در ادامه این مطلب آمده است: ترامپ از سخنرانی ۲۵ سپتامبر خود در سازمان ملل برای آماده سازی ‌زمینه برخورد با ایران استفاده کرد و احتمال یافتن راهی مسالمت آمیز برای حل اختلافات میان دو کشور را تضعیف کرد. تنش ها ‌میان دو کشور از ماه نوامبر با تشدید تحریم ها بیشتر می شود و احتمال وقوع جنگ میان دو کشور را افزایش می دهد.‌

راهبردی غیرسازنده

جنگ با ایران کاری بی فایده و غیرلازم است. ممکن است به نطر برسد جنگ با عراق و افغانستان نوعی گرم کردن و آماده شدن ‌برای این جنگ بوده باشد. این جنگ می تواند تریلیون ها دلار هزینه، هزاران کشته و بی ثباتی برای منطقه در پی داشته باشد. ‌می تواند با بالا بردن بهای نفت رکود جهانی به بار بیاورد و بازارهای مالی را به سقوط بکشاند. همچنین می تواند احتمال استفاده ‌از سلاح های هسته ای را افزایش دهد.‌

جنگ به هیچ وجه نخواهد توانست که کشوری دموکراتیک در ایران به سرکار بیاورد. جنگ با هرج و مرج همراه است. اگر نظام ‌سقوط کند قدرت به دست مردم در خیابانها نمی افتد بلکه قدرت به کسانی می رسد که اسلحه در دست دارند. در هر حالت جنگ ‌حاکمانی ضدآمریکایی تر در ایران سرکار می آورد. چنانکه ۵۳ مقام امنیتی سابق برای ترامپ نوشته اند، تاکید دولت ترامپ بر ‌ایجاد وحشت و اکراه از جنگ بدون ارادئه راه حلی جایگزین، مسیر رویارویی را می گشاید. این مقامات در این نامه خواستار ‌تغییر رویکرد جنگ طلبانه نسبت به ایران شدند.‌

اما گویا گوش شنوایی برای این حرف ها وجود ندارد. درست روز بعد از انتشار این نامه، جان بولتون ماموریت نیروهای آمریکایی ‌در کشور جنگ زده سوریه را تمدید کرد و گفت تا زمانی که ایرانی ها آنجا هستند ما هم می مانیم. این رویکرد ریسک رویارویی ‌دو هزار نظامی آمریکایی در سوریه را با ایران بالا می برد. در سوم اکتبر بولتن بستن راه روابط دیپلماتیک با ایران را پیشتر برد ‌و اعلام کرد آمریکا از عهدنامه مودت با ایران خارج می شود. این عهدنامه تا حدی روابط کنسولی میان دو کشور را ممکن می ‌کرد. بهانه او برای این کاور حمله به کنسولگری تقریبا تعطیل آمریکا در بصره بود در حالی که پیش از آن کنسولگری ایران نیز ‌هدف حمله مشابهی قرار گرفته بود. ‌

او ایران را ناقض حقوق بین الملل و بانک مرکزی تروریسم بین الملل نامید و گفت دولت ترامپ راه های دیپلماتیکی را بسته است ‌که هرگز نباید باز می شدند. همچنین او بدون ارائه مدرکی مدعی شد که ایران در حال تقویت توان هسته ای خود است. اینها همه ‌بخشی از راهبرد هماهنگی علیه فعالیت های ایران است. این راهبرد با خروج آمریکا از توافق موفق هسته ای یغنی برجام آغاز ‌شد. این توافق برنامه هسته ای ایران را به کسری از آنچه بود تقلیل داد و به مدت ۱۵ سال آن را محدود کرد. همچنین فعالیت ‌هسته ای ایران را تحت نظارت شدیدی قرار داد. اما بولتون این توافق را مانعی بر سر راه راهبرد تغییر نظام خود می دانست. ‌ترامپ نیز که تمام هم و غمش تخریب دستاوردهای اوباماست، مشتاقانه توافق را ترک کرد.‌

این کار دری را که بولتون می خواست گشود. همان روزی که ترامپ توافق را ترک کرد، بولتن اعلام کرد آنچه از این پس می ‌بینیم پاسخ وسیع تری به رفتار ایران خواهد بود. او فوری گروه اقدام ایران را تاسیس کرد تا کارهای موازی ادارات مختلف را ‌هماهنگ کند. عملکرد این گروه شبیه اقدام مشابهی است که دولت بوش برای توحیه جنگ با عراق تاسیس کرد. ‌

معلوم نیست که آیا در واقعیت ترامپ نیز خواهان جنگ باشد اما مطمئنا بولتون و پمپئو این را می خواهند. آنها بسیار شفاف با ‌حضور در اجلاس یک گروه متنفر از ایران با نام اتحاد علیه ایران هسته ای در نیویورک در ۲۵ سپتامبر منویات قلبی خود را ‌آشکار کردند. بولتون با لحنی تهدیدآمیز گفت اجازه بدهید که پیامم را شفاف بگویم: ما شما را رصد می کنیم و به دنبالتان می آییم. ‌حقیقتا بهایی جهنمی باید بپردازید. پمپئو نیز در این نشست گفت که آیا ایران زندگی مسالمت آمیزی با سایر کشورها داشته است؟ ‌آیا با پیروی کامل از قطعنامه های شورای امنیت به حفظ صلح جهانی کمک کرده است؟ سری به اطراف جهان بزنید و آنگاه ‌پاسخی که خواهید شنید یک نه کر کننده است. ‌

در مقام مقایسه

عربستان سعودی و امارات بهترین شرکای ترامپ و دامادش سابقه تاریکی از لحاظ رعایت حقوق بشر دارند. یکی از بدترین نمونه ‌ها جنگی است که علیه یمن به راه انداخته اند و موجب مرگ ۱۶۲۰۰ یمنی و گرسنگی بیش از هشت میلیون نفر شده است. زندان ‌های این دو کشور نیز پر از زندانیان سیاسی است. آمریکایی ها از زیستن تحت قوانین هیچ کدام از سه کشور ایران، عربستان و ‌امارات لذت نخواهند برد. ‌

سیاست آمریکا باید تغییر رفتار این کشورها باشد نه اعلام جنگ به آنها. حتی اگر موافق اهداف ترامپ باشید، راهبرد پمپئو-بولتن ‌برای نیل به این اهداف کارآمد نیست. به همین علت ما معتقدیم که اعمال تحریم های یکجانبه و فشار بر ایران همچنین ارائه ‌راهکارهای دیپلماتیک می تواند ما را به سوی یک رویارویی خشونت آمیز با ایران ببرد. برای تحقق اهداف واشنگتن به ابزار ‌دیپلماسی در کنار فشار نه از جانب تنها آمریکا بلکه کل جهان نیاز است تا به ایران غیرهسته ای راهی برای تعامل با منطقه نشان ‌دهیم. ‌

اگر این گفته های منطقی متقاعد کننده نباشد، آنگاه فشار پارلمانی شاید لازم باشد. روز ۲۶ سپتامبر هشت سناتور به رهبری سناتور ‌دموکرات تام یودال، لایحه ای برای جلوگیری از جنگ غیرقانونی با ایران ارائه کردند. این سناتور گفت که رویکرد دولت شبیه به ‌عملکردی است که منتهی به جنگ بی فایده در عراق شد. این سناتورها به حمایت وسیع افکار عمومی نیاز دارند. این دولت با ‌سرعت در حال پیشبرد سیاست خصمانه اش علیه ایران است و پیش از وقوع یک فاجعه، کسی باید مانع حرکت این قطار خشم ‌شود.‌