تب و تاب ترور روزنامه نگار سعودی همچنان داغ است، به طوری که رسانه های خبری آمریکا خصوصا واشنگتن پست و نیویورک تایمز به شدت به حکومت آمریکا و حمایتش از عربستان تاخته اند. گویی کمر به قتل عربستان بسته اند. خبرگزاری رویترز نیز مدعی شده که انگلیس قصد دارد مقامات عربستان را تحریم کند. در پرونده قتل خاشقجی روابط ایالات متحده با عربستان و همین طور ترکیه با عربستان در تهدیدی جدی قرار گرفته است، ترکیۀ اردوغان که مسئله خاشقجی  را برای منافع ملی کشورش تماما ضرر می بیند پیگیر ماجرای قتل شده است، از آن سو آمریکای ترامپ نیز زیر هجمه رسانه های خبری و دموکرات ها قرار گرفته آنهم در حالیکه این کشور در آستانۀ انتخاباتی مهم قرار دارد.

در این باره صابر گل‌عنبری، پژوهشگر و کارشناس غرب آسیا در گفتگو با خبرآنلاین به بررسی رویکرد آمریکا و ترکیه در مساله پرونده خاشقجی پرداخته است، او می گوید:

«دونالد ترامپ در طول نزدیک به دو سال از حکمرانیش تا به حال هیچ وقت مثل این روزها ژست حقوق بشری به خود نگرفته است. بر خلاف باراک اوباما، مسائل حقوق بشری جایگاه خاصی در خطابه‌ها و رویکردهای ترامپ و لو به ظاهر ندارد و شاید اقدام به خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل بهترین دلیل بر این مدعا باشد.

با این وجود، وی این روزها به شدت در مساله جمال خاشقچی روزنامه‌نگار منتقد عربستانی هواخواه آزادی بیان شده و انتقادات تندی به دولت عربستان داشته است.

همچنین سناتورهای نزدیک به وی امثال لندسی گراهام و باب کروکر ئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا هم به تندی لب به انتقاد و حمله به ریاض گشوده‌اند. البته در این میان انتقادات سناتورهای دموکرات قابل فهم است، اما حملات همتایان جمهوری‌خواه تندرو و خود شخص ترامپ تا حدود زیادی قابل تامل است.»

گل عنبری در ادامه افزود: «در حالی ترامپ این روزها در قامت یک انسان آزادی‌خواهِ معتقد به حقوق مخالفان ظاهر شده که خود او به نوعی در این حادثه دخیل است؛ به این علت که یکی از دلایل این رفتار متهورانه محمد بن سلمان همین احساس پشتگرمی است که ترامپ به او تزریق کرده است.»

این کارشناس درباره حملات رسانه های خبری آمریکا به دولت ترامپ و عربستان می گوید: «به نظر می‌رسد در سایه حملاتی که روزنامه‌های واشنگتن پست و نیویورک تایمز (نزدیک به لابی قطری در آمریکا) به راه‌ انداختند، بخشی از این واکنش ترامپ به ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره از سر ناچاری است و هر گونه ضعفی در این زمینه از خود نشان دهد مورد بهره‌برداری دموکرات‌ها قرار خواهد گرفت که نظرسنجی‌ها حاکی از بهبود جایگاه آن‌ها در انتخابات پیش رو است.

واشنگتن پست که جمال خاشقچی یکی از ستون‌نویس‌های ثابت آن بود، با کمک چند رسانه دیگر توانسته است به نوعی ترور خاشچقی را اقدامی علیه این رسانه ۱۴۱ ساله و روزنامه‌نگاران آمریکایی قلمداد کند و فضای سنگینی در داخل آمریکا ایجاد کرده است.»

این پژوهشگر در این باره به مواضع دموکرات ها و منافع اقتصادی با سعودی اشاره می کند و ادامه می دهد: «از این رو، ترامپ از یک سو متاثر از این فضا و از سوی دیگر برای این که خود را نسبت به دموکرات‌ها مدافع‌تر در قبال مسائل حقوق بشری و آزادی بیان نشان دهد، این چنین به عربستان می‌تازد و از اعزام بازپرس‌ها به ترکیه برای پیگیری جدی پرونده سخن می‌گوید.

البته در لابلای تهدیداتش هم بیان می‌کند که نمی‌خواهد به گونه‌ای با عربستان رفتار کند که به توقف سرمایه‌گذاری‌های آن کشور در آمریکا و شیفت پیدا کردن اموال سعودی به سمت چین و روسیه بیانجامد. اینجا هم باز ترامپ آن خوی و محاسبات تجاری خود را اعمال می‌کند و آن را در نهایت مبنای تصمیم‌گیری خود در این زمینه قرار می‌دهد.

از این رو دور از انتظار نیست که وی بخواهد با سوء استفاده از پرونده خاشچقی، امتیازاتی از این کشور بگیرد. ترامپ استاد امتیازگیری است.

وی حدود یک ماه است که در خطابه‌های انتخاباتی‌اش مدام از ثروتمندی عربستان می‌گوید و تاکید می‌کند که باید هزینه حمایت‌های سیاسی، نظامی، امنیتی و غیره آمریکا را بدهد که با واکنش اخیر محمد بن سلمان در مصاحبه با خبرگزاری بلومبرگ مواجه شد.

حال بعید نیست بخواهد از این طریق با وارد کردن فشارهای شدید بهره خود را از این قضیه ببرد.

در این راستا هم لندسی گراهام می‌گوید که دولت عربستان باید بهای سنگینی برای این کار بپردازد. در تعریف این بها هم گفت که هم اقتصادی است و هم غیره؛ البته مشخص نکرد که منظورش از بهای اقتصادی اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه این کشور است یا باجگیری مالی.

یک احتمال دیگر و لو ضعیف وجود دارد که بی‌ربط با طرح معامله قرن نیست. در اواخر ژوئیه، منابع دیپلماتیک و رسانه‌ای از جمله رویترز خبر از آن دادند که ملک سلمان پادشاه عربستان به واشنگتن تاکید کرده است که کشورش مخالف هر گونه طرح صلحی است که قدس شرقی را به فلسطینی‌ها ندهد. البته قبل از آن هم گویا ملک سلمان خواسته با نامگذاری نشست سران عرب در ظهران به نام اجلاس قدس در آوریل گذشته این مساله را به نوعی به آمریکا گوشزد کند.»

 

این کارشناس خاورمیانه پرونده قتل خاشقجی را بی ربط به معامله قرن نمی داند و دراین باره بیان داشت: «برخی منابع از اقدام ملک سلمان در گرفتن پرونده فلسطین از پسرش محمد بن سلمان و منع او از اظهارنظر در این باره خبر دادند. گفتنی است محمد بن سلمان که ارتباط نزدیکی با کوشنر داماد ترامپ دارد از موافقان معامله قرن است و حتی بر محمود عباس فشار آورده بود که روستای ابودیس در نزدیکی قدس را به عنوان پایتخت کشور فلسطین به جای قدس شرقی بپذیرد.

 

روزنامه دست‌راستی "معاریو" هم یکم اوت نوشت که ملک سلمان با مخالفت خود با هر گونه طرحی که مساله قدس شرقی و آوارگان را مدنظر قرار ندهد، در واقع معامله قرن را به شکست کشانده است.

حال با این وجود، این احتمال وجود دارد که آمریکا بخواهد با تشدید فشارها و اتخاذ تصمیماتی در کنگره موضع دولت این کشور را در خصوص معامله قرن تعدیل کند.»

ترکیه و مدیریت بحران ترور خاشقچی

این پژوهشگر غرب آسیا در ادامه تحلیل خود به نقش ترکیه در این قتل می پردازد و می گوید ترکیه این مساله تا کنون بسیار خوب مدیریت کرده است.

وی در ادامه مطلب می نویسد: «شیوه اطلاع‌رسانی و اظهارنظر مقامات ترکیه حکایت از آن دارد که دولت این کشور حساب‌شده و بدون انفعال در حال مدیریت بحران ترور جمال خاشقچی نویسنده منتقد عربستانی است. آنکارا از همان روز نخست ناپدیدی خاشقچی پس از ورود به کنسولگری ریاض در استانبول مهم‌ترین مدرک دال بر ترور این روزنامه‌نگار یعنی همان نوار صوتی ضبط شده از داخل کنسولگری را در اختیار داشت و می‌توانست از همان روزهای نخست همه مدارک را رو کند، اما این کار را نکرد. واقعیت این است که ترکیه با وجود زیر سوال رفتن حاکمیت و امنیتش رغبتی ندارد که این مساله به بحرانی فراگیر در روابط با عربستان تبدیل شود و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری سعودی‌ها را به مخاطره بیاندازد.

فعلا آنکارا با آزادسازی تدریجیِ اطلاعاتِ موثق در این باره قصد دارد بر ریاض فشار آورد تا به راه حل مشترکی برای خروج از این بحران تن دهد. »

وی در ادامه به نقش ترکیه در قتل خاشقجی پرداخت و ضمن تاکید بر روابط عربستان و ترکیه گفت: «این که دولت ترکیه اعلام کرده است عربستان باید همکاری کند، در حقیقت منظورش همکاری در این زمینه است و الا آنکارا از ترور خاشقچی در کنسولگری با دستور مقامات عالی سعودی مطمئن است و نیازی به این همکاری برای روشن شدن ابعاد مساله ندارد.

اعلام آمادگی عربستان برای اعزام یک هیات امنیتی برای همکاری در این پرونده با دستگاه امنیتی ترکیه می‌تواند نشان از این باشد که ریاض پیام آنکارا را دریافت کرده است‌. در کل اعزام این هیات می‌تواند دو انگیره داشته باشد، یکی اطلاع دقیق از مدارک موثق دیگری که در اختیار دولت ترکیه است و دیگری ورود به گفتگوی جدی برای یافتن راه حلی مشترک برای این قضیه است.

این راه حل می‌تواند این باشد که دولت عربستان اعلام کند عواملی خودسر بدون اطلاع دربار دست به این اقدام زده و تاکید کند که با آن‌ها به شدت برخورد خواهد کرد. »

 

گل عنبری چرایی مواضع ترکیه با عربستان را اینگونه توضیح داد و در نهایت نتیجه گرفت: «اینجا ترکیه از یک سو توانسته از بحرانی شدن روابط با عربستان جلوگیری کند که تجربه (مثلا در ارتباط با کانادا و آلمان) نشان داده است ریاض معمولا در این موقعیت‌ها ابایی از اتخاذ تصمیمات متهورانه‌ و انفعالی ندارد و از سوی دیگر، می‌تواند در برخی مسائل از ریاض امتیازاتی هم بگیرد.

روزها و هفته‌های آینده روشن خواهد کرد که آیا آنکارا و ریاض می‌توانند در خفا به توافقی رسیده و این پرونده را به نوعی مختومه کنند که به روابط فیمابین آسیبی جدی وارد نکند که اگر این اتفاق بیافتد به احتمال زیاد روند آزادسازی تدریجی و رسانه‌ای مدارک ترور از سوی ترکیه متوقف خواهد شد و آن نوار صوتی هم منتشر نخواهد شد که گفته می‌شود حرف‌های رد و بدل شده میان خاشقچی و تیم ترور است. به نوشته منابع آمریکایی دولت ترکیه، واشنگتن را در جریان محتویات این نوار قرار داده که هنوز رسانه‌ای نشده است.»

این پژوهشگر غرب آسیا در نهایت به خبرنگار ما درباره فایل صورتی منشتر شده که روز گذشته روزنامه ینفی شفق متشر کرد گفت: «اگر چه روز گذشته رسانه های خبری ترکیه خبر از انتشار نوار صوتی دادند اما جزء کوچکی از اطلاعات این نوار صوتی به رسانه های خبری درز یافته است چراکه نوار تصویری هم وجود دارد که به دست رسانه های خبری نرسیده است. به هر ترتیب اصل این نوارها در اختیار رسانه ها قرار نگرفته است.»