هر وقت ترکیب تیم ملی، اسامی بازیکنان روی نیمکت، مصدوم‌های کنار تیم و کلی بازیکن شاخص دعوت نشده را مرور می‌کنیم پیش خودمان می‌گوییم این تیم ملی چقدر بازیکن دارد اما وقت عمل که می‌رسد یا بدشانسیم یا مشکلات تاکتیکی و فنی اجازه نمی‌دهد به خواسته‌مان برسیم یا کمبود امکانات و مشکلات همیشگی مالی و سخت افزاری اجازه نداده رویاهای‌مان طی چهار دهه گذشته محقق شود. حالا از بدشانسی فاصله داریم و به مبحث پیچیده کمبود امکانات ورود نمی‌کنیم تا داشته‌های فنی‌مان را با نگاهی به همین بازی آخر مقابل ونزوئلا مرور کنیم و ببینیم برای رسیدن به قهرمانی جام ملت‌ها چقدر کم داریم و به چه میزان امیدواریم.

واقعیت این است که اگر در یک جمله بخواهم بگویم به این نکته اشاره می‌کنم که مشکلات تیم ملی هم در ساختار دفاع هم در حمله تا حدودی نگرانم کرده. برای بازی با یمن، ویتنام و حتی عراق نگران نیستم اما به بازی‌های مرحله حذفی فکر می‌کنم. همان مسابقاتی که ممکن است حریفی هم قد خودمان شرایط پیچیده‌ای را برای صعود رقم بزند و حتی نبوغ بازیکنان‌مان هم به کمک‌مان نیاید. درست همان دقایق هولناکی که به این فکر می‌کنیم تیمی با این تعداد بازیکن با کیفیت و چهره‌های شاخصی که در هر پست شاید تعدادشان به سه برسد چرا هر بار در نیمه نهایی یا یک چهارم اسیر تیمی مثل کره جنوبی می‌شود که در ظاهر ماجرا چیزی از ما بیشتر ندارد؟

واقعیت بازی با ونزوئلا می‌گوید تیم ملی در خط دفاع و خط حمله مشکل دارد. البته که نمی‌توان به این مساله با نگاه حساس‌تر و عمیق‌تری نگاه کرد چرا که کی‌روش در این مسابقه چند بازیکن اصلی‌اش را به خاطر مصدومیت در اختیار نداشت یا یکی مثل بیرانوند که قرار است بازیکن اصلی‌مان در تورنمنت پیش رو باشد روی نیمکت نشسته بود. موضوع اما وقتی پیچیده‌تر می‌شود که تصور کنیم وضعیت‌مان بدون آن بازیکن‌ها سخت می‌شود. در واقع چنانچه تصور کنیم مصدوم‌ها به جام ملت‌ها نمی‌رسند یا به‌موقع فرم ایده‌آل را برای آن مسابقات نخواهند داشت از حالا باید کمی دلواپس باشیم.

همه می‌دانیم کی‌روش چقدر به بازیکنانی مثل مرتضی پورعلی‌گنجی یا سعید عزت‌اللهی اعتقاد دارد یا در مورد جوان‌ترهایی مثل مجید حسینی به چه باوری دست پیدا کرده است اما تصور کنید همین سه نفر به علاوه گزینه باتجربه‌ای مثل پژمان منتظری به‌موقع از مصدومیت برنگردند. آیا دوباره می‌توان روی استحکام دفاعی تیم ملی شرط بست و از این ویژگی به‌عنوان فاکتور پیش برنده در هر مسابقه‌ای یاد کرد؟

با در نظر گرفتن این احتمال باید یادآوری کنیم قرار است تیم ملی از آنچه در جام جهانی دیدیم متفاوت باشد و متفاوت بازی کند؛ استراتژی متفاوت، سبک متفاوت و خواسته‌های تازه از بازیکنان قرار است طی شش ماه تیمی تدافعی و محکم را به مجموعه‌ای تهاجمی و منعطف‌تر تبدیل کند که در مسیر این تغییرات حتما سازمان دفاعی تیم ملی هم تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

به زبان ساده‌تر تیمی که حتی هافبک‌های کناری‌شان فاصله چندانی با مدافعان پشت سرشان نداشتند و گاهی حتی در یک نقش فرو می‌رفتند تبدیل به تیمی شده که با دو بازوی فعال در حمله و دو بال تهاجمی حضوری پرتعداد در زمین حریف خواهد داشت. تیمی که حالا فقط یک هافبک دفاعی در مرکز زمین دارد در نیمه خودی بسیار کمرنگ‌تر از آنچه در جام جهانی دیدیم، خواهد بود. اینها خوشحال‌مان می‌کند یا نگران؟

جدا از نگرانی‌هایمان درباره برهم خوردن سازمان دفاعی تیم ملی، می‌خواهیم درباره پررنگ‌تر شدن قوای تهاجمی خوشبین و خوشحال باشیم. مدام به این فکر می‌کنیم که از این تعداد مهاجم با کیفیت کدام‌شان در نوک حمله بازی می‌کند یا کدام نفرات نقش بال را بازی می‌کنند. به هافبک‌های بالای دست راست عقب مثلث هم فکر می‌کنیم و در رویاهایمان ترکیبی تهاجمی مثل همین بازی ونزوئلا می‌چینیم که حالا یک مشکل بزرگ دارد؛ گل نزدن.

آنچه در بازی ونزوئلا اتفاق افتاد می‌تواند یک اتفاق باشد. اتفاقی که کی‌روش را نگران کرد و او نتوانست این نگرانی را توی دلش نگه دارد. اینکه ببینی در یک مسابقه طارمی، انصاری‌فرد و آزمون چند موقعیت را خراب کرده‌اند حتما نگرانت می‌کند. با آگاهی از قابلیت‌های هر سه نفر فوق و البته گزینه‌هایی مثل ترابی، قلی‌زاده و کاوه رضایی که می‌توانند نیروهای ویژه گلزنی تیم ملی در جام ملت‌ها باشند حالا نگرانیم که بخش قابل توجهی از این نفرات تا ۱۷ دی به فرمی که ما و کی‌روش می‌خواهیم نرسیده باشند. نیمکت‌نشینی‌ها، مصدومیت‌ها و تیم نداشتن‌ها همه با این مهاجمان کاری کرده تا نگرانی‌مان تشدید شود اما همه به این ۶ هفته امیدواریم. اینکه دیگر لژیونرهایمان نیمکت‌نشین و مصدوم نباشند و همانقدر که سازمان دفاعی تیم‌مان تا روز بازی اول ترمیم شده و به همان استحکام گذشته برگشته، در فاز حمله هم از داشتن این همه مهاجم خلاق، گلزن و متنوع که بین ترکیب اصلی و نیمکت جابجا می‌شوند لذت ببریم.