حضور مردم روزه دار اولین جلوه جالب بود که با خلوص، هم برای بازدید و هم تفریح و سرگرمی به منطقه مصلا که خوب بهره ای از زیبایی های طبیعت دارد آمده بودند. موقع افطار این حذابیت بیشتر جلوه می کرد که خانواده ها دور هم با غذایی ساده با هم صفا می کردند. در بازدید از متن نمایشگاه دو منطقه برای من بسیار جالب بود. یکی نمایشگاه قرآن که به ناشران به فروش محصولات خود مشغول بودند و در آن دو حوزه به نظر من پر رنگ بود یکی محصولات فرهنگی برای کودکان و دومی صنایع فرهنگی مرتبط با قرآن که علاقمندان خاص خود را دارد.

آنچه در کتاب کودکان نظر مرا به خود جلب کرد. یکی وفور ناشران و کتب در این زمینه بود و دوم انتخاب تصاویر کتابها که بعضی چهره ­ها خشن و نامناسب برای روح لطیف کودکان بود  و سوم رنگ ­آمیزی که مقداری شلوغ و غیر چشم نواز. چهارم بیان صریح داستان ها و یکنواخت بودن آنها. در حالی که می­توان مفاهیم را در قالب داستان ها جذاب­ تر کرد جوانان نویسنده صاحب ذوق می توانند در این زمینه فعال شوند. به نظر من اگر اتحادیه ناشران کودکان به وجود آید (و یا شاید وجود دارد) با هم بنشینند و برای ارتقای سطح نشر و جذب حداکثری مخاطب بکوشند، کار بسیار جالبی است. شاید کانون فکری کودکان و نوجوانان بتواند این وساطت را بهتر و بیشتر به عهده بگیرد.

دیگر اینکه ما در تولید کتابهای دو زبانه برای کودکان و نوجوانان کاری نکرده ایم. من دنبال کتابهای کودکان دوزبانه (فارسی- انگلیسی) بودم. اما کمتر چیز قابل توجهی گیرم نیامد. یکی دو مورد به به من معرفی شد که به سرعت خریدم. اما وقتی در خانه آن را تورق کردم اشعار فارسی اغلب بی قافیه و سخت­ خوان و ترجمه انگلیسی آن هم دارای غلط. نکته ای که اگر نشر کودک ما داعیه جهانی دارد باید بیش از این با روش های علمی بکوشد تا بتواند بازار خاص خود را به دست آورد. آنهم در جایی که سیل ترجمه های خارجی در کشور ما بیداد می­ کند.

منطقه دوم در طبقه دوم سالن عفاف و حجاب بود که بازار مکاره ای بود از اجناس خارجی و ایرانی و بسیار شلوغ. آنچه برای یک ناظر بی طرف جلب توجه می کند هجوم مردم مسلمان در ماه مبارک رمضان در نمایشگاه قرآن برای حفظ حجاب اسلامی، به سوی خرید محصولات خارجی!. از هر غرفه چادرمشکی فروشی پرسیدم جنس شما مال کجاست؟ اغلب گفتند کره. گفتم ایران آیا چادر مشکی ندارد گفتند چرا ولی چون عرضش کم است استقبال نمی شود.

در یکی از همین غرفه ها یکی از خانم ها در مقابل سؤال من که گفتم جنس ایرانی دارید نکته جالبی گفت. گفت من اعتقاد ندارم که همه چیز باید ایرانی باشد. ایران باید ببیند در چه چیزی «برند» است و روی آنها کار کند و برای آن بازار به دست آورد. اینکه بخواهد در همه زمینه ها ورود کند ره به جایی نمی­برد. دیدم حرف جالبی است ولی متأسفانه ما در این زمینه هم ما کار نمی­ کنیم و به اصطلاح اقتصادیون مزیت ­ها (حتی در نفت و محصولاتش) را معین نمی­ کنیم و سعی نمی­ کنیم در آن حرف اول را بزنیم. اگر مسئولان خبره و دلسوز مزیت های اقتصادی را احصا و طبقه بندی و اولویت گذاری کنند بسیار می توان در این زمینه موفق بود.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند