رسول منتجب نیا گفت: صرف گرفتن پروانه برای حزب مشکل گشا نیست، بلکه چه بسا مشکل ساز باشد. ما اکنون قریب به ۳۰۰ حزب داریم ولی ای کاش ۱۰ حزب قدرتمند داشتیم که می توانستند با هم همکاری کنند و در کشور موج و نشاط ایجاد کنند. چون توسعه احزاب همواره کمی بوده و توسعه کیفی انجام نشده است. بعد از دوران اصلاحات نیز به طور کلی ۸ سال با احزاب و فرهنگ تحزب مقابله شد. در دولت آقای روحانی هم از احزاب تا حد زیادی حمایت شد، اما این حمایت ها کافی نبود. در حال حاضر تعداد زیادی حزب داریم، اما تعداد احزاب با کیفیت و اثرگذار اندک هستند و از تعداد انگشتان دست فراتر نمی روند.

منتجب نیا در پاسخ به این سوال که به چه دلیل نگاه مثبتی در میان مردم نسبت به حزب وجود ندارد؟ گفت: اول اینکه مردم فرهنگ تحزب را هنوز نشناخته اند و از سوی دیگر احزاب هم نتوانسته اند جایگاه خود را به مردم معرفی کنند، مردم به احزاب به عنوان ستون پنجم نگاه می کنند. حتی آنها را زائد می دانند.

وی تصریح کرد: احزاب باید جایگاه خود را تعریف کنند. وقتی احزاب به جامعه بیایند و بگویند که نسبت به وضعیت موجود انتقاد دارند و گزینه جایگزین و برنامه ارائه بدهند، وقتی کادرهای متخصص، متعهد و کار آمد پرورش دهند و معرفی کنند قطعا مردم به آنها رویکرد مثبت پیدا خواهند کرد. وقتی خود احزاب به وظایف خود عمل نکنند طبیعی است که مردمی که با فرهنگ تحزب هم آشنا نیستند، نسبت به آنها نه تنها خوشبین نباشند، بلکه بدبین هم باشند و آنها را به عنوان یک امر زائد و غیر ضروری و حتی غیر مفید تلقی کنند.

وی افزود: اگر تحزب نباشد توسعه یک امر خیالی است ما در صورتی می توانیم در انتظار توسعه باشیم که مشکل تحزب را در کشور حل کرده باشیم. حزب از پایه های دموکراسی است، حزب جزو اصولی است که در دنیا قطعی شده اما متاسفانه ما با آن فاصله داریم و باید در آینده این کمبود ها جبران شود.

قائم مقام سابق حزب اعتماد ملی در مورد دلایل اینکه احزاب به وظایف خود عمل نمی کنند نیز گفت: علت این مساله این است که کسانی که موسس یا عضو مرکزی احزاب می شوند، همانند مردم با فرهنگ تحزب فاصله دارند به عبارت دیگر بسیاری از اعضای احزاب عضویت در حزب را یک پلکان و راه رسیدن به قدرت می دانند، یعنی وارد حزب می شوند تا نماینده مجلس یا شورای شهر شوند حتی وارد حزب می شوند که کاندیدای ریاست جمهوری شوند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب تاکید کرد: نمی خواهم بگویم که احزاب نباید نظرشان معطوف به مراحل انتخابات باشد، منظورم این است که هدف حضور در احزاب برای افراد نباید رسیدن به قدرت باشد. ابتدا احزاب باید توسعه پیداکنند و در سایه توسعه احزاب مجلس و دولت را در اختیار بگیرند. اگر افرادی که وارد احزاب می شوند مصمم باشند که در مسیر توسعه کشور و برای تثبیت و تحکیم فرهنگ تحزب و تقویت دموکراسی گام بردارند، اگر شایستگی داشته باشند طبیعتا به قدرت هم می رسند. اما قضیه معکوس است افراد به فکر گرفتن پست و مقام هستند و بعد وارد حزب می شوند.