این رسانه در ادامه آورده است: اما روزنامه نگاری سعودی، جمال خاشقجی جسارت به خرج داده و در جریان یک ماجراجویی از این خطوط قرمز عبور کرد، بدون آنکه بهای آن را در نظر داشته باشد. وی گمان می کرد که رابطه اش با برخی اعضای خاندان سعودی، شهرت او بعنوان یک روزنامه نگار با تجربه و شغل سابق او که بعنوان مستشار یکی از شاهزاده های سعودی فعالیت داشت، می تواند وی را از مهلکه نجات داده و در برابر حاکمی که در قطع دست مخالفانش و حتی بریدن سر آنها تردید نمی کند، از او شفاعت کند.

درست است که تراژدیها، جنگها و محاصره های زیادی در بین اعراب اتفاق افتاده و با هیچ واکنشی از سوی مردم جهان مواجه نشده است، اما تمام این سکوتها و بی وجدانی ها در برابر تراژدی کشتار گسترده مردم در جنگها، بدین معنا نیست که انسان معاصر به کلی وظیفه خود در مورد محکوم نمودن جنایتهای فردی یا جمعی را فراموش کرده است. مخاطب این بخش از صحبتهایم، کسانی هستند که روی صندلی های خود نشسته و از دور دیگران را سرزنش می کنند که چرا در مورد دیگر جنایتهایی که در منطقه اتفاق می افتد، شاهد اعتراض و سرزنش گسترده ای از سوی مردم جهان نیستیم؟

اما به اصل حکایت بازگردیم؛ خاشقجی رقیب خاندان سعودی در بازی قدرت نبود، تا به این شکل به گور فرستاده شود. حتی به ذهن او هم خطور نمی کرد که وارد بازی قدرت شود، همانطور که که یک معارض صاحب حزب یا تشکل نیز نبود. وی هیچگاه خود را فعال حقوقی در زمینه مخالفت با خاندان حاکم معرفی نکرد. خاشقجی تنها نویسنده مأموریت خود بود و در نوشته هایش ولی عهد سعودی را نصیحت می کرد؛ تا اگر خواست به نصیحتها گوش فرا دهد.

پس از آنکه شاهد انکار و نفی قتل عمد خاشقجی از سوی سعودیها بودیم، در نهایت، مسئولان حکومت به قتل وی اعتراف کردند، تا به این شکل به دره ای سقوط کنند که حتی هم پیمان آمریکایی آنها، به این جنایت معترض شود. حال آمریکا تلاش می کند بهانه دیگری برای باجگیری از سعودیها بتراشد، تا در مقابل دریافت پول بیشتر، درباره جنایت سعودیها، سکوت کند.

در این دو راهی اما، روایتهای ضد و نقیضی از سوی سعودیها شنیده می شود که به هیچ عنوان منطقی نیست و ایشان تلاش می کنند در مورد قتل خاشقجی از سیاست«گوسفند قربانی» استفاده کرده و مسئولیت این جنایت را متوجه کسانی کنند که تنها اجرا کننده اوامر رئیس خود بوده اند و جرأت فریاد زدن بر سر او و مخالفت با انجام دستورش را نداشتند.

فصل آخر این حکایت هنوز نوشته نشده و بازی تمام نشده است. همچنان اتفاقاتی در راه است و باید هفته ها و شاید ماهها منتظر باشیم تا شاهد پایان این ماجرا شویم. چه بسا پایان این حادثه از خود قتلی که در آن اتفاق افتاد، تراژیک تر باشد و به تاسف خوردن زیادی برای دوره ای از حکومت سعودی نیاز پیدا کنیم، که غرق در خون است...