پیش از صحبت کردن در مورد سلطنت عمان و اقدام آن، لازم است در مورد علت تغییر خطاب ترامپ در خصوص بن سلمان، صحبت کنیم. پس از انکه جنایت مربوط به خاشقجی مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت، ترامپ بعید ندانست که بن سلمان در این مساله دخالت داشته باشد. مشخص است که این موضعگیری ترامپ تحت فشارهای داخلی در ایالات متحده و تحت تاثیر محاسبات وی در مورد انتخابات بود. از این رو، از بن سلمان خواسته شد در مورد دو پرونده امتیازهایی بدهد:

۱- مساله مالی و بالا بردن سطح پرداخت های مالی عربستان برای اهداف تجاری و نفتی آمریکایی.

۲- معامله قرن و هموار کردن مسیر اجرایی شدن آن.

این در حالی است که یک منبع سیاسی بلند پایه در گفتگو با البناء تاکید می کند که معامله قرن به دلیل ناتوانی سعودیها شکست خورده است؛ چرا که سعودیها نتوانستند جنبش فتح را در مورد پذیرش بندهای این معامله قانع کنند.

با کشته شدن خاشقجی، فشارها بر بن سلمان افزایش یافت و حمایت آمریکایی ها از او، تبدیل به مساله ای دشوار شد. اما ترامپ که از جایگاه عالی نزد اسرائیلی ها برخوردار است، بار دیگر مساله معامله قرن را مطرح کرد، بدون آنکه تمایلی به ورود به بحث سلب منصب ولایت عهدی از بن سلمان، داشته باشد.

سفر نتانیاهو به عمان، به کلی فضای رسانه ها که درگیر مساله کشته شدن خاشقجی بودند را عوض کرده و گرد و غباری به راه انداخت که به کلی نگاهها را از توجه به موضوع خاشقجی منصرف کرد. شوکی که پادشاهی عمان به اعراب وارد کرد، برای به حیرت فرو بردن آنها کافی بود و قطعا این اتفاق را مهمتر از قطعه قطعه شدن جسد خاشقجی می دانستند؛ بویژه پس از توضیحات عمان در مورد اینکه موضوع گفتگو با مسئولان اسرائیلی، بررسی معامله قرن، از دروازه ای به غیر از ریاض بوده است.

سوابق تفاهم هایی که محل شکل گیری آن، عمان بوده، بسیار زیاد است. پیش از این، عمان محل تلاشهای مقدماتی امضای توافق هسته ای ایران و دولتهای غربی بود و امروز عهده دار پرونده مذاکره بین عربستان و حوثی هاست. صحبت کردن در مورد بیرون آوردن پرونده معامله قرن از دست ریاض، درست نیست، به این دلیل که هماهنگی بین عمان و عربستان از گذشته وجود داشته است؛ همانطور که استراتژی آمریکا در مورد هم پیمانان خود در خلیج فارس، توزیع واضح نقش ها بین آنهاست.

در این میان، سلطنت عمان، سکوی مذاکرات و محل اعلام تحولات بزرگ منطقه ای، مکانی برای مذاکرات سیاسی، ارسال پیامها و نقطه وصلی بین طرفهای درگیر است و شکی نیست که بی طرفی عمان و دخالت کم رنگ آن در جدالهای عربی، موجب حفظ جایگاه مذاکره ای آن در جهان شده است. امروز، شاهد عادی سازی، یعنی خطرناکترین اتفاقها در مسقط هستیم و سفر نتانیاهو نشان داد که رابطه بین این دو، قدیمی و سرّی است و عمر هماهنگی بین دستگاههای اطلاعاتی آنها نیز به چند دهه پیش می رسد.

نتانیاهو موفق شد هم پیمانِ هم پیمانش را نجات داده و با به راه انداختن گرد و خاک و سر و صدا، بر مساله خاشقجی سرپوش بگذارد. این در حالی است که پیش از ورود نتانیاهو به مسقط، موضوع خاشقجی و وحشی گری بی سابقه ای که در مورد او اتفاق افتاد، به سوژه اصلی روزنامه های جهان تبدیل شده بود.

حال باید پرسید آیا این اقدام سلطان قابوس به کمک بن سلمان می آید؟ یا اینکه اوضاع بر وفق مراد شاهزاده سعودی نمی گردد و این بار، فشارها بیش از همیشه است؟

جنبش فتح در بیانیه ای برای اسپوتنیک گفت:«سفر نخست وزیر رژیم اشغالگر به عمان، به منزله از بین رفتن صلح عربی است که اساس آن، زمین در مقابل صلحی فراگیر و سپس، برقراری روابط بین دولت های عربی و اسرائیل بود.»