عباسعلی کدخدایی شامگاه چهارشنبه در مستند بدون توقف در پاسخ به سوال یکی از منتقدین مبنی بر اینکه در مورد تایید صلاحیت سپنتا نیکنام نوع اظهارنظر شورای نگهبان به نحوه فعالیتش و اینکه موضوعی مخالف شرع عنوان می‌شود خدشه وارد نمی کند که بعدها در قوانین دیگر نیز می‌توان تشکیک کرد؟ و با توجه به اینکه در سال ۷۵ نسبت به فعالیت اقلیت‌ها در شورا اعلام نظر شده و گفته بود که هیچ مغایرتی با قانون و شرع ندارد، آیا اظهارنظر جدید وجاهت قانونی دارد؟

سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به این منتقد گفت: اول به من بگویید چرا از بحث انتخابات به بحث مصوبات رفتید؟ یعنی در مورد انتخابات سوالاتتان تمام شد؟ پس معلوم است که نظرات من را قبول کردید.

منتقدین پاسخ دادند: نه! این مورد هم بخشی از شاخه‌های انتخابات است.

کدخدایی عنوان کرد: وقتی وظیفه‌ای را برای یک نهاد مشخص می‌کنید و به او می‌گویید که مصوبات را بررسی کند و خلاف شرع و قانون بودن را تشخیص دهد و یا صلاحیت افراد را بررسی کند حالا اگر شورای نگهبان این کارها را انجام ندهد خود شما معترض نمی‌شوید؟ آیین نامه داخلی مجلس قانون رسمی کشور است و در آنجا مقرر شد ظرف ۱۰روز و ۲۰ روزی که در قانون اساسی آمده اعلم نظر شود اما اگر فقهای شورای نگهبان  مصوبه ای را خلاف شرع تشخیص دادند هر زمانی می‌توانند تشخیص خود را اعلام کنند. چه ۱۰ روز بعد باشد چه ۲۰ سال بعد. حالا اگر مصوبه‌ای در ۲۰ سال گذشته تصویب شده و در اجرا، برداشت دیگری از آن شده بود در حال حاضر از فقهای شورای نگهبان استفتا کردند که آیا برداشتی که می‌شود، یعنی اجازه به اقلیت‌ها برای شرکت در انتخابات شوراها به هرشکلی، این صحیح است یا خیر؟ که آقایان فقها اعلام نظر کردند و گفتند خیر.

عضو حقوقدان شورای نگهبان افزود: خلاف شرع است. تازه در کجا؟ در جایی که اکثریت مسلمان هستند. مفهوم مخالف آن می‌شود در جایی که اقلیت‌ها، اکثریت هستند اشکالی ندارد. اینجا اعلام نظر شورای نگهبان بر اساس وظیفه قانونی خود بوده و اعلام کرده است. چیزی هم که در مجمع تشخیص تصویب شده مصلحت و نظر مجلس تایید کرده وظیفه قانونی‌اش بوده است و ما اعتراضی به این مساله نداریمِ. مجمع طبق اصل ۱۱۲ برای همین کار تشکیل شده است که اگر اختلافی میان شورای نگهبان و مجلس بود، مجمع تعیین تکلیف کند. هم نظر شورای نگهبان در جای خودش درست بود و هم نظر مجمع تشخیص مصلحت. در نتیجه قانون تکلیف کرده است که اگر در مورد مصوبات از فقهای شورای نگهبان سوالی شد، شورا می‌تواند و باید اعلام نظر کند. آیین نامه داخلی مجلس برای این موارد محدودیت زمانی مشخص نکرده است و چون قانون تکلیف کرده است این اقدام براساس قانون بوده و اگر قانون تغییر کند طبیعتا این کار هم انجام نمی شود.

یکی از منتقدین خطاب به کدخدایی گفت: برخلاف انتظارتی که بیان می‌کنید مبنی براینکه شورای نگهبان فراجناحی است اما در عملکرد فراجناحی عمل نکرده است، برای مثال نامه‌ای که هفته گذشته از سوی آیت الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی با این مضمون که چرا با آقای خاتمی دیدار کردید؟ ارسال شد که برای من بیننده این تصور را ایجاد می کند کسی که عضو شورای نگهبان است به یکی از سران تاثیرگذار جریان اصلاحات نامه می‌زند که چرا با آقای خاتمی دیدار کردند.

سخنگوی شوای نگهبان، بیان کرد: دو بزرگوار روحانی هستند که با یکدیگر مکاتبه کردند. نمی توانند؟ به شورای نگهبان چه ارتباطی دارد؟

منتقد پاسخ داد: هزینه برای شورای نگهبان است. مگر می‌شود عضو شورای نگهبان باشد و این نامه را بفرستد؟ مردم عملکرد را می‌بینند. اینکه شما ساعت‌ها صحبت کنید به نظرم باید در رابطه با این موضوعات باشد.

کدخدایی تصریح کرد: ما هیچ ابایی نداریم. نه تنها ساعت‌ها بلکه روزها صحبت می کنیم مشروط بر اینکه آنهایی که خواب هستند بیدار شوند و آنهایی که خودشان را به خواب زدند را هم نمی‌توانیم بیدار کنیم. شما اگر نخواهید قبول کنید هیچ کس نمی تواند شما را قانع کند. دو نفر از علمای حوزه علمیه با هم مکاتبه ای داشتند. آیا نامه آقای یزدی در شورای نگهبان مطرح شد؟ آیا اطلاع داده بودند به شورای نگهبان؟ ما هم پس از اینکه منتشر شد مطلع شدیم.

یکی از منتقدین واکنش نشان داد که آیا به دلیل اینکه عضو شورای نگهبان هستند نباید بازخواست شوند؟

کدخدایی بیان کرد: برای مثال زمانی که آیت الله جنتی امام جمعه تهران بودند گاهی سوال می کردند که مگر ایشان در مقام دبیر شورای نگهبان سخنرانی می کنند؟ نمی‌توانیم شخصیت حقیقی و حقوقی افراد را جدا کنیم. نمی‌توانیم فضا را با هم پیوند بزنیم و بگوییم چون در آنجا صحبت کردند هزینه را شورای نگهبان باید پرداخت کند. ایشان نه صحبتی کردند و نه مشورتی کردند.

 

یکی دیگر از منتقدان خطاب به کدخدایی پرسید که آیا شورای نگهبان نباید خودش را از این مسائل مبری کند؟ وقتی کسی این چنین برای شورای نگهبان اغتشاش ایجاد می کند ...

کدخدایی واکنش نشان داد: الفاظ را خواهش می کنم درست به کار ببریم. وقتی دو مساله خارج از شورای نگهبان به مناسبت‌های دیگر اتفاق می افتد، توجه کنید شما اینجا ملاک اصلاح طلب و اصولگرا را عنوان می کنید. حضرت آیت الله یزدی و آیت الله شبیری و بقیه بزرگواران حوزه و قم از قبل از انقلاب در این فعالیت‌ها و مسائل بودند و حالا به مناسبتی عضو شورا شدند یا رییس قوه شدند و حالا هم اینجا برجسته می‌شود. ما نمی‌توانیم رفتارها و تعاملات حوزه را مدام به شورای نگهبان نسبت دهیم. در یک صورت می‌توانیم اینکه حضرت آیت الله یزدی شورای نگهبان را مجبور کنند و با همین نگاه جلو بروند. تضمین اینکه چنین اتفاقی نمی‌افتد این است که تاکنون اتفاق نیفتاده است. تا الان هیچ گاه در شورای نگهبان حضرت آیت الله یزدی، حضرت آیت الله جنتی و ... نیامدند بگویند چون این فرد اصلاح طلب است پس باید صلاحیتش رد شود و فلانی چون اصولگراست باید صلاحیتش تایید شود. مگر نداشتیم؟ مجالس مختلف را ببینید اصلاح طلب و اصولگرا در آن نیستند؟ دولت‌ها و روسای جمهور چند نفر به قول شما اصولگرا و چندنفر اصلاح طلب بودند؟

یکی از منتقدین گفت: اصلاح طلب داریم تا اصلاح طلب. وقتی لیست اصلی اصلاح طلب‌ها همه تایید صلاحیت نشدند مجبور می‌شوند افرادی که کوچکترین علاقه یا ابراز علاقه به یک جریان سیاسی می‌کنند را به عنوان شاخص اصلاح طلبی انتخاب کنند که خروجی، آن می‌شود.

کدخدایی عنوان کرد: پس فرقی نمی‌کند؛ اگر نگاه جناحی داشته باشیم چه آن بزرگ اصلاح طلب چه آن کوچک اصلاح طلب، ما باید همه را رد کنیم. پس چرا عده‌ای رد می‌شوند و عده‌ای رد نمی شوند؟ حتما مطالب و مدارک دیگری نسبت به آنها وجود دارد.

منتقد با بیان این ادعا که به دلیل وجود نداشتن سابقه‌ای از برخی افراد طبیعتا رد یا تایید می‌شوند اما خیلی از نماینده‌ها را داریم که می گویند به دلیل سخنرانی‌هایی که در صحن علنی مجلس داشتند دور بعد رد صلاحیت می شوند.

کدخدایی تاکید کرد: قبلا عرض کردم به دلیل صحبت‌ها هیچ کس رد نخواهد شد، اما اگر کسی در دور بعد صلاحیتش تایید نشد شما به همراه آن فرد به شورای نگهبان بیایید ما دلایل را اعلام می کنیم. خوب است؟ تضمینی بالاتر از این می‌خواهید؟

یکی دیگر از منتقدین گفت: این وقت وارد ابهامات رجل سیاسی و ... می شود و مصداق آن مشخص نمی شود.

سخنگوی شورای نگهبان پاسخ داد: این دور شاید بهتر شود. عرض کردم براساس سیاست های کلی نظام هم شورای نگهبان معیارها را روشن کرده و هم مجلس قرار است قانون را اصلاح کند. نمی‌خواهم بگویم همه ولی اگر قانون اصلاح شود بخش زیادی از این ایراداتی که دارید و ما هم ممکن است تایید کنیم حل می‌شود. اصولا در مجالس و مجامع کارشناسی نباید نگاه جناحی و حزبی حاکم باشد. همه اصلاح طلب باشند خوب است؟ می‌گوییم نه. همه اصولگرا باشند؟ نه. اصلا نباید این وضعیت باشد. من به عنوان حقوقدان باید بتوانم بی‌طرف باشم تا نسبت به مساله قضاوت و داوری کنم و اگر جایی هم خطا کنم قانون با من برخورد کند.

یکی از منتقدین در ادامه در رابطه با قانون منع به کارگیری بازنشستگان پرسید: این قانون در مورد اعضای شورای نگهبان آمده یا نیامده است؟

عضو حقوقدان شورای نگهبان پاسخ داد: اگر قانون را ملاحظه کرده باشید برخی از نهادها و مقامات را معاف کردند. قانون است و مجلس به این صورت وضع کرده است. این قوانین چه اندازه در بحث‌ها موثر است؟ آیا ما در مجامع کارشناسی تجربه را بیشتر نیاز داریم یا افراد جوان را؟

منتقدین پاسخ دادند: هر دو.

کدخدایی ادامه داد: آهان. پس هر دو هستند. میانگین سنی آقایان در شورا چقدر است؟ خود من که آمدم ۴۰ سال بود. البته من برای رفتن آماده هستم. اگر بگویید برو می‌روم و از این مساله استقبال می کنم. افراد دیگر هم همین است. در شورای عالی فرانسه رنج سنی ۶۰ و ۷۰ سال به بالا است. در شورای نگهبان هم همین وضع است. در دوره‌ای افراد جوان آمدند و حالا به سن بازنشستگی می‌رسند ما هم برای رفتن آماده هستیم خیلی ناراحت نباشید.

یکی دیگر از منتقدین پرسید آیا شورای نگهبان در فضای موجود کشور خود را مسئول می‌داند؟ و نظارت استصوابی خروجی‌اش این اتفاقات بوده است یا نه؟

کدخدایی اظهار کرد: اصلا نظارت استصوابی و الفاظ را کنار بگذاریم. اینکه شورای نگهبان وظایف خود را انجام داده است؟ عرض می کنم وظایف را انجام داده است. اینکه در انجام وظایف صد درصد موفق بوده است؟ صد درصد موفق نبوده است، ولی به این مفهوم هم نیست که موفق نبوده. بله نواقصی بوده برخی نواقص به قانون، برخی به فضای عمومی کشور و برخی به ساختارهای سیاسی و اداری ما بر می گردد. آیا همه مشکلات برای شورای نگهبان است؟ مجلس چه سهمی دارد؟ قوه مجریه و هیات وزرا چه سهمی دارند؟ شورای نگهبان صلاحیت‌های حداقلی را بررسی می‌کند. آیا شایستگی‌ها را هم بررسی می کند؟ نه. ما نیازمندیم که ساز و کاری برای احراز شایستگی‌ها داشته باشیم. رای مردم به تنهایی و بررسی صلاحیت‌های ما هم به تنهایی نمی‌تواند این را تعیین کند. اگر قانون را اصلاح کنند شاید برخی اشکالات برطرف شود.

منتقد دیگری گفت: در اصولگراها هم چهره‌های شاخصی مانند آقای زاکانی و آقای رسایی و ... از تیغ شورای نگهبان رد نشدند و گیر کردند. یک جریان سیاسی بیشتر قانون شکنی می‌کند و حکم قانون را نمی‌پذیرد. چطور انتظار داریم در جاهای دیگر که صلاحیتش پذیرش قانون است تایید صلاحیت هم بشود؟ سال ۸۸ برخی جریان‌ها حکم قانون را نپذیرفتند.

کدخدایی بیان کرد: امیدواریم همه اولا مقید به قانون باشیم. نیت همه ما اصلاح جامعه و ترقی و پیشرفت جامعه است. اگر بتوانیم دست به دست هم دهیم می توانیم مشکلات کشور را حل کنیم. هرجا نیاز به انتقاد است باید انتقاد شود. شورای نگهبان از انتقاد و سوال به هیچ وجه هراسی ندارد؛ مشروط بر اینکه اگر سوال و انتقاد پاسخ قابل قبولی دارد شما هم قبول کنید و سوال و انتقاد در فضاهای سیاسی برود. اگر این وضعیت باشد موفقیت هم پیش رو خواهد بود.