علی مطهری نایب رییس مجلس در گفتگویی به مباحث مهمی پیرامون میراث امام، خطرات استقرار اسلام منهای مردم، آسیب‌هایی که بداخلاقی های سیاسی به نظام می‌زند، جایگاه ولایت فقیه در نظام اسلامی، خطرات بی اعتمادی مردم به حکومت، تندروی‌ها و ...پرداخته است است.

در ادامه بخش های مهمی از این گفتگو را به نقل از شفقنا بخوانید؛

* میراث امام برقراری اسلام و گسترش اسلام بود. اگر به حرفهای امام دقت کنید می بینید که امام فقط از اسلام می گوید حتی از ایران هم نمی گوید و توجه به مکتب و ایدئولوژی دارد و ایران را نیز برای اسلام می خواهد. زبان حال امام این بود که ما اول مسلمان هستیم و بعد ایرانی و لذا تاکیدی روی ملیت ما ندارد و تکیه کلام ایشان بر روی اسلام است و عقیده داشتند اسلام ارزش دارد که ما همه چیز خود را برای آن فدا کنیم. لذا میراث امام، استقرار نظام اسلامی و گسترش آن و بیدار شدن ملت های مسلمان و گسترش اسلام در سطح دنیا است. این میراث در مجموع حفظ شده است و به طور کلی محفوظ است و ادامه دارد. ممکن است در جزئیاتی خوب عمل نکرده باشیم و نیاز به بازبینی و اصلاح وجود داشته باشد، ولی در مجموع آرمان ها و اهدافی که امام داشتند حفظ شده است و ما در آن مسیر در حرکتیم.

*استقرار اسلام منهای همکاری مردم امکان پذیر نیست. لذا ما باید اسلام را با اقبال مردم جلو ببریم و به گونه ای رفتار کنیم که مردم همیشه پشتیبان باشند. اگر مقبولیت به اندازه کافی وجود نداشته باشد، صرف مشروعیت نمی تواند ما را به آن اهداف برساند. لذا تشکیل حکومت اسلامی بدون پشتیبانی و حضور مردم بدون جنبه مقبولیت، نمی تواند تحقق پیدا کند. ما باید همیشه به گونه ای رفتار کنیم که مردم را همراه خود داشته باشیم.

*به نظر من یک عاملی که در احساس بی اعتمادی، دخیل بود، آن نوع رفتاری بود که برخی از مسئولین ما داشتند. آنها به دلیل رقابت های سیاسی که با هم داشتند و به دلیل جنگ قدرتی که وجود داشت، همدیگر را به اختلاس و دزدی متهم کردند و خود یک نوع بدبینی در مردم ایجاد کردند. اتفاقاتی که در تبلیغ انتخابات ریاست جمهوری رخ داد و حرفهایی که زده شد و طرفین همدیگر را به شدت به خیانت در امانت و اختلاس و دزدی متهم کردند و واقعا به شدتی نبود که بیان شده بود و همین اعتماد مردم را کم می کند و اهداف اولیه انقلاب فراموش می شود و در بین مردم بی اعتمادی به وجود می آید.

*برای اینکه این اعتماد برگردد باید چند کار انجام بدهیم؛ اول اینکه شرایط امروز را به خوبی برای مردم تشریح کنیم  اینکه ما در چه وضعیتی هستیم و چه فشاری از خارج به کشور وارد می شود. در حقیقت بسیاری از مردم این را نمی دانند و فکر کرده اند مثل ده سال پیش است و تحریم هایی بود و امروز نیز وجود دارد. ولی تحریم های امروز و نوع رفتار آمریکا در این چهل ساله بی سابقه است. تمام منافذ بسته می شود، مثل قدیم و مثل تحریم های ۹۰ و ۹۱ نیست. مردم باید این را بدانند که بیشترین عامل به عوامل خارجی و تحریم های موجود مربوط است. البته شاید عده ای بیان این حقایق را به مصلحت نمی دانند. مردم فکر می کنند همه این مسائل، ناشی از ضعف مدیریت حکومت است.

* نباید بخاطر کسب قدرت و بیرون کردن رقیب از میدان تهمت زد و آبروی همدیگر را برد. امروز همه ما در خطر هستیم و به گونه ای نیست که اگر رقیب از میدان به در شود، به نفع طرف مقابل باشد. اگر این کشتی غرق شود، همه با هم زیر آب می رویم. این مسائل اخلاقی است و باید رعایت کنند.

* سیاست حذف در کشور ما همچنان ادامه دارد. بعد از امام مساله حذف شخصیت های اولیه انقلاب رایج بود. گویی این سنت انقلاب ها است و حذف مقامات عالی، گویی ناشی از نقص در ساختار ها است. این مساله قابل بررسی است. من این را ناشی از برداشتی غلط از اصل ولایت فقیه می دانم. ما عده ای در کشور داریم که گمان می کنند، اگر کسی در کشور نظری خلاف عقیده ولایت فقیه داشت و مقداری  زاویه داشت و نظرات خاصی برای خود ارائه کرده است، حتما باید تضعیف شود و حذف گردد. ما می توانیم منتقدان و مخالفینی داشته باشیم که در عین حال به زندگی سیاسی و اجتماعی خود ادامه دهند. به سرعت برای خود مستمسکی درست می کنند و گفته می شود، چون فلان شخص نظراتی خلاف نظر ولایت فقیه دارد، باید به گونه ای حذف شود و از میدان به در شود و همه باید به روشنی مطیع امر رهبری باشند. درحالیکه همانطور که خود رهبر نیز بارها گفته اند، شاید کسی نظری مخالف نظر من داشته باشد، او باید آزاد باشد و حرفش را بزند. 

* در کشور کاسه های داغتر از آشی داریم که اجازه نمی دهند این اتفاق بیفتد. البته این مشکل، فرهنگ تملق و چاپلوسی را افزایش می دهد. افراد می خواهند بگویند ولایی هستند و مرتب تعریف و تمجید می کنند و در این مسیر افراد حر و آزاده رفته رفته به حاشیه رانده می شوند. این غلط است، امروز شخصیتهای زیادی داریم که به صرف همین موضوع کنار گذاشته شده اند و این دایره وسیعتر می شود و دایره انقلاب محدودتر می گردد، این خوب نیست. نباید کسانی را که اصل نظام را قبول دارند حذف کنیم ولی این رویه وجود دارد. آقای هاشمی به آن صورت و آقای خاتمی به نوعی دیگر و آقای موسوی و کروبی در آن وضعیت و آقای احمدی نژاد هم مدلی دیگر و این وضعیت ادامه پیدا می کند و آقای روحانی نیز در شرف همین موضوع هست و این نشان می دهد شاید ما مشکلی در ساختار نظام داشته باشیم.

* گاهی به نام انقلابی گری، کارهای خلاف عقلی مرتکب می شویم و فکر می کنیم معنی انقلابی گری، یعنی روابط خود را با دنیا قطع کنیم و دیواری دور خود بکشیم و روابط  بین‌المللی نداشته باشیم. در حالی که نه اسلام چنین دستوری دارد و نه رهبران انقلاب اسلامی از ابتدا چنین نظری داشتند. اگر رابطه ما با آمریکا قطع شد، این خواسته ما نبود. به دنبال حادثه تسخیر سفارت خانه، آمریکا رابطه خود را با ایران قطع کرد. ما فقط با اسرائیل مشکل داریم، چون اسرائیل را کشوری جعلی می دانیم و با این کشور رابطه ای نخواهیم داشت. اسرائیل لابی قدرتمندی دارد و ما باید مراقب باشیم با تندروی، دوستانمان را به دامان اسرائیل نیاندازیم. نباید کشورهای اسلامی و کشورهای همسایه به دامن اسرائیل بیفتند. این وضعیت رخ داده است و در کنار ضعف ها و وابستگی های خودشان، بخشی ناشی از تندروی های ما بود. عربستان و امارات وابستگی هایی دارند و در این حال من عقیده دارم عربستان و امارات بعضا هم از ترس ما به دامن اسرائیل پناه بردند. وقتی ما در سوریه حضور و نفوذ داریم و در عراق و لبنان و یمن هستیم، باید خیال آنها را راحت کنیم  و بدانند که ما به دنبال شیعه کردن دنیای اسلام نیستیم. بحث ما شیعه و سنی نیست، ما می خواهیم اسلام را گسترش بدهیم.

*اینکه ما همه را جاسوس می دانیم و هر کسی ملاقاتی با یک خارجی داشت متهم به جاسوسی می شود و او را بازداشت می کنیم. به محیط زیستی ها جاسوس می گوییم. وزارت اطلاعات می گوید اینها جاسوس نیستند با هماهنگی ما ملاقات داشتند. بازداشت خبرنگاران و دانشجویان و این بدبینی ها و سختگیری ها به ما آسیب می زند. پایگاه انقلاب محکم است و نیازی به این سختگیری ها نیست.

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند