اینها همان جماعتی هستند که با هواپیمای اروپایی عکس سلفی می‌گیرند و دلشان غنج می‌رود و احساس ذلت و خواری که هیچ، حتی به غرب‌پرستی خود افتخار نیز می‌کنند اما اگر برادری از کشور همسایه به یاری بیاید، ناگهان رگ میهن‌پرستی‌شان بیرون می‌زند!

۹۹ سال پیش سیدحسن تقی‌زاده در روزنامه کاوه نوشت: «امروز چیزی که به حدّ اعلا برای ایران لازم است و همه وطن‌دوستان ایران با تمام قوا باید در آن راه بکوشند و آن را بر هر چیز مقدم دارند سه چیز است که هرچه درباره شدت لزوم آنها مبالغه شود کمتر از حقیقت گفته شده: نخست قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و ترتیب و علوم و صنایع و زندگی و کلّ اوضاع فرنگستان بدون هیچ استثنا. این است عقیده نگارنده‌ این سطور در خط خدمت به ایران: ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگی‌مآب شود و بس.» اگر تقی‌زاده زنده بود باید در محضر غربگرایان امروزی زانوی شاگردی به زمین می‌زد. (البته تقی‌زاده در اواخر عمر نسبت به این رویکرد خود ابراز پشیمانی کرد. میزان صداقتش با خودش و تاریخ‌نگاران!) نمونه‌اش آن کوته‌فکر مدعی دیپلماسی که می‌گوید اگر اروپا به همه تعهدات برجامی‌اش عمل نکرده تقصیر خودمان است که دغدغه‌های آنها را در زمینه موشکی و حقوق بشری رفع نکردیم. یا آن جماعتی که کرکره فکر را پایین کشیده و دهان گشوده‌اند که جمهوری اسلامی خود عامل سیل است! در مقایسه با اینان، تقی‌زاده ادای غربگرایی را درمی‌آورد.

از ماجرای سیل دور نشویم. کاش مسئولین قدر این سرمایه اجتماعی را بدانند و از آن مهم‌تر، کاش مردم قدر خود را بدانند؛ قدر این همدلی و انسجام و انسانی فکر و عمل کردن را، که در روزگار حاضر و دنیای فعلی کیمیاست. ملتی که اهل فرهنگ شهادت است، نه بن‌بست دارد و نه می‌توان آن را به زمین زد، چه تحریم بی‌سابقه در تاریخ، از سوی آمریکا باشد چه سیلاب ناشی از بارش‌های بی‌سابقه در یک قرن اخیر.