بی شک زدن ۵ گل به یمن توطئه دشمنان بود و این متن نیز با عنایت بر همین موضوع نگارش شده است. تا همین چند وقت پیش «ورزش قهرمانی» فحش ناموسی محسوب می‌شد بعنی اگر ورزشکاری رسم و طریق پهلوانی را پیشه نمی‌کرد و الگویش از «پوریای ولی» و «تختی» کمی عدول می‌کرد براحتی می‌شد وی را در حد جبارسینگ قلمداد و کله‌پا کرد. -درست مثل ستاره‌سازی و استفاده ابزاری از زنان در سینما که از گناهان متوسط به شمار می‌رفتند. - در آن روزگار نام باشگاه های ورزشی هم تبدیل به فرهنگی – ورزشی شد تا ورزشکاران همواره بدانند اگر قطر بازوی‌شان از عمق فرهنگ‌‌شان بیشتر باشد این ضخامت به درد یکی از بستگان زن درجه اول پدرش‌شان می‌خورد! در همین راستا رسانه دولتی(ملی سابق) تصویر دوبنده‌پوشان کشتی‌گیر را به شکل یک چهارم کادر تلویزیونی نشان می‌داد تا حداقل میزان گناهان ما از دیدن بدن‌های تحریک‌آمیز ورزشکاران به میزان سه چهارم کاهش یابد! سروکله «منشور» و ساز کار جدید آن -بعد از شکست نور در فیزیک- از همین جاها پیدا شد. همچنین ورزش‌های ضد ارزشی همچون: شطرنج؛ بوکس؛ برخی از ورزش‌های رزمی؛ بیلیارد؛ گلف و... حذف شدند تاحاکمیت اخلاق بر ورزش بیشتر حس شود!

اما با گذشت زمان و در یک حرکت بازگشت به گذشته، بتدریج مسئولین دلسوز در اکثر عقایدشان تجدید نظر کردند و بی‌خیال ترویج نظرات ارزشی خود شده و ترجیح دادند به همان شیوه‌های رایج در قبل بازگردند! در همین راستا الگوهای سینمایی و خوانندگی باردیگر پوستر و زنان هنرپیشه تبدیل به جعبه ابزار شدند!

 ورزش هم از این رجعت به گذشته بی‌نصیب نماند و دوباره پس از سالها سرود قهرمانان؛ نام آوارن ... بر این کشور طنین انداز شد و داستان ورزش‌های ممنوعه دوباره ملی شد!

دیگر کسی وقتی می فهمید دست رقیبش درد می‌کند با یک دست کشتی نمی‌گرفت که هیج، از همان نقطه ضعف وی برای فیتیله پیچ‌کردنش استفاده می‌کرد! اگر هم ورزشکاری متوجه می‌شد مادر رقیبش در سقاخانه برای پیروزی فرزند خود اشک می‌ریزد؛ عمرا در روز مسابقه، عمدا به حربفش ببازد! حتی در ادامه این روند؛ مسئله تفاوت فرهنگی از استخرها شروع شد و دامنه آن تا هتل‌های محل اقامت کاروان اعزامی مان به المپیک آسیایی هم کشیده شد! بگذریم ... خانواده اینجا نشسته! آی «فیرپلی» (بازی حوانمردانه) کجایی که یادت بخیر! البته همه اینها به نوعی قابل هضم‌اند. اما وقتی در راستای نزول ارزش‌ها، کار به جایی می‌کشد که اعضای تیم فوتبال‌مان، به یک کشور در حال جنگ ۵ گل می‌زنند و تازه بعد از آن هم، شادی پس از گل راه می‌اندازند؛ این را باید کجای دل‌مان بگذاریم؟ لذا با توجه به ضرب المثل: «جلوی ضرر را از هر جا بگیریم منفعت است» برآن شدیم تا دستورالعمل جوانمردی را مدون و به شرح ذیل ارائه کنیم؛ به این امید که ارزش‌ها بار دیگر احیا شوند!  

زدن بیش از ۱ گل به کشورهایی که درگیر جنگ هستند ممنوع بوده و شادی پس از گل مصداق بارز منشوری شدن خواهد بود! هر جند بهتر است بازی مساوی تمام شود.

ضروری است کشور درگیر جنگ، طرفدار ما باشد! بعنوان مثال: زدن بیش از ۵ گل به عربستان که آنهم بنوعی درگیر جنگ می‌باشد از شیر مادر هم حلال‌تر می‌باشد!

۲- خوردن گل از تیم های همچون سوریه و فلسطین حداقل ۷ نوع بلا را دفع می‌کند و بیانگر اوج جوانمردی خواهد بود.                                                                                                 

تبصره: خود این تیم ها می‌توانند هر چقدر دوست داشتند به یکدیگر گل بزنند!  

ورود زنان به ورزشگاه ها و تشویق تیم ملی کشورشان کماکان ممنوع است.                                           

تبصره: در صورت فشار مجامع جهانی و احتمال حذف تیم‌های ملی، آوردن چند زن به شکل نمایشی با «کف کنترل شده» بلامانع است. توضیح: منظور از کف کنترل شده این است که بانوی مورد نظر به شکلی کنترل شده در سول مسابقه کف کند و کف بزند! و منظور از نمایشی بودن هم این است که مردان با گریم زنان در استادیوم ها حاضر شوند. اما در قالب فروش نمایشی بلیط به زنان!

قانون «بباز ؛ بباز» در شرائط حساس کنونی و غیر کنونی و حتی غیرحساس غیرکنونی باید در همه عرصه های ورزشی به شکل خاصی نهادینه شوند!

ورزش کاملا سیاسی است و مصداق بارز آن را می توان در صحن علنی مجلس (وجود ورزش‌های رزمی و گرفتن کشتی نمایندگان با هم!) دید. در همین راستا و در صورت پیروزی بر کشورهایی که دوستشلن نداریم باید همچون طرفداران استخدام شده کره شمالی به شکل زائد الوصفی شادی و پایکوبی کرد.      

تبصره: برای باختن از کشورهایی که دوستشان نداریم اشد مجازات کیفری در نظر گرفته شده است. و در آخر : چند بار باید گفت که قهرمانی مهم نیست و پهلوانی مهم است حالا بازهم بروید و قهرمان شوید!