سبک بازی را هم انجام می‌دادند. منتقدان معتقد بودند کی‌روش انتظارها را برآورده نکرده و ایران هم بازی زیبا و تماشاگرپسندی به نمایش نمی‌گذارد. انتقادها از این حیث منطقی بود اما کارلوس کی‌روش هم نظر دیگری داشت. سرمربی پرتغالی سابق تیم ملی همیشه می‌گفت اگر برای ایران پلن B بسازد، شاید این خاصیت دفاعی از بین برود و بازیکنان دیگر نتوانند چنین روشی را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارند.

هر چه بود و هر اتفاقی که افتاد، کی‌روش پس از ثبت رکورد باثبات‌ترین سرمربی خارجی تیم ایران، به کلمبیا رفت و جای خود را به مارک ویلموتس داد. مربی بلژیکی و ۵۰ ساله‌ای که سال‌ها در تیم ملی کشورش مربیگری کرده و مدتی هم روی نیمکت ساحل‌عاج نشسته. ویلموتس مقابل سوریه برای نخستین بار روی نیمکت ایران نشست و مهم‌ترین نکته بازی تیم ملی، تغییر در سبک آن بود. از فوتبال تدافعی به تهاجمی. هر چند نباید فقط با یکی دو بازی ویلموتس و تیمش را قضاوت کنیم اما انگار این مربی با ایده‌های هجومی به ایران آمده و هدفش تغییر روش بازی تیم ملی است.

محمد خاکپور که یکی از بازیکنان نسل ۹۸ بود و سابقه بازی زیر نظر تومیسلاو ایویچ را داشت، نکته‌ای جالب درباره این مربی نقل می‌کند. خاکپور می‌گوید: «با ایویچ رابطه خوبی داشتم و او سعی می‌کرد نکته‌های جالبی را به بازیکنان آموزش بدهد. وقتی با او حرف می‌زدم، می‌دیدم که تاریخ ایران را می‌شناسد و از اتفاقات ریز آن باخبر است. به‌عنوان نمونه می‌دانست که ۵ قرن قبل چه بر ایران گذشته و چه کسی حکومت را به دست داشته است. یک بار از او پرسیدم چرا اینقدر از ایران اطلاعات دارید که در جواب گفت یک مربی وقتی به کشوری دیگر می‌رود، باید زمان زیادی را صرف کند تا با تاریخ و فرهنگ آن کشور و سلایق مردمش آشنا شود. آن وقت است که مردم را بیشتر می‌شناسد و می‌تواند کار آسان‌تری پیش رو داشته باشد.» البته ایویچ که او هم تا حدودی سبک فوتبال تهاجمی را وارد تیم ملی ۹۸ کرده بود، عاقبت به‌خاطر ضعف دفاع تیم ملی در یکی از بازی‌های تدارکاتی رم اخراج شد و جای خود را به جلال طالبی داد.

انگار ویلموتس هم با اطلاعات کم از فوتبال ایران، وارد ایران نشده است. شاید او خوب می‌داند که تماشاگر ایرانی بازی هجومی را می‌پسندد، حتی اگر منجر به شکست تیم ملی شود. حرفی که بیرانوند به زبان آورد و مدعی شد ویلموتس از بازیکنان گل می‌خواهد، حتی به این قیمت که گل بزنیم و بازی را ببازیم.

مارک ویلموتس در اندیشه تغییر سبک بازی تیم ملی است و این را می‌شد در همان بازی نخست و دیدار مقابل سوریه هم مشاهده کرد. مربی بلژیکی خودش سال‌ها مهاجم، هافبک نفوذی، بال راست و بال چپ بوده و در تمام پست‌های تهاجمی بازی کرده. تجربیات او در این بخش کامل است، به خصوص که وحید هاشمیان را نیز به‌عنوان یکی از دستیاران ایرانی خود انتخاب کرده است. وحید خودش یکی از بهترین مهاجمان تاریخ تیم ملی بوده و همین می‌تواند به ایران در تغییر سبک بازی کمک کند.

کافی است ۹۰ دقیقه مقابل سوریه و بخصوص نیمه اول دیدار مقابل کره‌جنوبی را آنالیز کنیم. نکته مشخص اینکه ویلموتس به تفکرات تهاجمی اعتقاد دارد و از بازی دفاعی متنفر است. اتفاقی که شاید مثل بازی مقابل حریف قدرتمند آسیایی به ضرر ایران تمام شود و بازیکنان از یاد ببرند که باید دفاع هم کنند. درست مثل صحنه‌ای که دروازه ایران در سئول باز شد. یک ضد حمله خط دفاع را به هم ریخت و دروازه بیرانوند باز شد.

با آرایش منظم در دفاع، شاید بتوانیم به تغییر روش تیم ملی به سبک تهاجمی و آزمایش آن زیر نظر ویلموتس دل خوش کنیم. اکنون با ویلموتس قرینه سبک انتخابی کی‌روش را امتحان می‌کنیم. شاید تنها تفاوت سبک انتخابی جدید، شباهت آن با ویژگی‌های تکنیکی و خلاقیت بازیکنان ایرانی باشد که اتفاقا اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد و به ارائه یک فوتبال زیبا منجر می‌شود. موضوعی که سال‌ها به دنبال آن بودیم، البته با اصول و نه اینکه از دفاع غافل شویم و فقط به بازی تهاجمی فکر کنیم.

 

این مطلب برایم مفید است