محمدحسین صفار هرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شب گذشته مهمان برنامه تلویزیونی «میدان انقلاب» بود.

صفار هرندی در این برنامه درباره ایجاد و ماندگاری روحیه انقلابی‌گری گفت: ما در آستانه انقلاب مواجه بودیم با چهره‌هایی معارض و مبارز که با انقلاب موافق نبودند، مثل وابستگان نهضت آزادی. آنها معتقد بودند اگر فراکسیونی قوی در مجلس داشته باشیم می‌توانیم شاه را وادار به اصلاحات کنیم. این افراد مبارز بودند و زندان می‌رفتند اما نگرششان این بود. این نگرش با پیروزی انقلاب رنگ عوض کرد. نسخه تفکر حرکت گام به گام در دوران بعد از انقلاب به محاق رفت اما بعد از یک دهه دوباره افرادی آن را در انقلاب اسلامی مطرح کردند که به نوعی بازگشت به عقب بود.

صفار هرندی گفت: یکی از مشکلات این است که تغییراتی که در وجود آدم ها اتفاق می افتد را به رسمیت نمی شناسیم. خیلی از آدم‌ها پاک و سالم بوده‌اند اما تغییر کردند. یک برداشتی از انقلابی گری این بود که هرکس به مبارزه مسلحانه معتقد باشد، انقلابی است. اتفاقا نگاه رایجی هم بود اما به تدریج رنگ باخت. نگرش انقلابی مارکسیست‌ها و مجاهدین خلق همینطور بود. خط کش آنها این بود. آنها جرات نمی‌کردند بگویند اما امام خمینی را هم انقلابی نمی‌دانستند. از نگاه آنها افرادی مثل آیت الله مطهری انقلابی نبود. شهادت مطهری او را از این غربت خارج کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: دانشجویان پیرو خط امام که لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر کردند بر سر این موضوع بحث می‌کردند که عکس شهید مطهری را در اجلاس انقلابیون جهان بگذارند یا خیر؟ در نهایت به این نتیجه می رسند که شهید مطهری هم انقلابی نبود و جمع بندی آرا این می شود که تصویر او را در اجلاس نصب نکنند. این ها مجاهدین خلق نیستند اما تفسیرشان از انقلاب شباهت دارد به مجاهدین خلق. بعضی از چهره‌هایی که آنروز جزو شاخصان تسخیر بودند را نگاه کنید و وضعیت امروزشان را ببینید. بسیاری از آنها جزو کسانی هستند که با جریان انقلاب درگیر شدند و امروز معارضه دارند. همان موقع بعضی از تسخیر کنندگان اصرار داشتند که مسعود رجوی را وارد لانه کنند، خیلی از آنها بصورت جدی از شهید بهشتی اعلام برائت می‌کردند. بعد از دهه ۶۰ و فروپاشی شوروی، بعضی از انقلابیون ما هم فرو ریختند و سراغ قطب دیگر رفتند. آنها تکیه‌گاهشان را انقلاب اسلامی ندیدند و اروپا و آمریکا را انتخاب کردند.

صفار هرندی ادامه داد: هیچوقت این افراد مزه انقلابی بودن را نچشیدند و حتی نسخه شان برای اقتصاد چیز دیگری بود. امام بارها تشر زدند که همه چیز را دولتی نکنید و اجازه بدهید مردم هم خودشان وارد اقتصاد شوند اما اندیشه برخی این بود که اقتصاد باید به همان شیوه شبه کمونیستی اداره شود. این جریان بعدا حامی سرمایه گذاری خارجی بجای بخش خصوصی خودمان می‌شود! همه چیز ناگهان تغییر می‌کند. بعضی آنقدر گرفتار اشرافیت می شوند که دیگر نمی توانند ادعای انقلابی گری داشته باشند. برخی دیگر گرفتار رفاقت های حزبی می شود. دوره مرحوم هاشمی با دلسوزی برای بازسازی کشور بعد از جنگ آغاز شد اما هر چه حرکت‌ها پیش رفت دیدیم متاثر از جریان انقلابی نبود و گرفتار همین چرب و شیرین‌های دنیا و اشرافیت شده بود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: عده‌ای مطرح کردند که دیگر نظام برایشان چندان مطرح نیست و دنبال انقلابند. این افراد بروز بیشتری در ابتدای دوران رهبری آیت الله خامنه‌ای داشتند. بنظرم این ادعا فقط یک دکان بود! خوارجی که علیه حکومت امیرالمومنین شورش کردند دنبال حکم خدا بودند، ادعایشان این بود اما آخر هم خودشان یک حاکم میانشان برگزیدند. ما نباید زیر بار تعارض نظام و انقلاب برویم.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند