او ادامه داد: معنای عدل روشن است؛ «العدل وضع کل شیء موضعه»، اما جای اشیاء کجاست؟ جای افراد کجاست؟ موحّد می گوید این را فقط اشیاء آفرین و اشخاص آفرین می داند، اما ملحد خود جای اشیاء و اشخاص را معلوم می کند. لذا عدل پشتوانه علمی می خواهد از این رو علی علیه السلام که موحّد ناب است می تواند عادل حقیقی باشد.

او خاطرنشان کرد: علی علیه السلام که قرآن ناطق و سخنگوی قرآن است، یک توحید ممثل است، لذا عدل را تبیین می کند و تحقق می بخشد.

او افزود: وقتی پیامبر(ص) در وصف امیرالمومنین(ع) فرمود «على مع الحق والحق معه یدور حیث دار» ما دو نوع حق داریم؛ یک حق، حق محض است که مقابل ندارد و در مقام ذات است و مقابل آن عدم است و یک حق که مقابل آن باطل است، این حق در مقام امکان است نه در مقام ذات. لذا فرمایش پیامبر این نیست که علی همراه حق است یا حق همراه علی است، بلکه منظور این است که علی عین حق است.

آیت الله جوادی آملی تصریح کرد: از ابتکارات چنین شخصی که عین حق است می توان به مساله تثلیث در روش اشاره کرد که می فرماید : « إنّ العباد ثلاثة » برخی از ترس جهنم عبادت می کنند و برخی به شوق بهشت! اما برخی «حبا لله» عبادت می کنند؛ در حقیقت او آمده تبشیر و انذار را تلطیف کرده است و این را از قرآن گرفته که می فرماید اسلام دین محبت و مهر است. قرآنی که حبل است و خداوند آن را مانند باران به زمین نیانداخته بلکه او را به زمین آویخته است، بالای آن «علیّ حکیم» و پایین آن «عربیّ مبین» است و آن علیّ حکیم در اختیار حضرت است.

او درباره آثار بی عدالتی ابراز داشت: این را هم عقل و هم نقل تایید می کنند که چون خداوند مهندس است و همه جهان را با نظم ریاضی گونه آفریده، همه عالم از صدر تا ذیل در جای خود قرار گرفته است، اگر شما عدد ۵ را از بین ۴ و ۶ بردارید آن را کجای دیگر می توانید بگذارید؟! اختلاس و نجومی و تهمت هم اینگونه است، بالاخره انسان رسوا می شود، اگر کسی امروز اختلاس کرد این مال را کجای دیگر می تواند بگذارد؟! بالاخره رسوایی در پی دارد، عالم اینگونه خلق شده است که حداقل نتیجه بی عدالتی، آبروریزی و بی حیثیتی است.

او تاکید کرد: کسی می تواند عادل باشد که بداند مرگ از پوست به در آمدن است و نه پوسیدن و انسان اینگونه نیست که بعد از مرگ در زیر خاک بپوسد و تمام شود، انسان موجودی ابدی است، روح نه متزمّن است که زمان بردار باشد و نه متمکّن است که مکان بردار باشد، لذا ما هستیم که هستیم و باید در قیامت جوابگوی همه اعمال خود باشیم.

آیت الله جوادی آملی در ادامه به گام دوم انقلاب اشاره کرد و بیان داشت: ما در گام دوم و در گام های بعدی انقلاب، وظیفه داریم خطرهایی که متوجه نظام و انقلاب است را بررسی کنیم، مثل اینکه چگونه عدل علوی به ظلم اموی تبدیل می شود؟! حضرت در نامه به مالک دو مطلب را در ریشه یابی این موضوع بیان می کند، فرمود اولین کاری که دشمن کرد این بود که آنها مکتب را عوض کردند، یعنی دین و قرآن را به اسارت گرفتند و آن را به میل خود تفسیر و ارائه کردند و در مرحله بعد به سراغ مردم رفتند و مردم را از ما اهلبیت جدا کردند.

او ادامه داد: داشتن رهبر خوب یک طرف قضیه است، رهبر ولو علی بن ابی طالب(ع) باشد، مادامی که مردم در صحنه نباشند شکست قطعی است لذا با تاکید «انما» می فرماید «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِین وَ الْعُدَّةُ للْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّة» در نتیجه با همه وجود باید تلاش کنیم اولا دین به اسارت نرود و ثانیا مردم از دین جدا نشوند تا عدالت علوی محقق شود.