سیدعلی ضیا سه شنبه شب ۲۹ آبان در برنامه «فرمول یک» میزبان حجت الاسلام محمدرضا زائری خطیب و نویسنده شناخته شده بود و به مناسبت آغاز هفته وحدت با او گپ زد.

زائری در ابتدای برنامه گفت: یادگار پیامبر قرآن کریم است و اختلاف ممکن است در برداشت از قرآن ایجاد شود. همانطور که خود پیامبر گفته یادگار من دو چیز است؛ قرآن و علی، قرآن و تفسیر از قرآن و... و تا زمانی که به اینها تمسک نکنید موفق نمی شوید. اما اتفاقی که در عالم اسلام و جهان در حال وقوع است، این است که به جای وحدت و همراهی سراغ اختلاف رفته ایم. طبیعتا دو برادر یا یک زن و شوهر هم با هم اختلاف نظر دارند و تفاوت چیز عجیبی نیست، خدا هم تفاوت را به رسمیت شناخته اما خدا دانایی داده و باید روی نقاط قوت و اشتراک تمرکز کنیم.

این روحانی تاکید کرد: عظمت پیامبر اکرم به شفای مریض یا زنده کردن مرده نیست. بلکه در این است که وقتی کسی از شهر، روستا یا قبیله دوری آمده و نشانی از تمدن در او نیست و از پیامبر می خواهد خاری را که در پایش رفته دربیاورد، این کار را انجام می دهد و در حالی که پایش را ماساژ می دهد از دینی که آورده می گوید. یا وقتی دیگری می گوید اگر با من کشتی بگیری با تو حرف می زنم، شرطش را می پذیرد. او با همین ها همراه است و با همین ها رفیق می‌شود.

اخلاق برای رسیدن به سیاست نیست

زائری ادامه داد: در حالی که پیش از او بر سر یک تخم مرغ دو قبیله ماه ها و سال ها می جنگیدند. اما به رسالت اخلاقی پیامبر کم توجهی می شود. او گفت من آمدم جان انسان ها را عوض کنم و روح انسان ها را تعالی بدهم و آنها را بالا ببرم. سیاست به خاطر این است که اخلاق درست شود نه برعکس. اخلاق برای این نیست که به سیاست برسیم. سیاست و حکومت و وزارت این است که اخلاق را رواج بدهیم.

او افزود: ما متاسفانه روز به روز پایین تر می آییم. به ویژه در برخوردهایمان. اگر اخلاق درست نشده باشد چه فایده ای دارد؟ کسی که توان و قدرتی دارد بالاترین رای را هم می آورد و در بالاترین مناصب قرار می گیرد اما اخلاق را رعایت نمی کند، او هرچقدر هم قدرت سیاسی داشته باشد فرقی نمی کند ما باید جامعه اخلاقی را درست کنیم.

کسانی هستند که خانه هایشان را از نداشتن های مردم آباد کرده اند

زائری با اشاره به دیداری که با پسر شیخ رجبعلی خیاط داشته، اضافه کرد: روزی شیخ رجبعلی مدتی در صف کباب ایستاده بود تا بتواند یک سیخ کباب بگیرد. بعد می رود و آن را به یک حیوان می دهد. کسی که او را نگاه می کرده می گوید چرا برای او کباب گرفته ای گوشت خام هم می دادی می خورد. شیخ جواب می دهد این حیوان باردار است و گوشت خام دلش را درد می آورد. پسر شیخ بعد از گفتن این خاطره زد زیر گریه و گفت از آن روز به امروز رسیده ایم که شیر خشک بچه را انبار می کنیم. اکنون چقدر مردانی هستند که مشکل دارند و آبرویشان جلو خانواده شان می رود در همین جامعه زندگی می کنند و در کنارشان کسانی هستند که خانه هایشان را از همین نداشتن ها آباد می کنند.

اگر می خواستم معروف شوم راه های بهتر و بی دردسرتر نداشتم؟

او در این باره که آیا با زدن حرف‌های جنجالی دنبال معروف شدن است، پاسخ داد: هیچکسی از درون دل من یا دیگری خبر ندارد ما نمی توانیم همدیگر را قضاوت کنیم و به هم برچسب بزنیم. شاید من هم در دلم دنبال معروف شدن باشم و بعدا معلوم شود. به من می گویند می خواهی معروف شوی و مجلس و شورای شهر بروی. معمولا در پاسخ به کسانی که اینطور به من می گویند به آنها می گویم آیا واقعا راه های دیگری برای این هدف نبود و اینقدر ضریب هوشی من پایین است که از بین آن همه راه این که این همه دردسر دارد را انتخاب کنم. گیرم اینطور است آیا حرف من حرف حساب است؟ پزشکی که شما از او خوشتان نمی آید اگر به شما توصیه ای بکند که دیگران هم می گویند و درست است عمل نمی کنید؟

 

زائری تصریح کرد: من در حرف‌هایم اصرار داشتم که از پیامبر حرف بزنم. اگر با فلش هایی که نشان می دهم مردم را به سمت مریدبازی دعوت کنم مصیبت است. من باید فلشی باشم که وعده درست بدهم و حرف حساب بزنم که مردم جذب بشوند اگر مردم را با آن هدف به خودم علاقمند کنم خرده بر من است؟ اگر جریان سیاسی، شبکه تلویزیونی یا برنامه موفق تر بود و مشتری پیدا کرد اگر در این برنامه به مردم تذکر بدهی که با هم مهربان تر باشند و رسالت خود را انجام داد، کارش درست است یا غلط؟ خطر این است که من مردم را به سمت خودم دعوت کنم. این موضوع کاملا مشخص است و مردم می توانند ببینند چه کسی مردم را به سمت خودش دعوت می کند و چه کسی به سمت ارزشهای بالاتر.