دفنة مئور در روزنامه اسرائیلی هاآرتص نوشت: بحران انرژی در دهه هفتاد، بیش از هر چیز نشان دهنده قدرت عربستان سعودی در سیطره بر بازار نفت بود؛ که در جریان آن، اعضای اپک تحریم ایالات متحده را اعلام کردند و در ادامه، شاهد کاهش تدریجی تولید نفت بودیم که منجر به رکود جهانی شد.

این بحران البته آغازی بود برای پایان سیطره عربستان. تحریم ایالات متحده به عنوان دعوت و انگیزه‌ای برای بیداری غرب به کار گرفته شد، تا این مساله مهم را درک کنند که تکیه بر نفت، یک بار سنگین و خطرناک برای آنهاست. در همین رابطه، دولت‌های زیادی به چگونگی اثرگذاری‌های جغرافیایی سیاسی، برای استفاده از نفت فکر کردند.

در سال ۲۰۰۵، ایالات متحده توانست نفت شیل را استخراج کند، تا مانع از سیطره کامل عربستان بر شیر نفت شود؛ به این شکل که در صورت بسته شدن شیر نفت صادراتی عربستان، آمریکا بتواند با استفاده از نفت شیل خود مانع از بالا رفتن قیمت‌های نفت شود. همچنین در نتیجه حوادث جهانی خارج از کنترل آمریکا، استخراج نفت شیل به نفع ایالات متحده است. به این ترتیب، منطقه حفاری در ایالت تگزاس آمریکا، به یک سازمان نفت جهانی تبدیل شد و این نقشی است که در گذشته بر عهده عربستان بود.

از مدت‌ها پیش عربستان متوجه تغییراتی شده است؛ این کشور نمی‌تواند حرکت ایالات متحده به سمت استقلال را متوقف کند، اما می‌تواند خود را تغییر دهد. در سال ۲۰۱۶، محمد بن سلمان از نقشه خود برای تغییر اساس اقتصاد سعودی و تنوع منابع مالی داخل مملکت، پرده برداشت. در همین راستا، ولی عهد سعودی تلاش کرد شرکت دولتی نفت آرامکو را خصوصی سازی کند.

با این حال، در کمتر از دو سال از شروع این نقشه، عربستان مجبور به لغو ملی سازی ارامکو شد و اکنون، مردم عربستان افشا می‌کنند که موظف به پرداخت مالیات‌های سنگین هستند و قیمت‌های برق و سوخت، افزایش یافته است. شبکه‌های تجاری در راستای اجرای برنامه‌های اصلاحی، نیرو‌های خود را تعدیل نموده و صد‌ها بخش را تعطیل کردند. نظام سعودی تعدادی از طرح‌های پر هزینه را متوقف نموده و حقوق وزرا و کارمندان دولتی را کاهش داد.

عربستان سعودی به زندگی وابسته به نفت خو گرفته بود، اما مانند دیگر دولت‌ها از تمایل خود برای تنوع بخشیدن به منابع درآمد خود صحبت کرد. در این میان، سعودی‌ها چین را تضمین محدودی برای خرید نفت خود یافتند، همانطور که امروز، چین بزرگترین وارد کننده نفت عربستان محسوب می‌شود.

با این حال، همانطور که نفت شمشیر دو لبه‌ای برای عربستان است، روابط اقتصادی آن با چین نیز حالتی مشابه به خود گرفته است؛ برای مثال، زمانی که در سال ۲۰۱۷ چین خود را در حالت نزاع با عربستان، بر سر قیمت‌های نفت دید، از واردات نفت کاست؛ و همین حادثه، نشان دهنده واقعیت جدیدی است که به تدریج شاهد تبلور آن هستیم: عربستان پیش از این‌ها با دستی قدرتمند بر مشتری‌های نفت خود مسلط بود، اما امروز، بیش از پیش، خود را وابسته به آن‌ها می‌بیند. در واقع، افزایش قیمت نفت دیگر سلاح قوی و موثری برای عربستان نیست، تا با اتکا به آن بتواند جهان را طبق امیال خود تغییر دهد.

 

این مطلب برایم مفید است