بروس ریدل در المانیتور نوشت: توضیحات سعودی درباره قتل جمال خاشقجی انعکاس دهنده تزلزل موقعیت ولیعهد بن سلمان است. حاکمیت سعودی تلاش دارد این جنایت را به گردن عناصر اطلاعاتی خودسر بیندازد. قدیمی ترین متحد آمریکا در خاورمیانه در حال تبدیل شدن به تهدیدی برای ثبات منطقه و خودش است.

در ادامه این مطلب آمده است: پس از ۱۷ روز تکذیب، سعودی ها پذیرفتند که خاشقجی در کنسولگری این کشور به قتل رسیده است و اعلام کردند ۱۸ نفر شامل ۱۵ نفری که با جت اختصاصی به استانبول رفته بودند، در رابطه با این جنایت بازداشت شده اند. ۵ نفر دیگر از جنله ژنرال احمد العسیری که متهم به طراحی عملیات ربودن خاشقجی است، از کار برکنار شده اند. جنازه خاشقجی هنوز یافت نشده است و نوارهای صوتی ترکیه نشان می دهد برعکس ادعای سعودی ها مبنی بر کشته شدن خاشقجی به طور ناخواسته حین بازجویی، جسد او تکه تکه شده است.

بررسی هویت سعودی هایی که به استانبول رفتند نشان همه آنها عضو سازمان اطلاعاتی، نیروی هوایی سلطنتی و گارد پادشاهی و عموما با درجه سرهنگی بوده اند. اکثریت عضو گارد سلطنتی بودند که مستقیما زیر نظر ولیعهد عمل می کند. به هیچ عنوان قابل تصور نیست که بن سلمان از عملیات آنها بی اطلاع بوده است. با اطلاعات به دست آمده از پاسپورت آنها که ترکیه منتشر کرد، مشخص شد نیمی از آنها وقتی ولیعهد یا  پادشاه سعودی به آمریکا سفر می کردند، آنها را همراهی می کردند.

العسیری که از پست ریاست اداره اطلاعات برکنار شد، سخنگوی جبهه ائتلاف در جنگ یمن بود. این یعنی ارتباط بسیار نزدیکی با بن سلمان داشته است. در ابتدای جنگ یمن بن سلمان علاقه داشت که به عنوان فرمانده عملیاتی که طوفان قاطعیت نامیده شد، شناخته شود. وقتی معلوم شد که عملیات چندان هم قاطعانه نبوده، العسیری به عنوان سخنگو برابر رسانه ها ظاهر شد. دستاورد این جنگ گرسنگی ۱۳ میلیون یمنی در بزرگترین قحطی قرن به گزارش سازمان ملل بوده است.

عسیری در ارائه دستاوردهای جنگ به رسانه ها خوب عمل نمی کرد و اغلب پیروزی های ائتلاف را بزرگتر از آنچه بود، نشان می داد.  البته او بمباران مدارس، بیمارستان ها و اهداف غیرنظامی و بستن راه ورود غذا و دارو را تکذیب می کرد. او اعتبار خود را از دست داد اما به خاطر وفاداری به ریاست اطلاعات رسید. قربانی کردن او در جنایت خاشقجی پیام ناخوشایندی برای حلقه اطرافیان ولیعهد دارد: شما در امان نیستید.  این موضوع احتمال اقدام علیه ولیعهد را افزایش می دهد. هم اکنون هم بن سلمان روز به روز دمدمی مزاج تر می شود.

ولیعهد در داخل کشور نیز دشمنان زیادی برای خود تراشیده است. همین سال گذشته فرمان بازداشت ۳۲۶ نفر از تجار و شاهزاده های شناخته شده را صادر کرد. برخی از آنها شکنجه شدند و اغلب برای آزادی مجبور به تسلیم اموال خود شدند. دست کم ۵۶ نفر از آنها به مقاومت برابر خواسته های ولیعهد ادامه دادند و هنوز در زندان به سر می برند. در میان آنها افرادی با هواداران زیاد در خاندان سعودی نیز دیده می شوند.

ملک سلمان بن عبدالعزیز آل سعود طی سه سال گذشته دو ولیعهد را کنار گذاشته است. بسیاری از اعضای خاندان از حالا در گوش او می خوانند که با محمد بن سلمان نیز چنین کند. لیکن پادشاه خودش به محمد این اختیارات وسیع را اعطا کرده و ترتیب دادن این داستان پوششی نیز نشان می دهد هنوز از او حمایت می کند. بدون دخالت شاه کسی نمی تواند بن سلمان را کنار بزند. ممکن است ولیعهد باقی دوران را در انزوا بماند اما قدرت همچنان در ید او خواهد ماند.

به این ترتیب مخالفان بن سلمان در داخل کشور یک آلترناتیو احتمالی باقی می مانند. مقامات بلندپایه به ما گفته اند که حکومت نگران اجرای نقشه های برکناری ولیعهد با توسل به خشونت است. شاه فیصل در سال ۱۹۷۵ توسط یک شاهزاده ناراضی به قتل رسید. ولیعهد در حال تغییر ساختار نهاد اطلاعاتی کشور به منظور جاسوسی از اطرافیان و خاندان آل سعود است. این نشانه دیگری از نگرانی عمیق وی از خائنان است.

دولت ترامپ علاقه زیادی به گذر از واقعه استانبول دارد زیرا عربستان سعودی نقشی اساسی در سیاست مقابله با ایران دارد. پادشاهی سعودی رهبر مخالفان برابر تهران است. نفت عربستان برای جبران کاهش تولید ایران و پایین آوردن قیمت اهمیت اساسی دارد. اما قضیه خاشقجی این سوال را مطرح می کند که چرا حکومت سعودی باید در لیست سالانه حامیان تروریسم قرار بگیرد. مسلما دولت آمریکا نام سعودی ها را در لیست وارد نخواهد کرد اما افکار عمومی باید این مطالبه را مطرح کند. استفاده از امکانات امنیتی حکومتی برای ارتکاب قتل در مکانی دیپلماتیک سوءاستفاده از صلاحیت های حکومتی است.