لوسیانو دی الویرا دزدی بود که قصد داشت از رستورانی دزدی کند اما در این سرقت نزدیک بود ،جانش را از دست بدهد.

این دزد قصد داشت تا از طریق لوله بخاری وارد رستوران شود اما بعد از فرود متوجه شد که داخل لوله گیر افتاده است و تنها کاری که می توانست انجام دهد فریاد زدن و گریه کردن بود تا بلکه رهگذری صدای او را بشنود و برای نجاتش اقدام کند.

هر چند لوسیانو در دزدی بدشانس بود اما شانس آورد که خانمی صدای او را شنید و سریع به پلیس و اتش نشانی خبر داد. مامورین آتش نشانی برای نجات فرد مجرم مجبور شدند دیوار را خراب کنند. لوسیانو که در حال خفه شدن بود به بیمارستان منتقل و پس از آن بازداشت شد.

با وجود اینکه صاحب رستوران از دیوار خراب شده رستورانش ناراحت است اما از طرفی برای دزد بیچاره خوشحال است که در لوله بخاری خفه نشد و جان سالم به در برد.