این نشان می‌داد که اختلافات با رییس‌جمهوری زیاد است چرا که حسن روحانی دست‌کم نزدیک به دو سال است که فریاد می‌زند باید به بافت فرسوده رسیدگی شود .چرا که در دو دولت گذشته پولی که باید صرف به‌سازی و نوسازی بافت فرسوده می‌شد در بیایان ریختند و هزینه کردند. در واقع روحانی از تجربه دولت نهم و دهم به این نتیجه رسیده ‌بود که از طریق نوسازی و بهسازی بافت فرسوده می‌توان کمبود مسکن را با هزینه کمتر و با ارزش افزوده بیشتر جبران کرد.

از سویی دیگر آقای آخوندی مسکن مهر را نیز به سرانجامی نرساند. حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار واحد مسکن مهر ساخته شده ‌بود که از این میزان حدود یک میلیون واحد باقی مانده‌ بود. دو سال زمان لازم بود که بودجه‌ای تزریق و این وضعیت جمع شود. با این حال وزیر ترجیح داد کار را نیمه‌تمام بگذارد در حالی که این کار را دولت یا حاکمیت آغاز کرده و بالاخره اشتباه یا درست باید پایان داد اما می‌توان تکرار نکرد. ضمن اینکه ایشان هیچ طرح جایگزینی برای مسکن مهر ارایه و پیشنهاد نمی‌داد.

حال سوال اینجا است که آیا با رفتن آقای آخوندی، انتقادات به دولت کاهش می‌یابد؟ تصور می‌کنم کاهش انتقادات به دولت به انتخاب جایگزین برای ایشان بی‌ارتباط نیست. باید فردی به عنوان وزیر راه و شهرسازی معرفی و انتخاب شود که تحول‌گرا و البته شفاف باشد. من معتقد نیستم که در این شرایط نمی‌توان کار کرد بلکه معتقدم اگر مدیری تحول‌گرا روی کار بیاید که در پی حفظ وضع موجود یا برگشت به عقب و مدیریت محافظه‌کارانه نباشد و با شجاعت و برنامه‌ریزی کار کند، ‌حتما می‌تواند اقدامات مثبت و موثری انجام دهد. همچنین در شرایط کنونی اصلاح امور حتی از دست دولت به تنهایی برنمی‌آید و باید حاکمیت تمام و کمال به صحنه بیاید. اگر روزی، روزگاری زمان کار و تلاش و پول جمع کردن برای دستگاه‌های عمومی- چه برای دولت و چه برای دستگاه‌های حاکمیتی و حتی برای بخش خصوصی- بود امروز زمان تلاش مضاعف برای خروج مملکت از بحران است. البته نباید تصورکرد که با رفتن یک نفر رفتن و آمدن نفر دیگر مساله حل نمی‌شود. البته باید توجه داشت که اگر می‌خواهیم انتقادات کاهش یابد، باید به مسائل اجتماعی و اقتصادی و معیشتی مردم رسیدگی بیشتری داشته ‌باشیم و تا این اوضاع سامان نیابد مردم همچنان معترض خواهند بود.