اما متاسفانه آقای رئیس‌جمهور از این آیات برداشت دیگری دارند برداشتی که از حاکمان، سلب مسئولیت می‌کند و جامعه را تبدیل به «کلاس اخلاق» می‌نماید که بزرگان آن فقط وظیفه دارند موعظه کنند سخنرانی نمایند و از بدی‌ها و خوبی‌ها بگویند.

   اگر به راستی نظر آقای دکتر روحانی چنین است که چون مردم خود اهل درایت و انتخابند و همه‌چیز باید با فهم و درک و پذیرش باشد و نه تحمیل، پس قوه قهریه چه جایگاهی در حکومت دارد؟ مثلا:

- چرا دستگاهی به نام راهنمایی و رانندگی وجود دارد که پیوسته از نیروی بازدارنده جریمه استفاده می‌کند؟

- در امر تولید و توزیع کنندگان مواد غذایی چرا اینقدر نظارت و سختگیری وجود دارد؟ بهداشت و سلامت محیط رستورانها چرا با ابزارهای جریمه و تعطیلی آن اماکن مورد تاکید قرار می‌گیرد؟

- قوه قضائیه و دادگاه و زندان برای چیست؟ مگر مردم خیر و صلاح و شر و فساد را نمی‌شناسند؟ راستی چرا حکومت در اجرای قانون این همه سختگیری می‌کند و مجازاتهای سنگین برای کسانی قرار می‌دهد که قانون را زیر پا می‌گذارند؟