عصر ایران نوشت: «با طناب ترامپ نمی‌توان به چاه رفت. این را امروز کل دنیا می‌داند. او امضاهای آمریکا را از پیمان‌های متعدد بین‌المللی پس گرفته است و مدام به رئیس‌جمهوری سابق کشور خودش بد و بیراه می‌گوید که چرا برجام را پذیرفته است! با رهبر کره شمالی هم مذاکره کرد و نهایتاً رسید به همان نقطه صفر.

 

او بیش از یک سال است که با نقض پیمان برجام و نیز زیر پا گذاشتن قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، یک جنگ تمام عیار اقتصادی را بر ایران تحمیل کرده است و درست در بحبوحه این جنگ تحمیلی اقتصادی شماره تلفن می‌دهد که ایرانی‌ها زنگ بزنند برای مذاکره!

 

ولی نمی‌شود با یک دست تیر زد و در همان حال با دستی دیگر شاخه زیتون نشان داد.

ایرانی‌ها اهل مذاکره هستند، حتی با آمریکا و مگر جز این است که پیش از این بارها دو طرف درباره مسائل مختلفی مانند افغانستان و عراق و برنامه هسته‌ای گفت‌وگو و حتی توافق هم کرده‌اند؟ اما آیا می‌توان با ترامپ هم مذاکره کرد؟ قطعاً مذاکره با ترامپ کنونی، همان "سم مضاعف"ی است که رهبری نیز بدان اشاره کرده‌اند.

ترامپ از نظر جهان‌بینی جزو کسانی است که به همه چیز و همه کس "نگاه ابزاری" دارند. ترامپ و تیمش بیش از هر چیزی در اندیشه یک چیزند: بردن انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا.

ترامپ علاقه و هوس عجیبی دارد برای سند زدن همه موفقیت‌ها به نام خودش. بنابراین دوست دارد بگویند او کسی است که توانست کره شمالی را مهار کند، اوست که مشکل آمریکا با ایران را حل کرد، او همانی است که توانست معامله قرن را بین اعراب و اسرائیل جوش دهد، او توانست مچ چین را در رقابت اقتصادی بخواباند، او خیلی بزرگ و مهم و موفق و بی‌نظیر است و سپس دست و جیغ و هورا…! او برای این که این شوی سیاسی را برگزار کند، می‌خواهد ایران را پای میز مذاکره بکشاند و همانند کاری که با رهبر کره شمالی کرد را با ایران بکند: چند عکس یادگاری برای کمپین انتخاباتی و دیگر هیچ!

ترامپ از وقتی که روی کار آمده، مدام کوشیده است به ایران ضربه بزند: خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام، بازگرداندن تحریم‌ها و تشدید آنها، هدفگذاری برای صفر کردن صادرات نفت ایران، استقرار افرادی در نهادهای مالی و شرکت‌های بزرگ دنیا برای بازداشتن آنها از تجارت با ایران، قرار دادن نیروی رسمی سپاه در فهرست سازمان‌های تروریستی، قرار دادن شرط‌های ۱۲ گانه برای ایران، تهدید ایران به حمله نظامی و ….

او کوچک‌ترین نشانه‌ای از حسن نیت از خود بروز نداده است و در همان حال انتظار دارد ایران به طور یک‌جانبه و با نادیده گرفتن تمام اقدامات ضد ایرانی ترامپ، حسن نیت به خرج دهد! کجای علم سیاست و روابط بین‌الملل چنین نسخه‌ای را تجویز می‌کند؟

کسانی که شناختی ولو نسبی از جمهوری اسلامی ایران و رهبری آن دارند، مطمئن هستند که نظام ایران در چنین وضعیتی زیر بار مذاکره نخواهد رفت؛ چه آن که پذیرش مذاکره در این شرایط یعنی تسلیم در برابر ترامپ و دادن امتیاز به او برای بالا رفتن شانس پیروزی در انتخابات.

کدام آدم عاقلی به کسی که بیشتری آسیب را به او زده است، کمک می‌کند تا بتواند بر سریر قدرت باقی بماند؟ جمهوری اسلامی خواهان یک‌دوره‌ای شدن ریاست‌جمهوری ترامپ است و طبیعی است که از هر اقدامی که باعث تقویت موقعیت انتخاباتی ترامپ شود - مثل همین مذاکره - خودداری می‌کند.

به نظر می‌رسد تنها یک راه وجود دارد تا ترامپ از برگ برنده مذاکره با ایران استفاده کند و آن اثبات عملی حسن نیت است.

اگر ترامپ واقعاً می‌خواهد مذاکره کند، باید ابتدا به برجام برگردد. ایران برجام را با شخص اوباما یا جان کری نبسته بود که با رفتن آنها منتفی شود، بلکه ایران با دولت رسمی ایالات متحده به توافق رسیده بود؛ دولتی که هم اکنون ترامپ در رأس آن است. برگشت ترامپ به برجام نه فقط خواسته ایران که مطالبه تمام جهان است.

نکته دوم این که ترامپ نباید در مذاکره احتمالی با ایران، به دنبال تضعیف توان ایران باشد. به عنوان مثال ایران روی توان موشکی خود سرمایه گذاری ویژه‌ای انجام داده است و در فقدان هواپیماهای جنگی روز و سلاح‌های اتمی، برگ برنده ایران در دفاع از خود در هر جنگ احتمالی است. بنابراین چرا باید درباره موشک‌هایش مذاکره کند؟ به فرض که ایران توان موشکی‌اش را محدود کرد، اگر چند سال بعد عربستان به ایران حمله کند، ایران با کدام تجهیزات خواهد توانست سعودی‌ها را سر جایشان بنشاند؟ با کلاشینکف و آرپی‌جی هفت؟ ما جنگ تحمیلی عراق صدام علیه ایران را فراموش نکرده‌ایم که بدون موشک چقدر بی‌دفاع بودیم.

بنابراین، نکته مهم این است که ایران و آمریکا اساساً روی چه موضوعاتی می‌خواهند مذاکره کنند؟ اگر مذاکره منتهی به تضعیف توان ایران در برابر تهدیدهای خارجی باشد و مثلاً ایران را در برابر عربستان و عراق و ترکیه و … در موضع ضعف قرار دهد که هیچ ایرانی وطن‌دوستی آن را برنمی‌تابد ولی اگر مذاکرات با این هدف باشد که ایران در چارچوب مقررات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به فعالیت هسته‌ای بپردازد، می‌توان با ملاک قرار دادن مقررات آژانس و نه تحمیلات هر یک از طرفین گفت‌وگو کرد.

مخلص کلام آن که در منظر ترامپ و تیمش، مذاکره ایران و آمریکا در شرایط فعلی بیش از آن که مذاکره دو کشور باشد بخشی از پروژه تبلیغات انتخاباتی ۲۰۲۰ است و اگر ترامپ می‌خواهد با این مذاکره، شانس خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بالا ببرد، باید هزینه‌اش را بپردازد و سودش را به ایران هم برساند؛ او تاجر است و بهتر از هر کسی می‌داند که معامله بدون "بده" و "بستان" نمی‌شود.»

 

این مطلب برایم مفید است