اگر سیاستگذاران برای مواقع حساس و بحرانی برنامه مشخصی نداشته باشند هر راهکاری با شکست مواجه می‌شود.

در دنیا اجرای برنامه‌های اقتصادی برای مواقع بحرانی مسأله‌ای حل شده است. برنامه‌ها باید دقیق و مشخص باشد اما در همین یک سال گذشته برای تأمین کالاهای اساسی قوانین و بخشنامه‌های متعددی اجرا شد که با هم در تضاد بودند. مسأله این نیست که بگوییم برای تأمین کالاهای اساسی در شرایط تحریم کدام راهکار را به کار ببریم.

سیاستگذار باید برای تأمین هر کالایی راهکاری مجزا داشته باشد. بی‌تدبیری و بی‌دانشی در تصمیم‌گیری‌ها شرایط را بحرانی‌تر می‌کند. مثلاً در مورد گوشت اگر دولت به واردات و عرضه گوشت وارداتی با قیمت ۳۰ هزار تومان اصرار نداشت و اجازه می‌داد قیمت گوشت بر فرض  ۵۰ هزار تومان می‌شد دیگر نه نیازی به واردات بود نه رانت عظیمی بخاطر آن شکل می‌گرفت. قیمت ۵۰ هزار تومان می‌شد و ثابت می‌ماند.

تأمین هر کالایی در هر زمانی شرایط خاص خودش را دارد. برای تأمین کالا باید همه جوانب را در نظر گرفت. اگر برنامه‌ریزی فنی، علمی و تخصصی باشد نیازی نیست یک نسخه برای تأمین همه کالاها بپیچیم. هیچ کشوری به اندازه ایران سازمان‌های نظارتی ندارد اما با وجود این فساد هم گسترده است. دولت باید شهامت، تدبیر و دانش لازم را داشته باشد تا برای شرایط بحرانی اقتصاد برنامه اجرا کند.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند