فرهاد عشوندی در خبر آنلاین نوشت: او را پدیده فوتبال ایران معرفی می کردند. لیث همان سال ها نام خانوادگی اش را عوض کرد و گذاشت نوبری تا این قدر درباره ته لهجه عربی اش حاشیه نسازند. لیث اهل حاشیه نبود. پسر محجوبی بود در بین بچه شرهای آن سال های پرسپولیس. بچه هایی مثل علی انصاریان، هاشمی نسب، پژمان جمشیدی و بقیه ...

و چه جالب اینکه بچه های آن نسل، چند نفری‌شان زده اند در کار اجرا و سینما. اگر قرار به این بود کسی از آن جمع مجری شود، دور از ذهن ترین شان شاید می شد لیث اما او حالا یک مجری سرناس شده در یکی از معروف ترین برنامه های رسانه های معتبر آسیایی. تسلط لیث که بچه دولت آباد است به زبان عربی، حالا باعث شده تا بخشی مهم از برنامه ویژه شبکه الکاس در طول مدت جام ملتهای آسیا باشد. او که همراه با ابو قاسمپور بزرگ، دو ایرانی برنامه کارشناسی جام ملتهای آسیاست، روبروی خبرنگار سرشناس عراقی و یونس محمود تکرار نشدنی توانسته طوری اجرا کند و طوری مدافع ایران باشد که به پدیده جام ملتهای آسیا در شبکه های اجتماعی بدل شود. با لیث درباره این موفقیت در اجرا صحبت کردیم. چیزی که اقلا کسی از او انتظارش را نداشت. از این هیجانی که برای دفاع از ایران دارد و حرف هایی که می زند.

*چه شد که لیث مجری و کارشناس  شد آن هم در شبکه‌ای قطری؟

 

**دوست عزیزم آقای منتظری که نماینده این شبکه در ایران است، این پیشنهاد را دادند. خب برنامه چون برای یک شبکه قطری بود، دوستان دنبال یک فوتبالیستی می گشتند که بتواند عربی صحبت کند. البته من خیلی تسلطم به زبان عربی خوب نیست اما لطف کردند و این پیشنهاد را دادند. البته این برنامه در الکاس برنامه معروف و پر بیننده ای است.   آقای ابو قاسمپور هم در جمع ما هستند و بیشتر تحلیل های فنی را انجام می دهند ولی من هم سهمم شده همی کل کل های فوتبالی با دوست عراقی ام که خبرنگاری سرشناس است و یونس محمود عزیز که حسابی هم کری می خوانند. من تنهایی باید به رقابت آنها بروم!

یونس محمود هم که می دانی، خیلی شبیه به علی آقای دایی خودمان است از نظر استیل بازی و از نظر شهرت و محبوبیت در قطر و عراق و کشورهای عربی هم به همین صورت است.  

*خلاصه اینکه طوری شده از دوران فوتبالت این روزها بیشتر در بورسی. ستاره شدی، مثل یک ستاره ملی. طوری از تیم ملی دفاع می کنی که انگار جایت در ترکیب تیم ملی خالی است!

 

**واقعا؟ «او که مشغول صرف ناهار با همه همکارانش در استودیوی برنامه بود، شروع کرد به تعریف این ماجرا که در ایران معروف شده و اسمش سر زبان ها افتاده است.» راستش خودم هم فکر نمی کردم این طور شود. ولی خب در یک کل کل فوتبالی من حس کردم نباید جلوی یونس محمود و بقیه کم بیاورم. خب آنها مدام آهنگ های عربی هم می گذارند و فضا هم دست شان است. من کمی کارم سخت می شود. ولی فکر کنم بد هم نبودم!

*بخصوص آن شب که ایران قهرمان می شه هم خواندی!

 

**بله گفتم که، اینجا مدام کلیپ های عربی پخش می کردند. من هم به دوستان یک کلیپ از آقای سالار عقیلی معرفی کردم که درباره تیم ملی و ایران است. اتفاقا چقدر هم از ان استقبال شد. به من گفتند آن را ترجمه کنم که یکباره در حس خودم بودم و شروع کردم به خواندن! فکر کنم خیلی هم این ماجرا چرخید. حالا امیدوارم که این برنامه تا جایی پیش برود که انشاللله تیم ملی قهرمان بشود. باورت نمی شود ولی اینجا در استودیو همه اعتقاد دارند ایران بهترین تیم آسیاست!

 

*اول به ما بگو این چند سال بعد فوتبالت کجا بودی. خیلی خبری از شما نداشتیم.  

**خب من خیلی اهل سر و صدا نیستم. نمی خواهم درباره مسائل پرسپولیس که چه شد حرف بزنم و بازش کنم اما بعد از پرسپولیس خب دیگر نشد در آن سطح بالا بازی کنم. پرسپولیس و علی آقای پروین را خیلی دوست دارم. من از بانک ملی شروع کردم، رفتم پاس و بعد پرسپولیس و تراکتورسازی و بعد هم که فوتبالم تمام شد رفتم مدرک مربیگری گرفتم. چند سالی با آقای مهدوی کیا و علی آقای دوستی مهر در آکادمی کیا بودیم. الان هم که مربیگری می کنم در جوانان پرسپولیس. با آقای هاشمی و محمد آقای پنجعلی هستم که چقدر هم خوبند و دوست شان دارم.

*گفتی علی آقای پروین. یعنی با پیشکسوتان هم تمرین می کنی؟  

**نه متاسفانه. خیلی وقتش را ندارم. راستش را بخواهید خیلی درگیر این هستم که به کارهای شخصی ام برسم و البته درگیری تمرینات تیم جوانان پرسپولیس هم هست که همزمان می شود با تمرین پیشکسوتان و نمی توانم بروم. ولی واقعا باورت نمی شود که علی آقای پروین را چقدر دوستش دارم و چه هیجانی برای شان دارم.

*از بین آن تیم پرسپولیسی که بازی می کردی، از همه کم سر و صدا تر فکر کنم خودت بودی و باور اینکه وارد کار اجرا بشوی و این قدر هم کارت بگیرد ف راستش شاید خیلی دور از باور بود.

**خودم هم همین طور فکر می کنم. من هیچ وقت آدم شلوغ کن و پر سر و صدایی نبودم. همیشه خیلی آرام بودم ولی اینجا در این جو، فکر می کنم این حس ایرانی که خیلی دوستش دارم و شور دفاع از تیم ملی که واقعا هم بهترین تیم آسیاست کاری کرده افتاده ام در کری خوانی!

راستش بی تعارف همه کارشناسان اینجا از یاران برای بازی های خوبش تعریف می کنند. ما ۷ سال است تیم اول آسیا بودیم در رنکینگ. در زمین بازی هم که دیدید چه نمایش های خوبی داریم. در جام جهانی هم خوش درخشیدیم. این نسل فوتبالی مان این قدر خوب است که من را هم در دفاع از خودش سر کیف آورده است.  

*راستش تو یک پرسپولیسی هستی و شاید این روزها خیلی سعی می شود یک دو قطبی بین پرسپولیس و تیم ملی بسازند. ولی تو بدون توجه به این حاشیه ها، با تمام وجود از تیم ملی دفاع می کنی.

**گفتم که واقعا من اصلا خیلی این تقسیم بندی ها و حاشیه ها را دنبال نمی کنم. عاشق ایران، تیم ملی کشورم هستم. با همه وجود. می خواهم تیمم قهرمان بشود. چیزی که حقش است. من یک پرسپولیسی هستم و عاشق پرسپولیس. هربار هم که توانستم سر تمرین تیم رفتم. آقای برانکو خیلی هم گرم ما را تحویل می گیرد. آقا شجاع، سید جلال، محمد انصاری و باقی بچه ها هم همین طور. حتی همین جا هم به اردوی شان در قطر رفتم و کلی با بچه ها گرم گرفتیم. ولی من آنجا نماینده ایران هستم در آن برنامه و دوست دارم از تیم ملی کشورم دفاع کنم. می خواهم تیمم قهرمان شود. این چیزی است که همه مردم ایران دوست دارند اتفاق بیفتد. این تیم ملی حقش است. من با همه وجودم انرژی می گذارم برای دفاع از تیم ملی و کاری هم به این حاشیه ها دسته بندی ها ندارم.