جیمز کلاپر (James Clapper) رئیس سابق سرویس اطلاعات ملی آمریکا سیزدهم نوامبر( ۲۲‌ آبان) در نشستی در اندیشکده آمریکایی موسوم به «بنیاد کارنگی برای صلح بین المللی»(Carnegie Endowment for International Peace » به پرسش های ویلیام جی. برنز (William J. Burns) رئیس این بنیاد و حاضران در این نشست پاسخ داد.

برنز با اشاره به کتاب تازه منتشر شده کلاپر، از رئیس سابق سرویس اطلاعات ملی آمریکا پرسید: «برخی از مطالب شگفت انگیز کتاب شما در خصوص کره شمالی است. شما در مورد مکالمه های مستقیم خود با مقامات کره شمالی نوشته اید. شما نوشته اید که ما در دولت قبل به طور مستقیم با کره شمالی ارتباط برقرار نکردیم، اما رئیس جمهور ترامپ یک بار با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دیدار کرده و قرار است یک بار دیگر هم دیدار کند. شما در کتاب خود این استدلال را مطرح کرده اید که مشکل، گفتگو کردن با کره شمالی نیست، بلکه مسئله، "خطر" سوءتفاهم است. بنابراین، اگر شما قرار باشد به مقام سابق خود بازگردید و پیش از دیدار با کیم جونگ اون سخنرانی کنید، چگونه محاسبات در مورد کره شمالی را شرح می دهید و در عین حال به مذاکرات کره شمالی با آمریکا در مورد بحث هسته ای و رابطه پیونگ یانگ با پکن نگاه می کنید؟»

کلاپر در پاسخ به این سؤال گفت: ابتدا اجازه می خواهم کمی در این زمینه اطلاعات پیشینه ارائه کنم. من در اواسط دهه ۱۹۸۰ در کره جنوبی خدمت می کردم. من به مدت دو سال رئیس اطلاعات نیروهای مسلح آمریکا در آنجا بودم. من در آن زمان به یک تحلیلگر روابط کره جنوبی و کره شمالی تبدیل شدم. ما توانستیم شهروندانمان را از کره (شمالی) خارج کنیم، اما نتوانستیم خاطرات کره را از ذهن آنها خارج سازیم. من به عنوان بخشی از کارم، در سال ۲۰۱۴ به کره شمالی سفر کردم تا دو شهروند آمریکایی را که در شرایط سختی قرار داشتند آزاد کنم. من در آن زمان گفتم هر آنچه که در مورد شرایط عجیب و غریب کره شمالی خوانده اید همه اش درست است. نخستین نکته ای که کاخ سفید به من گفته بود تا به مقامات کره شمالی انتقال دهم این بود: شما باید ابتدا خلع سلاح هسته ای شوید تا ما با شما مذاکره کنیم. طی حدود پنج دقیقه اول گفتگوهایم با مقامات کره شمالی متوجه شدم که گفتن چنین جمله به آنها، شروع خوبی برای گفتگو نیست. آنها قصد نداشتند سلاح های هسته ای خود را کنار بگذارند. اما آنها به نقاط ضعف خود واقفند، آنها می دانند که اقتصادشان ضعیف است، آنها می دانند که در وضعیت نابرابری با کره جنوبی قرار دارند، آنها می دانستند که با ارتشی بزرگ از نوع متعارف در مرزهای جنوبی خود روبرو هستند که از حمایت آمریکا برخوردار است؛ بنابراین، آنها قابلیت هسته ای را عامل بقای خود می دانستند.

وی افزود: آنها به ماجرای معمر قذافی نگاه می کردند. آنها این مسئله را با من در میان گذاشتند؛ قذافی در مورد سلاح های کشتار جمعی خود با آمریکا مذاکره کرد. کره ای ها از این ماجرا درس گرفتند. زمانی که من در کره شمالی حضور داشتم احساس غالبم این بود که نخبگان سیاسی کره شمالی با نوعی حس "دشمن پنداری" زندگی می کنند. با توجه به نکته ای که کاخ سفید به من گفته بود تا برای شروع گفتگوها از آن استفاده کنم و با توجه به دیدگاه کره ای ها، متوجه شدم که هم آمریکا و هم کره شمالی گرفتار روایت های محدودی شده اند. تنها راهی که برای تغییر این روایت ها وجود داشت این بود که ابتدا طرف قوی تر - یعنی آمریکا - دیدگاه خود را تغییر دهد. همانطور که در شبکه تلویزیونی سی ان ان گفتم، من یکی از طرفداران دیدار رئیس جمهور ترامپ و کیم جونگ اون در سنگاپور هستم. اما من فکر می کنم رئیس جمهور از اهرم قدرتمندی که در اختیار داشت استفاده نکرد. این اهرم قدرتمند او "موافقت برای دیدار با کیم جونگ اون" بود. این چیزی است که کره ای ها به مدت چهار دهه به دنبال آن بودند. کیم جونگ اون، پدر و پدربزرگش همه به دنبال چنین چیزی بودند، آنها چهار دهه به دنبال دیدار رو در رو با رئیس جمهور آمریکا بودند. این یک موضوع بسیار بزرگ برای آنها بود و من زمانی که به این کشور رفتم متوجه این موضوع شدم. من از دیدار رئیس جمهور با کیم جونگ اون حمایت کردم، ولی فکر می کنم ترامپ از این اهرم مؤثر استفاده نکرد. ای کاش رئیس جمهور این سؤال را از کیم جونگ اون پرسیده بود - امیدوارم در دور بعدی این سؤال را از او بپرسد - که: چه چیزی لازم دارید تا شما به اندازه کافی احساس امنیت کنید و دیگر نیازی به سلاح هسته ای نداشته باشید؟ خیلی جالب خواهد بود که از زبان آنها پاسخ این سؤال را بشنویم.

 

وی در ادامه گفت: ممکن است ما از پاسخ آنها خوشمان نیاید و آنها ممکن است از ما بخواهند نیروهای آمریکایی را از شبه جزیره کره خارج سازیم - ما الان ۶۹ سال است که در آنجا حضور داشته ایم و این امکان وجود دارد که کره ای ها از ما بپرسند تا چه مدت می خواهیم در آنجا بمانیم. پاسخ آنها جالب است و من فکر می کنم منطقی است اگر ما بخواهیم یک راهبرد مذاکره طراحی کنیم، باید بدانیم که طرف مقابلمان چه می خواهد. به نظر من، ما نمی دانیم که طرف مقابل چه می خواهد. حدود پنج یا شش هفته قبل من در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی ان ان گفتم شاید لازم باشد ما در رویکردمان در مورد کره شمالی بازنگری کنیم. ما با این مسئله که پاکستان و هند سلاح هسته ای دارند مشکلی نداریم. واقعیت این است که آنها سلاح هسته ای دارند ولی رفتاری مسئولانه نیز از خود نشان می دهند. کره شمالی اخیراً تلاش داشته رفتاری مسئولانه از خود به نمایش بگذارد - آنها اخیراً هیچ آزمایش هسته ای انجام نداده اند، آنها آزمایش موشکی نداشته اند، آنها ادبیات خود را نرم تر کرده اند، رابطه بهتری با کره جنوبی داشته اند، بقایای اجساد ده ها تن از سربازان جنگ کره را مسترد و دو گروگان را آزاد کرده اند.

 

بنابراین، من معتقدم کره ای ها تلاش دارند رفتاری مسئولانه از خود به نمایش بگذارند. چرا آنها این کار را می کنند؟ چرا آنها رفتار خود را تغییر داده اند؟ من فکر می کنم دلیل این تغییر رفتار، پیام های توئیتری (رئیس جمهور) نیست! من فکر می کنم دلیل این تغییر رفتار این است که کره ای ها به هر آنچه که فکر می کنند برای بازدارندگی هسته ای ضروری است دست یافته اند و این یک بحث روانی است. بنابراین، حال آنها اکنون می توانند به پای میز مذاکره بیایند ولی در عین حال "التماس کننده" نباشند - در گذشته هر زمان که ما با کره شمالی در مورد سلاح های هسته ای مذاکره کردیم، آنها "التماس کننده" بودند. شاید لازم باشد ما در مورد کره شمالی دیدگاه های خود را مورد بازنگری قرار دهیم. اگر آنها رفتاری مسئولانه در زمینه خلع سلاح هسته ای از خود نشان دهند، ما باید نظرات خود در مورد آنها را مورد بازنگری قرار دهیم. پاسخ این سؤال در سئول قرار دارد. از نظر من، رئیس جمهور مون (جائه-این) احمق ترین رئیس جمهور کره جنوبی است. او در دو مورد دچار سوءمدیریت بود: یکی در مورد رابطه با واشنگتن و دیگری رابطه با پیونگ یانگ. من فکر می کنم اگر جمهوری کره (کره جنوبی) بتواند کره شمالی را متقاعد کند که علاقه ای به حمله به پیونگ یانگ یا تغییر رژیم آن ندارد - که من فکر می کنم اینگونه است - آنگاه ممکن است کره شمالی احساس امنیت کند و به این نتیجه برسد که به سلاح هسته ای نیازی ندارد. من فکر می کنم پاسخ این سؤال در سئول است.»