نورالدین اسکندر در المیادین نوشت: رئیس جمهور روسیه صحبتهای خود در مورد خروج نیروهای بیگانه از سوریه را به سرنگونی تروریسم در دو منطقه ادلب و شرق فرات ربط می دهد؛ بدین معنا، منظور او نیروهای ترکیه در ادلب و نیروهای آمریکایی در شرق فرات است. بنابراین، چطور نتانیاهو این صحبتها را علیه ایران تفسیر کرد؟!

نخست وزیر اسرائیل اصرار دارد تا از سفرهای خود به مسکو برای اتخاذ مواضعی ضدّ ایران و نفوذ آن در خاورمیانه استفاده کند. آخرین ایستگاه این اصرار، سفر اخیر او به پایتخت روسیه است که طی آن، تلاش کرد خود را بیش از ایرانی ها به روسیه نزدیک نشان دهد.

سفر شتابزده نخست وزیر اسرائیل در حالی انجام شد که وی نیاز مبرمی به فرار از فشارهای داخلی مربوط به اقدامات قضایی علیه خود در تل آویو دارد و در این میان، تلاش می کند خود را مسئولی نشان دهد که به دنبال دور کردن ایران از نزدیکی به مرزهای سوریه و اسرائیل است. در واقع، نتانیاهو سعی می کند از این طریق و با مطرح کردن خود به عنوان نخست وزیری که نگران امنیت مردمش است، موافقت روسها با دوری ایران از سوریه را جلب کند.

این در حالی است که نتانیاهو با مطرح کردن این نکته که بزرگترین تهدید برای استقرار منطقه، ایران و هم پیمانانش هستند، روسها را نیز هدف قرار داده است؛ بی آنکه به این مهم توجه داشته باشد که مسکو و تهران در ائتلاف با رئیس جمهور سوریه مشترک هستند و با این معیارِ نتانیاهو، روسیه هم در بین دولتهایی قرار می گیرد که استقرار و آرامش در منطقه را تهدید می کند.

قطعا این مساله با معیارهای مسکو یکسان نیست؛ همانطور که روزنامه روسی "کومیرسانت" از منابع ویژه ای در دولت روسیه نقل کرد که ایشان از تعمّد اسرائیلی ها برای اظهار نزدیکی به روسیه در راستای جنگ علیه ایران، رضایت ندارند.

اما نتانیاهو نتوانست مسکو را وادار کند تا به تدریج از همکاری با تل آویو در خصوص استقرار منطقه، طبق معیارهای نخست وزیر اسرائیل صحبت کرده یا حتی با ادامه هدف گرفتن پایگاههای ایران در سوریه موافقت نماید.

با این حال، روزنامه های اسرائیلی طبق عادت خود از اختلافات بین روسیه و ایران در مورد سوریه نوشته و تاکید می کنند که منافع این دو دولت در میدان سوریه با یکدیگر تعارض دارد و در همین راستا، صحبتهای پوتین در مورد برنامه ای برای خروج تمام نیروهای بیگانه از سوریه را به نفع خود برداشت کردند.

صحبت پوتین که در خصوص وضع یک برنامه کلی برای ایجاد گروه بین المللی که مأموریت برقراری استقرار نهایی در سوریه را داشته باشد، ایراد شد، به این معناست که رئیس جمهور روسیه تحقق برنامه مذکور را در گرو نابودی کامل کانون تروریسم می داند و زمانی که تصریح می کند تمام دولتهای منطقه به اضافه سوریه و حتی معارضان باید در ضمن این گروه اقدام قرار بگیرند، نقش ایران و هم پیمانانش را در این باره جدی می داند. همین نکته با موضع اساسی مسکو در قبال نزدیکی ایران به بحران سوریه در تضاد نیست.

به این ترتیب، کلام پوتین از چارچوب تفاهم های گذشته بین ایران، سوریه و روسیه خارج نمی شود و از سقف رابطه مرسوم بین این دولتها فراتر نمی رود؛ بلکه در حقیقت با اصرار سوریه و ایران برای آزادی ادلب و بازپس گیری شرق فرات هم نوا بوده و از سوی دیگر، شاخص مهمی است که نشان می دهد اساساً معنای خروج نیروهای خارجی از سوریه، نیروهایی است که در دو منطقه ذکر شده در لابلای صحبتهای پوتین، حاضرند؛ یعنی نیروهای ترکی در ادلب و نیروهای آمریکایی در شرق فرات.