أمین محمد حطیط در البناء نوشت: دو ماه پیش، یک مسئول اسرائیلی بلند پایه طی گزارشی در مورد اوضاع ارتش اسرائیل و آمادگی آن تاکید کرد که ارتش اسرائیل آماده جنگ نیست و جبهه داخلی آمادگی دریافت ضرباتی در هر گونه جنگ پیش رو را ندارد. این گزارش به معنای نفی خواسته های برخی سیاستمداران اسرائیلی است که جنگ را تنها راه حل تنگنای این رژیم می دانند. در واقع با این گزارش، صهیونیستها دریافتند که روزهایی که گفته می شد اسرائیل ارتشی شکست ناپذیر در اختیار دارد، به سر آمده و به تاریخ پیوسته است.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: اما به ناگاه و تنها پس از گذشت دو ماه، کوخافی، رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، با افتخار از توانایی های نظامی این ارتش سخن گفت که البته هدف از آن، بالا بردن روحیه سربازان و جلب اعتماد دولت بود. علاوه بر اینکه وی قصد داشت رعب و وحشت را در صفوف دشمنان رژیم صهیونیستی برانگیزد.

برای اینکه جنگ روانی علیه دشمنان اسرائیل کامل شود، روزنامه کویتی الرای مدعی شد سید حسن نصرالله وقوع جنگی ویرانگر در تابستان را قطعی می داند، که باعث کشته شدن فرماندهان صف اول مقاومت در لبنان خواهد شد!

بدیهی است که ادعای این روزنامه را باور نمی کنیم؛ بویژه انکه فرماندهان مقاومت همواره موضع گیریهای صادقانه و واقع گرایانه ای دارند. علاوه بر اینکه سید حسن نصرالله شخصیت حکیمانه ای دارد و حتی اگر فکر جنگ را در سر بپروراند، محال است با اعلام این مطلب باعث نگرانی مردم و نابه سامانی اوضاع اقتصادی شود.

بنابراین، آنچه به سید حسن نصرالله نسبت داده شده، به کلی با مواضع مقاومت و آمادگی آن برای جنگ، در تناقض است؛ چرا که محور مقاومت ظرفیتهایی دارد که می تواند با تکیه بر آنها وارد جنگی با اسرائیل شود که این رژیم توان خروج از ان را نداشته باشد. بر همین اساس، می توان گفت صحبتهای منسوب به نصرالله، تنها بخشی از جنگ روانی صهیونیستها برای تضعیف روحیه مقاومت بوده است. اما چرا؟

لازم به یادآوری است که طرفهای درگیر در حل مساله فلسطین، با فرماندهی آمریکا در حال اماده شدن برای معامله قرن هستند و می دانند که این طرح با دو حالت مواجه می شود، یا همگی آن را می پذیرند، یا برای اینکه این معامله مورد پذیرش همه طرفها واقع شود، چاره ای جز وارد آوردن ضربه ای به مخالفان آن نیست. اما محور آمریکا-اسرائیل بخوبی می دانند که به دلیل ظرفیتهای محور مقاومت، مقابله میدانی با آن، نتایج دلخواهی را رقم نمی زند.

این طرفها در حال حاضر از شکستهایی که در سوریه و در برابر محور مقاومت متحمل شدند، رنج می برند. علاوه بر اینکه بی نتیجه بودن جنگ اقتصادی علیه مقاومت نیز باعث عصبانیت دشمنان شده است.

به همین دلیل و برای فراهم کردن فرصتهای موفقیت معامله قرن، طرفداران این معامله به دنبال ورود به جنگ روانی هستند تا به این وسیله روحیه طرف مقابل را از بین ببرند؛ تا شاید این نوع جنگ بتواند جایگزینی برای جنگ تروریستی و جنگ اقتصادی باشد! اما گویا فراموش کرده اند که ۵۰۰ میلیون دلار، برای چنین جنگی علیه حزب الله هزینه کرده و هیچ نتیجه ای نگرفتند.

قطعا محور مقاومت هیچگاه از احتمالات وقوع جنگ غافل نمی شود، بلکه همواره منتظر آن است، چرا که می داند دشمن غاصب، جنگ را وسیله ای برای حفظ آنچه با زور به دست آورده، می داند. در عین حال، مقاومت می داند که دشمن وارد جنگی نمی شود که باعث خودکشی اش شود و مادامی که از پیروزی در جنگی اطمینان نداشته باشد، هرگز وارد آن نمی شود. بنابراین، اسرائیل می تواند شلیک اول را بکند، اما از حاکمیت بر میدان و تعیین محدوده جنگ، عاجز است؛ به همین دلیل، معتقدیم به این زودی شاهد وقوع جنگی نخواهیم بود.

به این ترتیب، جنگ تا این لحظه در دایره احتمال بعیدی قرار دارد. با اینکه باید احتمالی را برای لحظه جنون اشخاصی مانند ترامپ و نتانیاهو در نظر داشته باشیم، اما تا مدتی شاهد ادامه جنگهای اقتصادی، سیاسی و روانی خواهیم بود؛ جنگهایی که هدف از آن، اجرای معامله قرن در ماههای پیش رو است...که البته به عقیده ما، اجرای معامله قرن با شکست مواجه می شود.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند