در این یادداشت که به قلم ادوارد لوکاس نوشته‌شده آمده است: قتل جمال خاشقچی و دروغ‌های احمقانه‌ای که مقام‌های سعودی دراین‌باره تحویل می‌دهند بایستی ما را بر آن دارد که از خود بپرسیم، آیا درست است که یک رژیم نفرت بار را بر ایران ترجیح دهیم. 

این نویسنده انگلیسی نوشته است: ایران از بسیاری جهت بهتر است. با توجه به شرایط منطقه،نظام سیاسی ایران نمونه کامل تکثرگرایی است. در میان کشورهای اسلامی تنها تونس، ترکیه و لبنان مانند ایران دارای مشروعیت و مردم مشارکت دارند.

وی افزود: عربستان به‌تازگی به زنان اجازه رانندگی داده است اما در ایران آن‌ها می‌توانند به مدارج عالی برسند و برای خود مستقل زندگی کنند.

این نویسنده انگلیسی همچنین به حقوق اقلیت‌های قومی در ایران اشاره‌کرده و نوشته است: دبیر شورای امنیت ملی ایران، علی شمخانی، عرب تبار است؛ آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم ایران نیز نیمه آذری هستند، این در حالی است که سابقه سعودی‌ها در این زمینه سرکوب بی‌رحمانه بوده است.

در حوزه مسائل دینی نیز لوکاس نوشته است: در ایران صدها کلیسای مسیحی وجود دارد و بیشترین جمعیت یهودیان را در کنار ترکیه در خود جای‌داده است. اما تمام ادیان غیر اسلامی در عربستان ممنوع هستند و حتی نمی‌توان انجیل را خرید چه برسد به رفتن به کلیسا.

این نویسنده انگلیسی در ادامه، سیاست خارجی ایران را مشکل اصلی اختلاف این کشور با غرب دانسته و نوشته است: برخی از اقدامات ایران در واکنش به اشتباهات گذشته، ازجمله حمایت غرب از صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ بوده است.

لوکاس می‌افزاید: حضور خوفناک گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله در لبنان و اکنون در مرزهای سوریه از نگاه ایرانیان بهترین عامل پیش‌گیری علیه حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل است. بااین‌حال تجربه سال‌های اخیر نشان داده که ایران اهل مذاکره است. این کشور به‌رغم خروج ترامپ از برجام به این توافق پایبند مانده است. این توافق می‌توانست زمینه خوبی برای گفت وگو درباره سایر موضوعات باشد.

این نویسنده انگلیسی می‌نویسد: سیاست خارجی عربستان سعودی هم مشکل‌ساز است. این کشور با نهایت بی‌رحمی جنگ یمن را به راه انداخته است؛ از قرائت افراطی دین اسلام موسوم به وهابیت در سایر کشورها حمایت مالی کرده و مدارس اسلامی دایر می‌کند که خشونت علیه سایر ادیان و فرهنگ‌ها را ترویج کند.

لوکاس بابیان اینکه این تفاسیر مؤیدآن نیست که بایستی دست از عربستان کشید و به سمت ایران متمایل شد،می‌افزاید: به‌رغم بی‌کفایتی‌های عربستان، این کشور همچنان متحد سودمندی است؛ اما برای من مشخص نیست که چرا تصور می شود نگه‌داشتن ایران در سرما و دوستی با عربستان، اوضاع را بهتر می‌کند.

وی ادامه می‌دهد: بایستی به شاهزاده‌های قدرتمند ریاض اعلام کنیم که ما از گزینه‌های دیگری برخورداریم و هم‌زمان به رهبران ایران هم نشان دهیم که از سیاست تنش‌زدایی استقبال می‌کنیم.

این نویسنده با اشاره به تلاش کشورهای اروپایی برای ایجاد سازوکارهای مالی برای تداوم همکاری‌های اقتصادی با ایران، در مقابل تحریم‌های آمریکا نوشت: چنین اقدامی شایسته حمایت ما است؛ چراکه رفتار ما با سعودی ها سبب شده تحقیرمان کنند.