«محمدنبی حبیبی» دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی یکی از چهره‌های سیاسی است که در بحبوحه ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، تلاش کرد تا به‌واسطه روابط دوستانه‌ خوبی که با مهدی کروبی داشت، وی را از مسیر انحرافی که در جریان اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ انتخاب کرده بود، منصرف کند.

اهم اظهارات حبیبی به شرح زیر است:

*در سال ۸۸ اقداماتی از سوی ما انجام شد تا آقایان کروبی و موسوی را از این مسیری که انتخاب کرده بودند نجات دهیم، بنابراین ترتیب ملاقات‌های مستقیم با این آقایان داده شد، به‌طور مثال در هفته سوم پس از انتخابات سال ۸۸ در جلسه‌ای که بنده نیز حضور داشتم قرار شد که پنج نفر از سران جریان اصولگرا با آقای موسوی دیدار کنند. این پنج نفر آقایان حبیب‌الله عسگراولادی، مصطفی میرسلیم، محمدرضا باهنر، یحیی آل‌اسحاق و کوهکن بودند.این تصمیم زمانی گرفته شد که رهبر انقلاب شخصاً زمانی را اختصاص دادند تا دیداری با آقای موسوی داشته باشند و او را از اقدامات هنجارشکنانه منصرف کنند یعنی مبنای تصمیم ما ملاقات رهبر انقلاب با مهندس موسوی بود.

*حاضران در جلسه گفتند که "ما نمی‌گوییم که شما به مجریان انتخابات اعتماد داشته باشید بلکه می‌گوییم صندوق‌هایی را که به آنها ظنین هستید، با حضور خود شما بازشماری شود". آقای موسوی گفت "آیا هر تعداد صندوق که بخواهم بازشماری می‌شود؟"، که با تأیید حاضرین همراه شده بود. بعد از چند ساعت بحث و اظهارنظر، در نهایت آقای موسوی قانع می‌شود به اینکه صندوق‌های مورد نظرش بازشماری شود.

 

*همزمان با این جلسه، بنده و آقای مرتضی نبوی به دیدار آقای محسن رضایی رفته بودیم تا با وی سخنان مشابهی را مطرح کنیم. البته آقای رضایی کاملاً از پیشنهاد ما استقبال کرد. تفاوت آقای رضایی با مهندس موسوی این بود که ایشان هیچ مخالفتی با شمارش آرا نداشت و قبل ملاقات با ما هم این تصمیم را اتخاذ کرده بود.

*فردای جلسه آقای عسگراولادی و ۴ نفر دیگر با مهندس موسوی، ما منتظر بودیم که ایشان تماس بگیرد و بگوید که خودش یا نماینده‌اش آماده حضور برای بازشماری آرا است اما نه‌تنها خبری از تماس نشد بلکه دو روز بعد بیانیه‌ای تندتر از بیانیه‌ اول از سوی آقای موسوی منتشر شد.

*آقای عسگراولادی در واکنش به این بیانیه گفته بود "گمان می‌کنم در محل جلسه ما با آقای موسوی، دستگاه‌های شنودی کار گذاشته شده بود که بلافاصله بعد از حضور ما، گروه دیگری برای عوض کردن نظر مهندس موسوی در دفتر او حضور پیدا کردند، چراکه در جلسه مذکور هیچ کس به‌جز آن هیئت ۵نفره و شخص آقای موسوی حضور نداشتند".

*اواخر دومین هفته پس از انتخابات سال ۸۸ مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی در تماسی با مرحوم عسگراولادی از ایشان سراغ آقای کروبی را گرفت. آقای عسگراولادی به آیت‌الله مهدوی کنی گفت که "من خبری از آقای کروبی ندارم و به‌دلیل این اقدامات اخیر او علاقه‌ای هم ندارم که بدانم چه‌کار می‌کند". آقای مهدوی کنی در واکنش به ایشان می‌گوید که "شما همین امروز باید به‌سراغ آقای کروبی بروید". از آنجا که آقای عسگراولادی نسبت به آقای مهدوی کنی احترام فوق‌العاده در حد تمکین قائل بود، علی‌رغم عدم تمایل قرار ملاقاتی را با آقای کروبی هماهنگ کرد.

*ایشان در جلسه با آقای کروبی خطاب به او می‌گوید "این کارهایی که آقای موسوی می‌کند چه معنایی دارد؟"، آقای کروبی نیز در واکنش می‌گوید که "من نیز نمی‌دانم آقای موسوی دارد چه‌کار می‌کند". آقای عسگراولادی به آقای کروبی می‌گوید "آقای کروبی، بالاخره شما ادعای پیروی از خط امام را دارید. امام امروز در بین ما نیست ولی آیا قبول دارید که ایشان نظاره‌گر رفتارهای ماست؟"، سپس ادامه داد "من چند وقت پیش خوابی دیدم که خوب است آن را برای شما تعریف کنم تا متوجه شوید که امام، رفتار و اعمال امروز ما را نظاره می‌کند".

*امام خمینی در این خواب از آقای عسگراولادی سؤال می‌کند که "شما در کمیته امداد برای فقرا چه اقداماتی را انجام داده‌اید؟". آقای عسگراولادی نیز توضیحی به ایشان می‌دهد. سپس حضرت امام از ایشان سؤال می‌کند که "آقای عسگراولادی، اگر شخصی نیازمند به خانه شما مراجعه کرد چه برخوردی با او می‌کنید؟"، آقای عسگراولادی نیز به حضرت امام می‌گوید که "او را می‌پذیریم و کمکش می‌کنیم".امام خمینی در همان عالم رؤیا از ایشان سؤال می‌کنند که "اگر شما در خانه نبودید چطور؟"، آقای عسگراولادی نیز در جواب می‌گوید که "بنده پولی را در خانه گذاشته‌ام تا هروقت خانه نبودم و نیازمندی مراجعه کرد اهل خانه پس از بررسی به او کمک کنند". منظور آقای عسگراولادی از بیان این خواب این بود که به آقای کروبی بفهماند حضرت امام نسبت به رفتار مسئولان نظام حتی پس از فوت نیز حساسیت دارد. البته به‌تعبیر آقای عسگراولادی پس از جلسه ایشان با آقای کروبی گروهی به دیدار او می‌روند و تمامی تلاش‌های او برای به‌راه آوردن آقای کروبی را بی‌اثر می‌کنند. چند ماه بعد از آن جلسه و در ماه مبارک رمضان آقای عسگراولادی در جلسه‌ای به من گفت که "آقای حبیبی، جلسه‌ای که ما با آقای کروبی داشتیم متأسفانه اثر مثبت بر روی رفتار او نداشت. از آنجا که شنیدم آقای کروبی احترام ویژه‌ای برای شما قائل است، برو و با آقای کروبی صحبت کن".

*بنده به‌همراه همسرم به منزل آقای کروبی رفتم. البته قبل از اینکه قرار و مدارها برای تشکیل این جلسه گذاشته شود، این جلسه پس از گذشت بیش از دو ساعت به پایان رسید. بنده از روند این جلسه خیلی راضی و خشنود بودم و احساس می‌کردم که این جلسه می‌تواند تأثیر مثبتی بر عملکرد آقای کروبی بگذارد. چند روز بعد یکی از بستگان آقای کروبی به من گفت، که خبر دیدار بنده با آقای کروبی به گوشش رسیده، سپس من را قسم داد که "آقای حبیبی، شما را به‌خدا این‌گونه‌ جلسات با حاج آقا را بیشتر تدارک ببینید".  چند روز پس از آن جلسه متوجه شدم همان کسانی که آقای موسوی را از پذیرش بازشماری آرا منصرف کرده بودند، به‌سراغ آقای کروبی نیز رفته و رأی او را نیز عوض کردند.