این مصاحبه از نگاه تاریخی و جدای از مساله آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به نکات مهمی اشاره کرده و بر بخش‌هایی از نقاط تاریک تاریخ ایران نور تابانده بود که جز آیت‌الله خویینی، کسی به آن اشاره نکرده بود؛البته چون محور سوالات در مورد مرحوم آیت‌الله هاشمی بوده است، بیشتر مصاحبه در مورد آن بزرگوار بوده.

نگاه آیت‌الله خویینی صرفا تاریخی بود. نه مداحی بود و نه تخریب.تنها مصاحبه‌ای بود که در ژانر صرفا تاریخی قرار داشت.این نظرات می‌تواند مورد قبول تاریخی افرادی نباشد. برای پاسخگویی تاریخی باید جواب تاریخی داد. کسانی که اطلاعات تاریخی دارند یا مستندات تاریخی دارند به عنوان یک رسالت باید مستندات خود را ارایه کنند.اما در این چند روزه به جای پاسخگویی تاریخی به آیت‌الله خویینی مصاحبه‌های سیاسی فراوانی تولید شده است که عمدتا پاسخ‌ها سیاسی و مصلت‌جویانه است.

شاید عمده‌ترین اشکال که در خیلی از پاسخ‌ها تکرار شده بود، زمان نشر آن بود.در سالگرد معمولا حمایت‌ها و بزرگداشت‌ها صورت می‌گیرد. در اوج تخریب هاشمی توسط افراطیون، این مصاحبه به مصلحت نبوده. اما بالاخره این حرف‌ها گفته شده. الان مساله تاریخ یا پذیرش این نظرات است یا پاسخ مستند به آنها.از دلسوزان ایران و انقلاب و تاریخ و علاقه‌مندان آیت‌الله هاشمی انتظار می‌رود به این همه نقاط مهمی که از برگه‌های ناگفته تاریخی ایران معاصر توسط آیت‌الله خویینی گفته شده، پاسخ تاریخی بدهند.

هجوم سازمان‌یافته پاسخ تاریخی نیست، ظلم به تاریخ و به هاشمی و به ایران است.پاسخ سیاسی به تاریخ تنها به سردرگمی بیشتر می‌انجامد و به نفع هاشمی‌رفسنجانی هم نیست. هاشمی شخصیت بزرگ و انکارناپذیر تاریخ انقلاب اسلامی است. شکی هم نیست که هاشمی فصل‌های متفاوت و کاملا مختلف در زندگی داشته است باید از افراط و تفریط در مورد او پرهیز و صرفا به او نگاه تاریخی کرد. پاسخ‌های هیجانی به نکته‌های تاریخی دردی را دوا نمی‌کند.