برخی از افراطیون این طیف دیروز پس از انتشار اخبار مربوط به وخامت حال آیت‌الله شاهرودی، هماهنگ با محافل ضد انقلاب، اقدام به عقده‌گشایی‌های مبتذل کردند. اما طیفی دیگر کوشیدند وجاهت آن مرحوم را مصادره به مطلوب کنند و در اظهارات و تیترهای خود، از عناوینی مانند «فقدان فقیه نوگرا»، «مصلح عدالت‌خواه»، «روحانی اهل علم و اعتدال» و «درگذشت فقیه میانه‌رو» استفاده کردند.

قطعاً آن مرحوم، اهل میانه‌روی و اعتدال و نوگرایی و عدالت‌خواهی بودند و عمری را پای خدمت به انقلاب گذراندند. اما اگر این عناوین درست - که درست است- آن وقت آیا جز این است که طرف مواجهه‌های آیت‌الله هاشمی شاهرودی را باید افراطی، مرتجع و ضد عدالت‌خواهی قلمداد کرد؟! به یاد داریم که دوره تصدی قوه قضائیه توسط آن مرحوم، اوج تحرکات ضد انقلاب و نفاق جدید (در پوسته اصلاح‌طلبی) بود و به همین دلیل آن دستگاه با هدایت آیت‌الله شاهرودی، با برخی گردن‌کلفت‌های این طیف و مفاسد سیاسی و اقتصادی‌شان برخورد کرد.

به خاطر همین هم بود که افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی بیشترین حملات و ترور شخصیت‌ها را علیه آن مرحوم مرتکب شدند و همزمان با ضد انقلاب و رسانه‌های بیگانه مدعی نقض حقوق بشر شدند.

همچنین هنگامی که قوه قضائیه وقت وارد برخورد با پرونده عظیم فساد و ارتشاء و پولشویی شهرام جزایری شد - که برخی مدیران دولت اصلاحات و نمایندگان شبه اصلاح‌طلب را خریده و وامدار کرده بود- طیف مذکور به جای همراهی و حمایت، علیه تابعیت ایرانی آیت‌الله شاهرودی جنجال و شانتاژ کردند تا بدین ترتیب گروکشی کنند اما با ایستادگی و شجاعت قوه قضائیه ناکام ماندند.