سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا در بیانیه ای، ضمن اعلام پایبندی خود به توافق هسته ای ! ضرب الاجل ۶۰ روزه ایران به بروکسل را رد کردند. این رفتار اتحادیه اروپا با توجه به سوابق مخدوش آنها ، خصوصا طی یکسال اخیر چندان غیر قابل پیش بینی نبود. با این حال ، سوال اصلی اینجاست که چه متغیرهایی می تواند رفتار اروپا در قبال برجام را طی دو ماه پیش رو تغییر دهد؟ یکی از متغیرهایی که نباید در محاسبات ما در قبال رفتار اروپا نادیده انگاشته شود، مربوط به انتخابات پارلمانی اروپا در خرداد ماه امسال است.

انتخابات پارلمانی اروپا، می تواند به محلی برای منازعه غیر مستقیم ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا تبدیل شود. این منازعه ، مدتهاست آغاز شده است اما نقطه اوج آن، انتخابات پارلمانی اروپا خواهد بود. در جریان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا، اکثر دولتهای اروپایی حمایت خود را از هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات اعلام کرده بودند. این در حالی بود که احزاب راست افراطی و ملی گرا و کسانی از جمله مارین لوپن رهبر جبهه ملی فرانسه خواستار پیروزی ترامپ در انتخابات بودند. متعاقب پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، پیوند میان کاخ سفید و احزاب ملی گرا و ضد یورو در اروپا پررنگ تر شده است.

هم اکنون افرادی مانند ترامپ، مایک پمپئو و جان بولتون خواستار پیروزی احزاب ملی گرا و افراطی در انتخابات پارلمانی اروپا هستند. بسیاری از تحلیلگران مسائل اروپا بر این باورند که تقویت موقعیت احزاب راست افراطی و ملی گرا در پارلمان اروپا، نقطه آغاز فروپاشی منطقه یورو و حتی اتحادیه اروپا خواهد بود. این دقیقا همان هدفی است که ترامپ دنبال می کند. بدون شک ، در صورت پیروزی احزاب ملی گرا در انتخابات پارلمانی اروپا، مقامات منفعل اروپایی از جمله آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهند  داشت. در چنین شرایطی آنها ناچار خواهند بود از میزان نرمش خود در برابر دولت ترامپ کاسته و مواضع قاطعانه تری در مقابل کاخ سفید اتخاذ کنند. هر چند امیدی نسبت به تغییر کامل رویکرد اروپا در قبال آمریکا وجود ندارد، اما در صورت تقویت موقعیت احزاب ملی گرا در انتخابات پارلمانی اروپا( که نظرسنجی ها نیز همین موضوع را نشان می دهد )، پس از خرداد ماه اروپا تا اندازه ای از آمریکا فاصله خواهد گرفت.

"حفظ برجام" و "تامین خواسته های برجامی ایران" از جمله موارد و مصادیقی هستند که در هفته های پس از برگزاری انتخابات پارلمانی اروپا می تواند به موضوع منازعه جدی تر آمریکا و اروپا تبدیل شود. البته در این میان، اگر اتحادیه اروپا بار دیگر تن به مصالحه با اروپا دهد، تبعات سنگینی در انتظار آن خواهد بود. در این صورت، اروپا دست به قماری دو سر باخت در قبال آمریکا و ایران خواهد زد که اصلی ترین دستاورد آن، کاهش شدید اعتبار بین المللی اروپای واحد است.

آنچه مسلم است اینکه بیانیه اخیر اتحادیه اروپا در قبال ایران و رد ضرب الاجل ۶۰ روزه ایران، واکنشی احساسی و غیر قبل اتکا محسوب می شود. همان گونه که اشاره شد، ممکن است در آینده ای نزدیک اتفاقاتی رخ دهد که این معادله را تغییر دهد. از سوی دیگر، همان گونه که اشاره شد بدعهدی و بی تعهدی اتحادیه اروپا و خصوصا تروییکای اروپایی در قبال برجام، جایی برای مصالحه بیشتر با این مجموعه باقی نگذاشته است. از این رو مهم ترین اقدامی که جمهوری اسلامی ایران باید در برهه فعلی صورت دهد، اصرار بر ضرب الاجل ۶۰ روزه خود و عملی ساختن دو تصمیم مهم اتخاذ شده یعنی تکمیل راکتور اراک و عبور از مرز ۳.۶۷ درصدی غنی سازی اورانیوم ( در صورت عدم تامین منافع برجامی ایران از سوی اتحادیه اروپا) می باشد.

بدون شک ، اتحادیه اروپا و خصوصا سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه هم اکنون در موقعیتی قرار ندارند که قدرت واقعی رد ضرب الاجل زمانی ایران را در خصوص عملی ساختن تعهدات برجامی خود داشته باشند. در این میان، کشورهای اروپایی باید میان دو گزینه "تامین منافع ایران" و " بازگشت به دوران قبل از توافق هسته ای" دست به انتخاب بزنند. در این میان، احتمال دیگری که وجود دارد، گروکشی اروپا از دولت ترامپ بابت مسئله برجام است: به این شکل که اروپا از ترامپ بخواهد در ازای عدم حمایت از گروههای ملی گرای اروپایی( در جریان انتخابات پارلمانی اروپا)، به هم پیمانی ضد ایرانی خود با وشنگتن در قبال برجام و دیگر حوزه ها ادامه دهد. با این حال، امکان پذیرش این خواسته طرفهای اروپایی از سوی دونالد ترامپ و کاخ سفید بسیار اندک است. موضوعی که سران اروپایی نیز نسبت به آن واقف هستند!

 

 

این مطلب برایم مفید است