کناره بیان کرد: «این یک سوال بی‌جواب است که همیشه در عکاسی خبری مطرح بوده است. خیلی وقت‌ها عکس‌هایی گرفته می‌شود که به دلیل محتوای دلخراشی که دارند جنجال به پا می‌کنند و تأثیر مثبتی که بعدها می‌گذارند خیلی بیشتر است.»

او در ادامه به عکس معروف «کودک و لاشخور» که توسط کوین کارتر عکاس خبری سرشناس در سال ۱۹۹۳ در نشریه نیویورک تایمز منتشر شد، اشاره کرد و گفت: «این عکس در آن سال واکنش‌های منفی زیادی را به همراه داشت و سرو صدای زیادی کرد. عده زیادی معتقد بودند که عکاس باید لاشخور را از صحنه دور می‌کرد تا جان آن کودک را نجات دهد. ولی همین عکس بعدها باعث شد تا توجه جهانی به کودکان گرسنه دنیا جلب شود؛ البته گفته می‌شود که عکاس بعدها به دلیل واکنش‌های منفی مخاطبان خودکشی کرد.»

این عکاس افزود: «شاید آن لحظه عکاس می‌توانست کودک را نجات دهد ولی دیگر تأثیر الآن را نداشت. به نظر من نجات یک فرد آسیب دیده بهتر است به متخصصان آن کار واگذار شود چون ممکن است با دخالت عکاس یا افراد دیگر مجروح آسیبی جدی مانند قطع شدن نخاع پیدا کند.»

او با بیان اینکه خودش بارها در چنین شرایطی قرار گرفته، می‌گوید: «گاهی اوقات همذات‌پنداری عکاس با سوژه لزوماً منحصر به یک شخص نیست؛ مثلاً عکاس در زلزله با جمعیتی زیاد روبه‌رو است. البته در این موارد ایرادی ندارد که عکاس با افراد آسیب دیده همذات پنداری کند و زمانی که لزومی به عکاسی نیست دوربین خود را کنار بگذارد و به دیگران کمک کند. حتی اینگونه می‌تواند بخش دیگری از صحنه را به تصویر بکشد.»

کناره ادامه داد: «در واقع اگر عکاس در چنین شرایطی هیچ کاری نکند خود به خود طرد می‌شود؛ البته همه اینها به فضای سوژه عکاسی مربوط است و باید دید که عکاس برای خود چه چیزی را متصور می‌شود. یک زمان فردی را می‌بینیم که در حال جان دادن است و با کمک به او، شانس زنده بودن خواهد داشت. در چنین شرایطی دوربین دیگر معنایی ندارد اما بعضی چیزها عمومیت دارد و افراد زیادی برای کمک کردن وجود دارند و نیازی به کمک عکاس نیست.»

این مطلب برایم مفید است