سیده فاطمه حسینی در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داد، نوشت:

«تحریم‌های ضد ایرانی که ایالات متحده رسما اجرای آن را از ۱۴ آبان ماه آغاز کرد، محصول یکجانبه گرایی و رویکرد ضد حقوق بشری آمریکا است؛ اقدامی که گرچه به نام تحریم دولت و حکومت جمهوری اسلامی ایران است اما برخلاف ادعای مقامات ایالات متحده، مردم اعم از زنان، مردان، جوانان و کودکان و نیز اقشار آسیب پذیر را هدف قرار می دهد.  

هرچند واضح است که ایالات متحده با بی‌اعتنایی به تصمیمات و تعهدات بین‌الملی ازجمله قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل متحد، نقض پیمان کرده و ساز دشمنی کوک می کند اما این اولین بار نیست که آمریکا با اقدامات ضد حقوق بشری، تلاش می‌کند کشورها از جمله ایران را در تنگنا قرار دهد. بر این اساس تاکید بر چند نکته لازم است.

نخست آنکه در عرصه بین المللی مکرراً در ماههای اخیر اقدام آمریکا محکوم شده است، لکن لازم است علاوه بر آنکه متعهدان دیگر برجام، با تکیه بر چندجانبه گرایی، بر تعهدات خود پایبند باشند و نقض حقوق ایران که با خروج آمریکا از این پیمان چند جانبه و اعمال تحریم‌ها صورت گرفته را از طریق ساز و کارهای مشخص و ضمانت‌دار جبران کنند.

با این حال، اگرچه باید در عرصه بین المللی فعال بود، لکن نمی توان تنها در عرصه بین المللی به دنبال راه چاره بود. نکته آن است که هرچند تلاش آمریکا بر آن است تا وضعیت خطیری ایجاد نماید، اما نباید تنها به ظرفیت دیپلماسی متکی بود و در برابر آن منفعل ماند. بلکه انتظار می رود دولت از مشورت اقتصاددانان برای برون رفت از چالشهای اقتصادی امروز بهره گیرد و با استفاده از توانایی های درونی، سیاست هایی اتخاذ کند که باری بر دوش مردم نباشد.

بر این مبنا به نظر می‌رسد بهترین اقدام دولت آن است که در اوضاع خطیر اقتصادی امروز، از تصمیمات غیر عقلائی در حوزه اقتصادی و اتخاذ سیاستهایی به نام رفاه اما به قیمت متضرر شدن مردم و کاهش قدرت خرید مردم بپرهیزد.

 

برای خروج از این وضعیت چاره چیست؟ آیا در این میان سیاستگذاری متناقض و بر هم زننده تعادل‌های اجتماعی و اقتصادی اثربخش است؟

برای رسیدن به این مهم ضروری است حاکمیت و دولت در کنار  اتخاذ تصمیمات عقلایی و پرهیز از  تصمیمات احساسی، صادقانه با مردم گفت و گو کنند؛ لازم است رئیس جمهوری این بار فرصت گفت و گوی سازنده با مردم را دریابد، با صداقت و واقع بینانه با مردم سخن گوید تا واقع‌بینی توام با امید در جامعه تزریق شود.

همچنین ضروری است که در این گفت و گوی صادقانه، آنکه چگونه می توان در این دوران ثبات کشور و امنیت ملی را حفظ کرد را تبیین کند. بی‌شک ثبات و امنیت ملی منافعی است که مطلوب همه ایرانیان است در مقابل اگر با اتخاذ سیاست‌های غلط، بر طبل اختلافات داخلی کوبیده شود، متضرر اصلی آن آحاد جامعه و بهره‌مندان از آن وضع، جز بدخواهان ایران نخواهند بود.»