دولت آمریکا بازگشت تمامی تحریم‌ها علیه ایران که در چارچوب برجام لغو شده بود را اعلام کرد. دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا دیروز – جمعه- بازگشت تمام تحریم‌هایی که بعد از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میلادی لغو شده بود را رسماً اعلام کرد. در همین حال، وزارت خزانه‌داری آمریکا از افزوده شدن ۷۰۰ نفر به فهرست سیاه تحریم‌های ایران خبر داد.مایک پمپئو  وزیر خارجه آمریکا نیز از معافیت هشت کشور از تحریم‌های نفتی ایران خبر داده است. با بازگشت تحریمهای امریکا علیه ایران، چه روندی در روابط دو کشور ایران و امریکا مشاهده خواهیم کرد. آیا همانطور که ترامپ می اندیشد ایران زیر سایه این تحریمها مجبور به مذاکره با امریکا خواهد شد؟ یا ایران همچنان منتظر خواهد شد تا دوره ترامپ به سر رسد و تعاملش را با کشورهای باقی مانده در برجام همچنان حفظ خواهد کرد؟  در این باره با وحید غروی کارشناس مسائل بین المللی گفت و گو کرده ایم که در ادامه می خوانید: 

پس از خروج امریکا از برجام نوعی تقابل و رودرویی بین ایران و امریکا شکل گرفت. امریکا استراتژی فشار بر نفت ایران را پیش برد و ایران تلاش کرد با کشورهای باقی مانده در برجام روند جدیدی برای ماندن در برجام شکل دهد. با به سر رسیدن این فرصت و اعمال تحریمهای ۱۳ آبان، این تقابل ۶ ماهه را چطور ارزیابی می کنید؟

 

تاریخچه روابط ایران و آمریکا در چهل سال گذشته سراسر تنش و دشمنی متقابل بوده و در دوران کنونی بویژه از آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا که همزمان با ظهور ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای و حضورش در مسایل جاری خاورمیانه بوده، ابعاد تازه ای یافته است وخروج آمریکا از توافق هسته ای این روند را سرعت بخشیده است.

بازی ایران در زمین بحرانی سوریه، عراق، لبنان و تا حدودی یمن و عقب رانده شدن گروههای قدرتمند تروریستی تکفیری مورد حمایت آمریکا و ارتجاع منطقه در عراق و سوریه و انفعال و یا به عبارت دیگر، شکست سیاستهای شرورانه دولت عربستان در این منطقه حساس،  این کشور را به آمریکای ترامپ نزدیکتر ساخته تا سیاست ضد ایرانی آمریکاییها شکل جدیدی پیدا کند. در واقع سختگیری های دولت ترامپ در مورد ایران و تشدید تحریمها بویژه در حوزه نفت و گاز، عمدتا به سفارش عربستان و اسراییل صورت می گیرد. اعمال تحریمها یا از سرگیری سختگیرانه تحریمهای آمریکا از ماههای آغازین سال 2018 (مشخصا ماه مه) با جدیت آغاز شده و میتوان گفت که چیز زیادی برای اجرا در تاریخ مورد نظر در سوال یعنی چهارم ماه نوامبر (سیزده آبان) نمانده است! این روزها شاهد اخبار کنار کشیدن شرکتهای بزرگ غربی و حتی غیر غربی مانند برخی شرکتهای نفتی چینی از همکاری با ایران هستیم. منافع کلان چینی ها در تجارت با آمریکا حتی باعث کاهش چشمگیر صادرات  غیر نفتی به چین شده و برخی از بانک های چینی همکاری بانکی خود با طرف های ایرانی را تعطیل کرده اند.

البته با عنایت به نیاز بازار به سوخت در آستانه زمستان و مساله رشد قیمت نفت، امکان به صفر رساندن صادرات نفت ایران به راحتی قابل اجرا نیست.  به موازات مقابله نرم ایران با طرح آمریکا برای فلج کردن اقتصاد کشور، تلاشهای دیپلماتیک برای نگاه داشتن اروپایی ها در برجام  و عملی شدن وعده هایشان، با جدیت ادامه دارد و در طی چند هفته گذشته رایزنیهای متعددی در وین و بروکسل میان کارشناسان ایرانی و مقامات اتحادیه اروپا صورت گرفته است. بدون شک، تحقق قول و قرار های سران اروپایی برای تشویق ایران به ماندن در توافق هسته ای، از نظر حیثیتی برای اتحادیه اروپا بسیار مهم است و در واقع آزمونی است برای نشان دادن استقلال عمل کلیت اروپا بعنوان یک بلوک قدرتمند اقتصادی-سیاسی در برابر آمریکای ترامپ که علاوه بر خروج از برجام، با شرکای دیرپای خود در اروپا بد عهدی کرده و علاوه بر ترک توافق آب و هوایی پاریس، با وضع تعرفه های تجاری نا متعارف برای کالاهای اروپایی، شکاف دو متحد آتلانتیکی را بیشتر و آشکار تر ساخته است.

اروپایی ها از سازوکاری جدید برای تبادل مالی سخن میگویند. به نظرتان این موضوع ایران را نجات می دهد و ایران می تواند روی همکاری و تعامل اروپا حساب کند و نفت خود را فروخته و پول آنرا دریافت کند؟

به گفته رییس کل بانک مرکزی، در مذاکرات هفته گذشته در بروکسل، مساله کانال مالی پیشنهادی اروپایی ها با جزییات، مورد بررسی طرفین قرار گرفته است. بر این اساس، کانال مالی مورد نظر،  برای تسهیل و رفع موانع از مبادلات پولی میان صادر کنندگان ایرانی و اروپایی فعالیت خواهد کرد. آنچه در سوال شما تحت عنوان اینکه آیا این موضوع ایران را نجات می دهد باید اصلاح شود چرا که تواناییهای گوناگون و آزمونهای سختی که در کشورمان در سالهای گذشته پشت سر گذاشته نشان داده که ما در چنان وضعیت وخیمی نیستیم که باید توسط اروپایی هایی که آنها هم نیاز های مهمی در روابطشان با ایران دارند، باید نجات داده شویم. ایران هرگز روی اروپا به عنوان «نجات بخش» حساب نکرده است. ایران متکی بر ظرفیت های داخلی خود برای غلبه بر فشار تحریم ها است.  طبیعتا پتانسیل ایران در زمینه های مختلف البته با بازی ماهرانه در صحنه دیپلماسی باید بتواند گره از مشکل مبادله مالی میان ایران و طرفهای اروپایی بگشاید.  لازم به یاداوری است که چین و روسیه نیز پا به پای اروپایی ها برای راضی کردن بقای برجام از سوی متعهد هستند.  چین و روسیه برای راضی کردن ایران به تداوم اجرای تعهدات برجامی خود، پذیرفته اند و تعهدات محکم سیاسی داده اند (رجوع به تعهدات نه گانه در بیانیه نشست وزرای خارجه برجام مورخ 6 جولای 2018) و در ابعاد مختلف در حال تلاش برای عملی کردن این تعهدات هستند.

یکی از این راهها برای عملی کردن تعهدات البته از سوی اروپایی ها، طراحی کانال مالی است که رییس کل بانک مرکزی از آن تعبیر به یک «پیمان پولی» کرده است. مسلما نهایی شدن و راه اندازی این کانال می تواند فرآیند پرداخت و دریافت برای ایران را تسهیل کند. خصوصا که بر اساس بیانیه وزرای خارجه عضو برجام (سپتامبر، نیویورک) بایستی این سازوکار لااقل در میان مدت و درازمدت به گونه ای باشد که محدود به اروپا نشود و سایر شرکای اقتصادی ایران هم بتوانند از آن منتفع شوند.

امریکای ترامپ در نهایت چه روندی را دنبال خواهد کرد؟ با این وضعیت و با توجه به بالا رفتن قیمت نفت احتمال دارد بخشی از تحریمها را جدی نگیرد یا به دنبال روشهای جدید برای فشار روی ایران خواهد بود؟

تحولات سیاسی  پس از قتل جمال خاشخجی در استانبول و ضربه حیثیتی سنگینی که بر دولت عربستان و تا حدودی بر ترامپ بعنوان حامی آن دولت و شخص بن سلمان وارد شده، مرا بر آن میدارد تا  بدون اینکه قصد پیش بینی قطعی داشته باشم بگویم که این امر به نوبه خود سیاستهای منطقه ای آمریکا را تعدیل میکند و این احتمال را که پروژه ضد ایرانی اخیر که دستپخت شاهزاده سعودی و اسراییلی ها در فشار بیش از اندازه بر ایران است، تا حدودی تضعیف میگردد، پر رنگ تر میشود،  هر چند که عملکرد غیر قابل پیش بینی ترامپ میتواند اتفاقات دیگری را در رابطه با ایران رقم زند. توجه به اظهارات نمایندگان کنگره آمریکا و برخی سناتور های قدرتمند در انتقاد به سیاست خارجی ترامپ در خاورمیانه که بخشی مهمی از آن اجرای سیاستهای به شدت ضد ایرانی مورد مظر سعودی هاست، این گرایش را در هیات حاکمه آمریکا تا حدودی نشان میدهد.