«محمدباقر قالیباف» عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یک بار دیگر به انتقاد از اصولگرایان و سازکار تصمیم سازی جمعی آنها در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ زبان گشوده است.

او که حدود یک سالی می شود با عبور از جریان اصولگرایی یا به قول خودش با بازنگری در آن، تشکل «نواصولگرایی» را بنیان نهاده، این بار هم دلخوری خود از جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) را به زبان آورده و حتی از «اشتباه بودن» کمپین و الفبای کار سیاسی اصولگرایان سخن گفته است.

او به تازگی با این هشدار که تا زمانی اصولگرایان در مسیر گذشته حرکت کنند، نمی‌توانند کار جدی و اساسی انجام دهند، اساس وحدت اصولگرایان در انتخابات پیشین ریاست جمهوری را مورد تردید قرار داد و گفت: در انتخابات ۹۶ همه فکر می‌کنند که اصول وحدت رعایت شد، درحالی که این برداشت درست نیست. گرچه به صورت شکلی وحدت رعایت شد ولی به صورت محتوایی رعایت نشد.

شهردار اسبق تهران با ذکر اینکه «اصولگرایان در حوزه برنامه‌ریزی و الفبای کار سیاسی اشکالات اساسی دارند» دامنه انتقادات خود را فراتر برد و افزود: کمپین اصولگرایی اشتباهی بود. وقتی رئیس‌جمهور مستقر وجود دارد و یک انتخابات میان دوره‌ای در حال برگزاری است چرا از جناح مقابل ۲ نفر باید حضور پیدا کنند؟ آن هم با این استدلال که تا هفته آخر حضور داشته باشند تا مشخص شود وضع کدام یک بهتر است یا به عبارت دیگر تا هفته آخر با خودتان رقابت کنید و هفته آخر با رقیب اصلی. آیا این موضوع ضرورتی داشت؟ اینها اشکالات جدی در حوزه برنامه‌ریزی و الفبای کار سیاسی است.

مغز متفکر نواصولگرایی افزود: در زمان خاص چه کسی باید کناره‌گیری کند؟ آیا اصل را باید این موضوع قرار دهیم که کدام یک از این دو نفر با رقیب بهتر مبارزه می‌کند یا آنکه میان خودشان چه وضعیتی دارند؟ یعنی زمان نظرسنجی باید بگوییم بین این دو نفر کدام یک برتر است یا اینکه از جامعه سوال کنیم کدام یک از این دو نفر در برابر آقای روحانی بهتر رأی می‌آورد؟ قطعا هر کدام که قدرت رقابت بیشتری با رقیب دارد باید بماند. ما در برنامه ‌ریزی مشکلات زیادی داریم. اگر شورای نگهبان افراد دیگر را رد صلاحیت نمی‌کرد، همه آنها می‌آمدند. کسی با سازوکار جمنا رد نشد.

این نخستین بار نیست که نامزد ناکام انتخابات ریاست جمهوری ۸۴، ۹۲ و ۹۶ که در روزهای پایانی منتهی به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری، به نفع «سیدابراهیم رئیسی» از گود رقابت ها کنار کشید، گلایه های خود از جریان سابقا متبوعش را رسانه ای می کند.

پیش از این هم قالیباف بارها از ناکارآمدی فعالیت سیاسی اصولگرایان و کنش جمعی آنها بر اساس الگوی جمنا سخن گفته بود. او مکررا فراگیر و جامع نبودن جمنا و نبود سازوکار تصمیم سازی دموکراتیک در آن را مورد انتقاد قرار داده است.

بحث و جدل های غیرمستقیمی که سال گذشته میان مشاوران انتخاباتی قالیباف و رئیسی در فضای رسانه ای کشور درگرفت هم  نشان از نارضایتی سردار از عملکرد نیروهای مردمی انقلاب داشت؛ جایی که «حسین قربان زاده» مشاور قالیباف در رد ادعای نامزد پوششی بودن قالیباف گفته بود: آقای رئیسی حرفی زده اند و گفته اند که آقای قالیباف نمی خواست نامزد ‌شود، بالاخره این، یک جعبه سیاهی دارد؛ پس چه شد که آقای قالیباف در انتخابات حضور پیدا کرد؟

قربان زاده هم با ذکر اینکه «در زمان انتخابات یک تحلیل ‌سیاسی فنی به ما می گفت با کنار رفتن آقای رئیسی به جای آقای قالیباف، شوک بزرگتر رقم می خورد؛ ولی در عمل آن چیزی که ‌اتفاق افتاد، دیدیم که ایشان حضور دارند و این شوک هم نیاز است و طبیعتا آقای قالیباف انصراف دادند» از نبود شفافیت و تصمیم سازی دموکراتیک در جمنا خبر داده بود.

نواصولگرایی؛ رویکردی سلبی با اهداف انتخاباتی؟

همین کدورت ها از جریان و بزرگان اصولگرایی بود که مبنای ایجاد تشکل نواصولگرایی را پی افکند؛ جریانی که بیش از ۲ سالی از طرح نام و یک سالی از انتشار مرام نامه اش می گذرد ولی چنان که در ابتدا ادعا می شد نتوانست در فضای سیاسی کشور جایگاه قابل توجهی به دست آورد.

با این حال قالیباف، همچنان بر ماهیت مستقل نو اصولگرایی تاکید می کند و از کارآمدی آن در آینده خبر می دهد؛ مانند «محسن پیرهادی» فعال سیاسی نزدیک به شهردار اسبق که این تشکل را «نسخه شفابخش اصولگرایان» می خواند.

قالیباف در اظهارات اخیر خود بار دیگر تاکید کرد: بنده به نواصولگرایی معتقدم. نواصولگرایی به این معنی نیست که از اصول رجعت کنیم. ما باید به اصول و باورهای انقلاب پایبند و در هدف‌گذاری، روش و ابزار متحول شویم. کار باید به مردم واگذار شود. جوان‌ها باید در صحنه‌ها حضور یابند. اصولگرایی یک جریان سیاسی و رویکرد نیست بلکه یک نگرش است. نواصولگرایی مسیر درستی است که باید در آن حرکت کنیم.

پیش از این هم افرادی چون پیرهادی از «مردم باوری» و «تکیه به مردم» به عنوان یکی از شاخصه های تشکل تازه نهاد قالیباف نام برده بودند که جایگزین اصل «تکیه به شیخوخیت» در اصولگرایی شده است. همچنین «خودانتقادی» به معنای انتقاد از نهادهای حاکمیتی و فرایند دموکراتیک در تصمیم سازی از دیگر ویژگی هایی بود که برای نواصولگرایی شمرده شده بود.

اما نو اصولگرایی که به قول بنیانگذارانش با هدف حفظ و حتی احیای مبانی و ارزش‌های انقلابی جمهوری اسلامی، از طریق ایجاد تغییر اساسی در نحوه کنش جریان اصول‌گرایی ایجاد شده، هنوز نتوانسته در گفتمان، مبانی، روش و ابزارها، مرزبندی مشخصی با اصولگرایی برقرار و به عبارتی هویت مستقلی برای خود تعریف کند.

از سوی دیگر این تشکل هنوز از سوی اصولگرایان به رسمیت شناخته نشده است. بسیاری از اصولگرایان هویت مستقلی برای این جریان قائل نیستند. «اسدالله بادامچیان» دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی نواصولگرایی را فاقد اعتبار می داند و معتقد است «همه اصولگرایان یک مجموعه هستند و باید در یک شکل و فرم فعالیت کنند». «محمدرضا باهنر» رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری هم از نبود ماهیت و نقاط تمایز این جریان با اصولگرایی انتقاد دارد.

 به رغم مقبولیت کم تشکل نواصولگرایی در میان چهره های سیاسی و افکار عمومی، اما قالیباف همچنان تلاش می کند، با تاکید بر نقاط ضعف اصولگرایی و ادعای رفع آنها در نواصولگرایی، پایگاه اجتماعی تازه ای برای خود دست و پا کند.

انگیزه های رویگردانی از اصولگرایی 

زمانی که قالیباف با چهره ای گشاده و لبخندی ملیح در کمپین انتخاباتی دیگر نامزد اصولگرای ریاست جمهوری حاضر شد و از هوادارانش خواست به رئیسی رای دهند، شاید کمتر کسی فکر می کرد که به زودی، ورق برگردد و شهردار پیشین علیه جریان متبوع خود و بزرگان آن موضع گیرد.

بر همین مبنا، برخی چهره های اصولگرا انتقادات تند قالیباف به اصولگرایان را «رویکردی مستعجل» می دانند که ممکن است با تغییر موضع تاکتیکی او در آستانه انتخابات مواجه شود. به گفته «محمد مهاجری» فعال سیاسی، گویا قالیباف که این روزها مدام علیه اصولگرایان حرف می ‌زند فراموش کرده که اصولگراها شاید دو سال دیگر دوباره به یک «زینت‌الانتخابات» نیاز داشته باشند.

از دید ناظران، تغییر موضع و تغییر نگاه دوباره از قالیبافی که از سال ۸۴ تا ۹۶ هر بار با ژست متفاوتی وارد عرصه انتخابات شد، دور از انتظار نیست.

به نظر می رسد او که در سال ۸۴  در قامت یک تکنوکرات روشنفکر با شعار «زندگی خوب برازنده ایرانی»، در سال ۹۲ در لباس آزادی خواهی و در سال ۹۶ با ژست عدالتخواهی به میدان آمد و نتیجه نگرفت، این روزها در حال محک زدن تاکتیکی تازه و ارزیابی ضریب موفقیت انتخاباتی آن است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام این روزها گویا مشغول محک زدن روش سلبی و انتقاد از اصولگرایان برای جلب نظر عمومی است. این در حالی است که هنوز نتوانسته یا شاید نخواسته از خاستگاه اصلی سیاسی خود یعنی اصولگرایی فاصله بگیرد. در این چارچوب شاید بتوان اصرار بر موجودیت و فعالیت تشکلی که از نظر عنوان هم وامدار اصولگرایی است را توجیه کرد.

تجربه اما نشان داده، کنشگری های اینچنینی در اقناع افکار عمومی موثر نمی افتد. در شرایطی که به قول «حسین کنعانی مقدم» فعال سیاسی اصولگرا «هر شخص و هر حزبی به دنبال محوریت جریان اصولگرایی است»، ایجاد تشکلی که پایه های خود را روی مبانی سلبی و انتقاد از اصولگرایی قرار داده و همزمان می خواهد از مزایای اصولگرا بودن هم بهره ببرد، از دید بسیاری نتیجه ای جز شکست جریان و شکستن آرا نخواهد داشت.

افزون بر این و از دید ناظران در شرایطی که اولویت جامعه و جریان های سیاسی، وحدت و وفاق برای عبور از شرایط سخت و تنگنای اقتصادی است، انتخاب هایی با محوریت واگرایی و خودبرجسته نمایی سیاسی، نزد افکار عمومی سخت مقبول می افتد.

 

این مطلب برایم مفید است